فنون توسعه سازماني (O rganization Development Techniques)
ساير عناوين : ؛OD Techniques
شرح : فنون عبارتند از راههاي انجام كارها و روشهاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزهها مهم هستند. مديريت هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله بودجهبندي، حسابداري هزينه، فنون برنامهريزي و كنترل شبكه مانند فن ارزيابي و مرور برنامه (پرت) يا روش مسير بحراني (CPM)، كنترل نرخ بازگشت سرمايه و مديريت بر مبناي هدف.
ساير عناوين : تكنيكهاي مديريت؛
شرح : فنون عبارتند از راههاي انجام كارها و روشهاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزهها مهم هستند. مهندسي صنايع هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله ارزيابي كار و زمان، كنترل موجودي، فنون برنامهريزي و كنترل شبكه مانند فن ارزيابي و مرور برنامه (پرت) يا روش مسير بحراني (CPM)، كنترل كيفيت، تحليل و طراحي سيستمهاي اطلاعات. در اين بخش فنون مهندسي صنايع در قالب فنون برنامهريزي، تحليل سيستم، عمومي و كنترلي دستهبندي ارائه ميشوند. البته يك فن خاص ممكن است در بيش از يكي از دسته هاي فوق قرار گيرد. همچنين در هر يك از فنون برنامهريزي، تحليل سيستم و كنترلي ممكن است از فنون عمومي استفاده شود.
تعريف : كاري كه توسط افرادي در قالب يك تيم انجام شود، اغلب با هدف دستيابي به اثربخشي بيشتر نسبت به شرايطي كه همان افراد آن كار را انفرادي انجام دهند.
ساير عناوين : كار گروهي؛
تعريف : به فرايندي گفته ميشود كه بتواند با استفاده از خلاقيت و نوآوري، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و بكارگيري همراهان به وجود آورد.
تعريف : كارمنديابي، فرايندي است كه به وسيله آن كساني كه به نظر ميرسد توانايي بالقوهاي براي عضويت در سازمان و انجام دادن وظايف محوله دارند شناسايي ميگردند و موجبات جذب آنها به سوي سازمان فراهم ميشود.
شرح : كارمنديابي يك فرايند واسطهاي است؛ يعني طي اين فرايند كساني كه جوياي كارند (متقاضيان كار) و كساني كه خواهان نيروي كارند (استخدامكنندگان) براي نخستين بار با يكديگر روبرو ميشوند تا طي فرايند بعدي (انتخاب و گزينش) توانايي واقعي آنها براي احراز شغل و ورود به سازمان تعيين گردد.
تعريف : واژهاي عمومي براي ساخت، خريد يا فروش كالاها و خدمات.
تعريف : وظيفه مديريتي كنترل عبارتست از اندازهگيري و اصلاح عملكرد براي دستيابي به اين اطمينان كه اهداف سازمان و برنامههاي تدوين شده براي دستيابي به آن اهداف به سرانجام ميرسند.
شرح : كنترل يكي از وظايف مديريت است. كنترل مديريتي معطوف به كل سازمان است اما در قالب روشهاي مشخص براي كنترل مالي، كنترل كيفيت و . . . نيز مطرح ميشود. كنترل به صورت ضمني فعاليت نظارت و ارزيابي را نيز شامل ميشود.
تعريف : فنون كنترل مراحل و زمانبندي فعاليتهاي پروژه.
تعريف : فنون مورد استفاده براي كنترل موجودي مواد، كالا و كالاي در جريان ساخت و غيره.
ساير عناوين : بيانيه مأموريت؛
شرح : اطلاعات دريافتي از خارج سازمان يا ديگر زيردستان را به اعضاي سازمان انتقال ميدهد كه برخي از آنها همراه تحليل و تفسير خود او هستند.
شرح : مسئول، تأييد كننده و تصميمگير براي تخصيص همه انواع منابع سازماني.
شرح : طيف وسيعي از اطلاعات را جستجو و دريافت ميكند تا درك كاملي از سازمان و محيط ترسيم كند. همانند عصب مركزي اطلاعات دروني و بيروني سازمان عمل ميكند.
ساير عناوين : مدير در نقش خبرنيوش؛
شرح : برقراري شبكه خودتوسعهيافته از ارتباطات خارج سازمان و افراد آگاه كه از سازمان پشتيباني ميكنند و به آن اطلاعات ارائه ميدهند.
شرح : مسئول ايجاد انگيزش در زيردستان و فعالسازي آنها. مسئول بكارگماري، آموزش و وظايف مرتبط. مسئول هر گونه فعاليت مديريتي كه به زيردستان مربوط باشد.
شرح : انتقال اطلاعات به افراد خارج از سازمان در مورد برنامهها، سياستها، اقدامات و نتايج.
شرح : سازمان و محيط آن را براي فرصتها جستجو ميكند و پروژههاي بهبود را براي ايجاد تغيير در سازمان آغاز ميكند. براي طراحي پروژههاي خاص نظارت ميكند.
شرح : مسئول براي انجام اقدامات اصلاحي وقتي كه سازمان با تغييرات و انحرافات مهم و غيره منتظره روبرو ميشود.
ساير عناوين : مدير در نقش كنترلگر؛
شرح : نماينده سازمان در مذاكرات مهم.
شرح : شخص اول نمادين. كسي كه ملزم به انجام تعدادي از وظايف تشريفاتي است كه داراي طبيعت قانوني يا اجتماعي هستند مانند مراسم مختلف، درخواستهاي رسمي و كتبي.
ساير عناوين : مدير در نقش رئيس؛ مدير در نقش مقام اسمي؛
تعريف : واژه عمومي براي هماهنگي و هدايت منابع، سرمايه و نيروي انساني با هدف دستيابي به اهداف سازمان.
شرح : مديريت واژهاي عمومي براي اداره كردن است. مديريت داراي انواع و اقسام مختلفي است. مديريت را ميتوان براي يك سازمان، موضوع، منبع، كسب و كار يا صنعت مطرح كرد. همچنين مديريت، صرفنظر از اينكه كجا يا براي چه بكار ميرود، داراي اصول، مباني، مفاهيم، فلسفه، نظريه، وظايف، تاريخچه، و . . . است كه كمابيش در انواع مديريت قابل كاربرد هستند. در اينجا موضوع مديريت را در قالب دو دسته كلي (1) انواع مديريت و (2) اجزاء مديريت تقسيمبندي ميكنيم.
ساير عناوين : اداره امور؛Administration
تعريف : عبارتست از توسعه سيستمهايي براي جلوگيري از سوانح، آسيبها و ديگر رخدادهاي نامطلوب در محيطهاي سازماني. اين كار شامل اقداماتي مانند جلوگيري يا كاهش وقايع يا سوانح نامطلوب براي كاركنان، بيماران يا تجهيزات است. برنامهريزي براي كاهش آسيبهاي ناشي از افتادن يا تهيه برنامه ايمني آتشسوزي از جمله مثالهاي اين اقدامات هستند. مديريت يا كنترل عناصري كه در خطرات مربوط به يك فعاليت مؤثر هستند. اين اقدامات شامل تعيين خطرات، برطرف ساختن يا كنترل خطرات، توسعه دستورالعملها، آموزش، انگيزش، تأمين مالي، هدفگذاري، تيمسازي و غيره ميشوند.
ساير عناوين : مديريت سلامت و ايمني كاركنان؛Safety and Health Management
تعريف : واژه عمومي براي مديريت وظيفه بازاريابي، و براي مديراني كه در واحدهاي بازاريابي سازمانها كار ميكنند و مسئوليت چنين مديريتي را بر عهده دارند.
تعريف : شيوههاي مديريت معطوف به مديريت پروژهها شامل برنامهريزي، پيادهسازي و هماهنگي اغلب در يك مقياس زماني كوچك در كوتاهمدت.
تعريف : فرايند ايجاد، كنترل، كاهش و بهرهبرداري از تعارضات سازماني.
تعريف : مديريت توليد عبارتست از فرايند برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليتهاي توليد در يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به محصولات تمامشده.
تعريف : مديريت خدمات عبارتست از فرايند برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليتهاي ارائه خدمت توسط يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به خدمات قابل عرضه.
تعريف : فنون مديريت كه به دنبال برانگيختن و ارتقاء خلاقيت در سازمان هستند.
تعريف : عبارت كلي براي مهارتها و روشهاي مديريتي مربوط به مديريت سازمانهاي بخش عمومي و دولتي.
ساير عناوين : ؛Public Management
تعريف : فعاليتها و فرايندهاي برنامهريزي براي اينكه بتوان از زمان به مؤثرترين روش ممكن استفاده كرد.
تعريف : شاخه يا رشتهاي از مديريت كه بر مديريت عمليات توليدي و خدماتي شامل حوزههايي مانند زمانبندي، جابجايي و انبار مواد و مديريت جريان كار تمركز ميكند.
تعريف : مديريت فرايندهاي كسب و كار رويكردي به اداره فرايندها در سراسر طول عمر آنهاست از زماني كه در شكل اوليه ايجاد ميشوند تا مراحل مختلف بهبود مستمر.
ساير عناوين : مديريت فرايندهاي بازرگاني؛BPM
تعريف : فنون مديريت مرتبط و بكار رفته براي استفاده از فناوري در انجام كارها.
ساير عناوين : مديريت تكنولوژي؛
تعريف : عبارت كلي براي مهارتها و روشهاي مديريتي براي مديريت تمام عمليات و فعاليتهاي يك موجوديت كسب و كار.
ساير عناوين : مديريت بازرگاني؛
تعريف : مقصود از مديريت منابع انساني سياستها و اقدامات مورد نياز براي اجراي بخشي از وظيفه مديريت است كه با جنبههايي از فعاليت كاركنان بستگي دارد، به ويژه براي كارمنديابي، آموزش دادن به كاركنان، ارزيابي عملكرد، دادن پاداش و ايجاد محيطي سالم و منصفانه براي كاركنان سازمان.
تعريف : عبارت كلي براي مديريت موجودي مورد نياز عمليات توليدي يا خدماتي با هدف دستيابي به كارايي بهينه.
تعريف : مديريت نگهداري و تعميرات عبارتست از برنامهريزي و اجراي اثربخش فعاليتهاي مربوط به نگهداري و تعميرات وسايل و تجهيزات. اين موضوع طيف وسيعي از وظايف و مسئوليتها را از طراحي فعاليتهاي نگهداري و تعميرات تا فراهمآوري و مديريت منابع مورد نياز در برميگيرد.
ساير عناوين : مديريت نت؛
تعريف : فنون مديريتي كه به انگيزش رفتار نوآورانه و تبديل نوآوريها به فايده عملي و واقعي در قالب محصولات و فرايندها ميپردازند.
تعريف : فنون مديريت مورد استفاده در امور مربوط به هزينه (قيمتگذاري، برآورد هزينه و . . . ) و كنترل آن.
تعريف : تأييد درستي و صحت مجموعهاي از واقعيتهاي بيان شده (مانند حسابهاي مالي).
تعريف : بررسي مديريت و بهرهبرداري از منابع اقتصادي و كارآمدي آن، علل غيراقتصادي و ناكارآمد بودن و تبعيت فعاليتهاي انجام شده از قوانين و مقررات وضعشده در خصوص اقتصاد و كارايي.
تعريف : يك كنترل سازماني است كه اثربخشي ديگر كنترلهاي سازمان يافته را بررسي و ارزيابي ميكند. مميزان داخلي مميزي عملياتي را انجام ميدهند و حقالزحمه آنها از سوي سازمان پرداخت ميشود.
تعريف : يك كنترل دولتي است كه نياز واحدهاي دولتي را در سطوح مختلف تأمين ميكند. مميزيهاي دولتي داراي سه نوع مالي، اقتصاد و كارايي يا نتايج برنامه (مميزي بر اساس موضوع) هستند كه معمولاً توسط مميزان دولت يا در بعضي موارد توسط مميزان مستقل انجام ميشوند. حقالزحمه مميزان دولتي توسط سازمانهاي استخدام كننده آنها پرداخت ميشود.
تعريف : ارزيابي داخلي از سيستمهاي مديريت سازمان به منظور حصول اطمينان از اينكه سيستمهاي مستند شده به درستي اجرا شدهاند.
تعريف : اگر ارزيابي داخلي توسط مشتري انجام شود.
شرح : مميزي شخص دوم مميزي خارجي نيز ناميده ميشود.
تعريف : ارزيابي سازمان توسط يك سازمان مستقل مميزي كننده.
شرح : مميزي شخص سوم مميزي خارجي نيز ناميده ميشود.
تعريف : سنجش كارايي و اثربخشي رويههاي عملياتي.
تعريف : بررسي مطابقت صورت وضعيتهاي مالي با اصول پذيرفته شده حسابداري و همچنين بررسي تبعيت فعاليتهاي مالي از قوانين و مقررات وضع شده.
شرح : به اين نوع مميزي «حسابرسي» هم گفته ميشود.
ساير عناوين : حسابرسي؛
تعريف : يك كنترل اجتماعي است كه علاوه بر تأمين نيازهاي مميزي داخلي، نياز كاربران خارجي اطلاعات مالي را تأمين ميكند. مميزان مستقل، مميزي اظهارنامههاي مالي را انجام ميدهند و هزينه مميزي مستقيماً توسط سازمان پرداخت ميشود.
تعريف : بررسي دستيابي به نتايج و منافع پيشبيني شده.
تعريف : توانايي كار با افراد و گروهها و درك و ايجاد انگيزش در آنها.
شرح : يكي از سه دسته مهارتهاي مديريت. مهارتهاي اين دسته مربوط به روابط انساني است.
ساير عناوين : مهارتهاي اجتماعي؛
تعريف : توانايي در ايجاد هماهنگي و يكپارچگي تلاشها و فعايتهاي سازمان. توانايي در درك سازمان به عنوان يك كل، درك چگونگي ارتباط اجزاي سازمان با يكديگر و توانايي در پيش بيني اثرات يك تغيير در سازمان. توانايي در شناخت مسائل، تببين آنها و ارائه راهكار هاي خلاقانه.
شرح : يكي از سه دسته مهارتهاي مديريت. اين دسته از مهارتهاي مديريت با مفاهيم و ايدهها سر و كار دارند.
ساير عناوين : مهارتهاي مفهومي؛ مهارتهاي ذهني؛ مهارتهاي عقلي؛
تعريف : توانايي در استفاده از دستورالعملها و فنون مربوط و برخورداري از دانش حوزه تخصصي مربوط به مجموعه تحت مديريت.
شرح : يكي از سه دسته مهارتهاي مديريت. مهارتهاي اين دسته مربوط به چيزهاست.
تعريف : تخصص يا توانايي در انجام كارهاي مربوط به مديريت.
شرح : براي اينكه مديران در انجام وظايف مديريت و ايفاي نقشهاي مديريتي موفق باشند بايد داراي برخي مهارتهاي مديريتي باشند. رابرت كتز، استاد دانشگاه و مدير، مهارتهاي مديريتي را در قالب سه دسته تقسيمبندي كرده است. موضوعات اخص اين سه دسته را نشان ميدهند. Katz, Robert. 1974. Skills of an effective administrator. Harvard Business Review. September-October 90-101
تعريف : مهارتهاي مورد نياز براي انجام مذاكره موفق و دستيابي به اين تضمين كه توافق حاصل از مذاكره اهداف مورد نظر را تأمين ميكند.
شرح : مذاكره عبارتست از فرايندي كه كه در آن دو طرف با هم صحبت ميكنند تا بر سر موضوعاتي مانند دستمزد، قيمت، نحوه ادغام و غيره به توافق برسند.
تعريف : استفاده از تكنيكهاي مهندسي براي طراحي و نگهداري سيستمها.
شرح : در حالي كه تحقيق در عمليات با توجه به منابع فعلي سيستم به حل مسئله و ارائه راه حل ميپردازد مهندسي سيستمها بر طراحي و برنامهريزي سيستمهاي جديد براي انجام بهتر عمليات فعلي يا اجراي عمليات، وظايف يا خدماتي كه تا به حال به كار گرفته نشدهاند تأكيد ميكند. به عبارت ديگر تحقيق در عمليات تغيير رويههاي سيستم را پيشنهاد ميكند در حالي كه مهندسي سيستمها تغيير كل يا بخشي از يك سيستم و جايگزين نمودن سيستم جديد را پيشنهاد ميكند.
تعريف : مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستمهاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و روشهاي تحليل و طراحي مهندسي، نتايج و خروجيهاي مورد انتظار چنين سيستمهايي را تعيين، پيشگويي و ارزيابي ميكند.
شرح : مهندسي صنايع عنوان يك رشته تحصيلي در دانشگاهها است. ممكن است عناوين ديگري براي اين رشته به كار رود كه از آن جمله ميتوان به مهندسي سيستم و مديريت صنعتي اشاره كرد. مهندسي صنايع مجموعهاي از مفاهيم، روشها، فنون و ابزار است كه متخصصان اين رشته از آنها براي كمك و پشتيباني مديريت استفاده ميكنند.
ساير عناوين : مهندسي سيستمها؛ مديريت صنايع؛ مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي؛Systems Engineering
شرح : در اين بخش اطلاعاتي درباره رشته مهندسي صنايع در دانشگاههاي ايران ارائه ميشود. اين اطلاعات عبارتند از: - دانشكدههايي كه رشته مهندسي صنايع در آنها تدريس ميشود - مقاطع مختلف رشته مهندسي صنايع - گرايشهاي مهندسي صنايع - دروسي كه تدريس ميشود
تعريف : بررسي نظري نقش و طبيعت مديريت.
شرح : نظريه عبارت است از يك گروهبندي سيستماتيك از مفاهيم و اصول مرتبط به گونهاي كه چارچوبي براي حوزه قابل ملاحظهاي از دانش فراهم آورد.
ساير عناوين : تئوريهاي مديريت؛
شرح : يكي از سه دسته نقشهاي مديريتي.
ساير عناوين : نقشهاي بين فردي؛ نقشهاي بين افراد؛ نقشهاي ميانفردي؛
شرح : يكي از سه دسته نقشهاي مديريتي.
شرح : يكي از سه دسته نقشهاي مديريتي.
تعريف : واژه عمومي براي كارها، رفتارها، مسئوليتها و فعاليتهاي مورد انتظار از يك مدير.
شرح : هنري مينتزبرگ پژوهش وسيعي بر روي نوع و طبيعت كار مديران انجام داد. او به اين نتيجه رسيد كه مديران ده نقش اصلي ايفا ميكنند كه ميتوانند در قالب سه وظيفه اصلي دستهبندي شوند. او نتيجه گرفت كه كارهاي خيلي از مديران شبيه به هم هستند زيرا همه مديران يك تسلط رسمي بر مجموعه خود دارند كه باعث ايجاد يك موقعيت خاص براي آنها ميشود. اين موقعيت مديران را وادار ميكند كه ارتباط اجتماعي با زيردستان، همتايان و بالادستان برقرار كنند و اين برقراري ارتباط اطلاعاتي به مديران ارائه ميدهد كه در تصميمگيري مورد نياز هستند. بنابراين همه مديران يك سري از نقشهاي اجتماعي، اطلاعاتي و تصميمگيري ايفا ميكنند كه مينتزبرگ آنها را «مجموعههاي سازمان يافته از رفتارها» خواند. موضوعات اخص اين موضوع انواع نقشهاي مديريتي هستند.
تعريف : يك نوع سياست نگهداري و تعميرات با هدف حداكثر كردن اثربخشي تجهيزات از طريق يك سيستم فراگير نگهداري و تعميرات پيشگيرانه براي كل طول عمر تجهيزات.
شرح : اين مفهوم به عنوان بخشي از پيادهسازي كايزن (فرايند بهبود فراگير در توليد) در ژاپن شكل گرفت. نگهداري و تعميرات بهرهور فراگير همانند مديريت كيفيت فراگير همه افراد در همه سطوح را در نگهداري و تعميرات دستگاهها و تجهيزات دخالت ميدهد. هدف ترغيب افراد به نگهداري محل كار يا كارخانه از طريق گروههاي كوچك و فعاليتهاي داوطلبانه است.
ساير عناوين : نگهداري و تعميرات بهرهور جامع؛ نگهداري و تعميرات اثربخش فراگير؛ نگهداري و تعميرات اثربخش جامع؛TPM
تعريف : به نمايش گرافيكي ساختار و سلسله مراتب يك سازمان نمودار سازماني گقته مي شود.
ساير عناوين : نمودار سازمان؛ نمودار ساختار سازماني؛ نمودار ساختار سازمان؛Organization Chart
تعريف : توسعه فناوريها، محصولات، فرايندها و سيستمهاي جديد و بكارگيري آنها در عمليات كسب و كار.
تعريف : كار پيوسته تصميمسازي و بيان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعملها و انجام وظيفه به عنوان رهبر سازمان.
شرح : هدايت منابع انساني يكي از وظايف مديريت است. برخي از نويسندگان رهبري را معادل هدايت ميدانند. همچنين برخي به جاي واژه «هدايت» از واژه «رهبري» استفاده ميكنند.
تعريف : تمام فعاليتهاي مربوط به برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار.
شرح : برخي نويسندگان هماهنگي را يكي از وظايف مديريت برميشمرند در حالي كه برخي ديگر هماهنگي را اساس مديريت ميدانند و معتقدند كه هر يك از وظايف مديريتي اقدامي شامل هماهنگي است.
شرح : هر سازمان داراي دو حوزه وظيفهاي عمده است: صف و ستاد. وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين ميكنند. وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني ميكنند. حوزههاي وظيفهاي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزههاي وظيفهاي ستاد هستند.
ساير عناوين : وظايف بنگاه؛Enterprise Functions
تعريف : وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني ميكنند. حوزههاي وظيفهاي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزههاي وظيفهاي ستاد هستند.
تعريف : وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين ميكنند.
تعريف : فهرستي از فعاليتهاي اصلي كه مديران بايد به عنوان بخشي از كارشان انجام دهند.
شرح : حوزههاي وظيفهاي اصلي مديريت، صرفنظر از نوع و سطح مديريت، عبارتند از: برنامهريزي، سازماندهي، هدايت، بكارگماري و كنترل. نويسندگان وظايف مختلفي را براي مديريت برميشمرند و يك فهرست قطعي و مورد قبول همه دانشمندان اين حوزه وجود ندارد. در اينجا به اكثر عباراتي كه به عنوان وظايف مديريت مطرح شدهاند اشاره ميشود.
ساير عناوين : وظايف مديريتي؛Managerial Functions
تعريف : مفهومي كه بر چگونگي يادگيري سازمان به عنوان يك گروه تمركز ميكند نه بر يادگيري تك تك افراد گروه.
