توسعه مديريت (Management Development )
تعريف : ساخت و مونتاژ محصولات.
تعريف : فرايند ايجاد تيمها و گروههاي كاري مؤثر.
ساير عناوين : گروهسازي؛
تعريف : انجام يك كار با كمك ديگر افراد در قالب يك تيم.
ساير عناوين : گروهي كار كردن؛
شرح : انتصاب صحيح از جمله اقداماتي است كه در كاربرد مطلوب منابع انساني نقش مؤثر و اساسي ايفا ميكند. اما انتصاب امري هميشگي نيست بلكه بر اساس شايستگيها، تجربيات و دانشي كه افراد در طول خدمت خود كسب ميكنند بايد به مشاغل بالاتر ارتقاء يابند يا اينكه در مشاغل با مسئوليتهاي مختلف جابجا شوند. جابجايي پرسنل در سازمان يكي از ابزارهاي مؤثر در مديريت منابع انساني بوده و معمولاً به شكلهاي مختلفي انجام ميگيرد.
شرح : چارچوب هفت اس مدلي براي دستهبندي و تجسم ابعاد سازمان است.
ساير عناوين : مدل هفت اس؛ هفت اس مكينزي؛Mckinsey 7-s؛ 7-s Model
تعريف : چرخه حيات ايجاد سيستم روشي منظم و با قاعده است كه براي نظامدهي به كاربرد فرايند ايجاد سيستم و فعاليتهاي لازم براي نگهداري، توسعه و گسترش سيستم در چارچوب يك برنامه عملياتي ساده به كار ميرود. اين روش، فرايند ايجاد سيستم را به مثابه مجموعهاي از گامهاي معين در نظر ميگيرد كه از مرحله بررسي تقاضا تا مرحله پيادهسازي و نگهداري كل سيستم استمرار دارد.
شرح : چرخه حيات ايجاد سيستم فرايندي است كه تحليلگران سيستم، مهندسان نرمافزار و برنامهنويسان كامپيوتر سيستم را به وسيله آن بنا ميكنند. بنابراين ابزاري براي مديريت پروژه ايجاد سيستم محسوب ميشود كه براي برنامهريزي، اجرا و كنترل پروژههاي مذكور به كار ميرود.
ساير عناوين : ؛SDLC
تعريف : فرايند ايجاد و نگهداري حسابها؛ ثبت و تحليل تمام مبادلات مالي بنگاه و خلاصه وضعيت مالي فعلي و ارائه گزارش به مديران و ذينفعان، مسئولان مالياتي و دولتي و ديگر نهادهاي مربوط.
تعريف : حسابداري دولتي، مجموعه عملياتي است كه با توجه به قوانين و مقررات مالي دولت و با رعايت اصول و فنون حسابداري، اسناد مالي را تنظيم و دفاتر روزنامه و كل و معين را ثبت نموده و گزارشها و اطلاعات مالي را استخراج و تجزيه و تحليل مينمايد.
ساير عناوين : ؛Governmental Accounting
تعريف : حسابداري قيمت تمامشده، با فرايند محاسبه قيمت تمامشده محصولات، خدمات يا فعاليتهاي معين سروكار دارد و اطلاعات آن در تهيه گزارشهاي داخلي و خارجي سازمان، مورد استفاده قرار ميگيرد. در كتب و نشريات مربوط به حسابداري قيمت تمامشده، عنوان حسابداري صنعتي نيز بكار برده ميشود.
ساير عناوين : حسابداري صنعتي؛
تعريف : گونهاي از حسابداري كه اطلاعات مالي را در قالب ترازنامهها و صورتهاي سود و زيان براي استفاده داخلي سازمان و همچنين براي گزارشدهي به سهامداران و ناظران دولتي جمعاوري، تحليل و ارائه ميكنند.
تعريف : وظيفه حسابداري كه با هدف اصلي تغذيه اطلاعات مالي به تمام سطوح مديريت، دادههاي مالي را جمعآوري، تحليل و ارائه ميكند.
ساير عناوين : ؛managerial accounting
تعريف : فرايندهاي حسابداري كه به عنوان بخشي از مديريت هزينه، اطلاعات هزينه را دسته بندي، ثبت و گزارش ميكنند.
شرح : به كاركنان به جبران كاري كه در سازمان انجام ميدهند حقوق و دستمزد پرداخت ميشود. ارزش نسبي مشاغل مختلف در سازمان، ارزش نسبي كاركنان، سطح حقوق و دستمزدهاي رايج، نقش اتحاديه و سنديكاها، اوضاع اقتصادي، مقررات دولتي از جمله عواملي هستند كه بايد در محاسبه حقوق و دستمزد در نظر گرفته شوند. با بررسي اين قبيل عوامل، مسئولان سازمان ميتوانند سيستمي را به وجود آورند كه بر اساس آن، حقوق و دستمزد هر يك از افراد شاغل در سازمان معين و پرداخت گردد.
تعريف : يافتن و پيادهسازي راهحلهايي براي رويدادها و موضوعاتي كه تهديدكننده انجام كارا يا اثربخش يك كسب و كار هستند.
تعريف : ارائه كالاهاي ناملموس به مشتريان يا در قالب ضميمه يك محصول فيزيكي (مانند پشتيباني) يا در قالب كالاهاي مستقل (مانند آموزش).
تعريف : خدمات آموزشي در همه سطوح و موضوعات در قالب همه روشها.
تعريف : ارائه انواع خدمات و محصولات مرتبط با مديريت به مديران براي انجام بهتر وظايفشان.
تعريف : توانايي خلق يا اختراع چيزهاي جديد.
شرح : خلاقيت يكي از بخشهاي مهم طراحي است.
تعريف : توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژيهاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، دورنماي موفقيت سازمان ناميده ميشود.
ساير عناوين : چشمانداز؛ دورنماي موفقيت سازمان؛
شرح : در اين بخش موضوعات مديريتي مربوط به دولت و حكومت ارائه ميشود.
تعريف : گونهاي از سازماندهي مديريت دولتي به منظور افزايش كارايي، شفافسازي، دسترسپذيري و پاسخگويي به شهروندان از طريق استفاده فراگير و استراتژيك فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات در مديريت داخلي دولت و همچنين در برقراري ارتباط با شهروندان و كاربران خدمات عمومي.
تعريف : عبارت از مجموعه عملياتي است كه باعث حل مشكلات كاركنان شده و نيازهاي داخل و خارج سازماني آنها (اعم از نيازهاي مادي و معنوي و رواني) را حتيالمقدور مرتفع ميسازد و آنها را از نظر جسماني و رواني سالم نگاه ميدارد.
شرح : امور رفاهي و رسيدگي به وضع زندگي كاركنان و تهيه موجباتي كه به بهبود وضع زندگي آنها كمك كند يكي از وظايف عمده در مديريت منابع انساني است و عبارت از مجموعه عملياتي است كه باعث حل مشكلات كاركنان شده و نيازهاي داخل و خارج سازماني آنها (اعم از نيازهاي مادي و معنوي و رواني) را حتيالمقدور مرتفع ميسازد و آنها را از نظر جسماني و رواني سالم نگاه ميدارد. بدين ترتيب، سازمانهاي مختلف نسبت به احتياجاتي كه كاركنان دارند در حد توان خود برنامههاي رفاهي مختلفي را اجرا ميكنند.
تعريف : طرز فكر، رفتار و فعاليتهاي افراد داخل سازمان و خود سازمان به عنوان يك موجوديت مستقل.
ساير عناوين : ؛Organization Bahaviour
تعريف : رفتاري مديريتي كه تمايل به ريسك كردن، توانايي تشخيص و بهرهبرداري از فرصتها و داشتن رويكردي فرافعالي نسبت به محيط از مشخصههاي اصلي آن هستند.
تعريف : واژه عمومي براي نگرشها و اعمالي كه مديران در مجموعهاي خاص از شرايط از خود نشان ميدهند.
تعريف : روشهايي كه با تحليل آماري، فرايندهاي تصادفي را بررسي و شرايط آنها را توضيح ميدهند.
تعريف : روشهايي كه بهترين جواب مربوط به هدف تعريف شده را ارائه ميكنند.
تعريف : روشهايي كه بر اساس قاعدهاي تجربي يا برگرفته از طبيعت جواب خوبي در مدت زمان معقول براي مسئله ارائه ميكنند.
تعريف : چارچوبي كه سازمان بر اساس آن بنا ميشود شامل مشخصههايي از قبيل سطوح سلسله مراتب، خطوط فرماندهي و روابط.
ساير عناوين : ساختار سازمان؛Organization Structure
تعريف : سازمان ساختاري ارادي و عمدي از نقشهايي است كه در يك بنگاه به شكل رسمي سازماندهي شدهاند. سازمان گروهي از افراد است كه به صورت عمدي سازمان داده شدهاند تا به يك يا مجموعهاي از اهداف كلي و مشترك دست يابند.
شرح : واژه «سازمان » در دو جنبه فيزيكي و مفهومي بكار ميرود. از جنبه فيزيكي به معناي بنگاه يا مؤسسه است بدين معني كه محلي و ساختماني همراه با افرادي در جهت اهدافي مشغول بكار هستند كه در ادبيات علمي، معناي فيزيكي سازمان را با واژه «بنگاه » مشخص مينمايند. از جنبه مفهومي و در شكل رسمي، سازمان ساختاري ارادي و عمدي از نقشهايي است كه در يك بنگاه به شكل رسمي سازماندهي شدهاند.
تعريف : سازمانهايي كه به كار تأمين محصولات و ارائه خدمات (گاهي اوقات به شكل غير انتفاعي) در بخش عمومي و دولتي ميپردازند.
تعريف : سازمان با تعداد كمي از لايههاي سلسله مراتب، معمولاً داراي عدم تمركز و آزادي عمل مديران سطوح پايينتر.
ساير عناوين : ؛Flat Structure
تعريف : ساختار ارادي از نقشها در بنگاهي كه به صورت رسمي سازماندهي شده است.
تعريف : شبكهاي از روابط شخصي و اجتماعي كه توسط سازمان رسمي بنا نشده است بلكه به واسطه ارتباط كاركنان بنگاه خود به خود شكل گرفته است.
تعريف : سازماني كه يادگيري و دريافت دانش و مهارتهاي جديد را اولويت اصلي خود قرار ميدهد و نه تنها يادگيري توسط تمام مديران و كاركنان، بلكه اشاعه موارد ياد گرفته شده را در سازمان تشويق ميكند.
تعريف : گروهبندي فعاليتهاي ضروري براي دستيابي به اهداف، تخصيص هر گروه از فعاليتها به يك مدير به همراه قدرت و اختيار لازم براي نظارت بر آن، و تأمين هماهنگي افقي و عمودي در ساختار سازمان.
شرح : سازماندهي يكي از وظايف مديريت است. سازماندهي شامل فعاليتهايي براي طراحي ساختار سازماني، تعيين مسئوليت افراد و شرح وظايف آنها، طبقهبندي مشاغل، تفويض اختيارات و . . . است.
تعريف : طرز تلقي مديريت در حوزههايي مانند رهبري و نظارت، تفويض اختيار، و ارتباط با ديگر مديران و كاركنان.
تعريف : مجموعهاي از عناصر كه به صورت دقيق مرتب شده و چيده شده باشند، به صورت مناسب با يكديگر مرتبط باشند و يك هدف خاص را تأمين كنند.
ساير عناوين : نظامها؛
تعريف : يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمعآوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه.
شرح : اطلاعات منبعي ضروري براي انجام عمليات و مديريت سازمانهاست. موجودي انبار، تعداد اقلام خريداري شده يا فروخته شده، ميزان بودجه و مقادير تخصيص يافته آن، مدت زمان توليد محصول، مشخصات نيروي انساني و . . . اطلاعاتي هستند كه سازمانهاي مختلف براي انجام عمليات خود و مديريت به آنها نياز دارند. سيستمهاي اطلاعات دستهاي از سيستمهاي سازمان هستند كه به كار توليد اطلاعات ميپردازند. منابع ديگر مانند انرژي، نيروي انساني، سرمايه، مواد اوليه و ماشينآلات نيز در سازمان بكار گرفته ميشوند اما بخش قابل ملاحظهاي از اين منابع صرف اجراي سيستمهاي اطلاعات ميشوند. بنابراين سيستم هاي اطلاعات، سيستمهايي هستند كه هر سازمان دير يا زود بايد از آنها استفاده كند. سيستمهاي اطلاعات داراي اجزاء، وظايف، اصول و روشهاي تحليل، طراحي و نگهداري و اصول سازماندهي هستند كه در مقاله مقدمهاي بر سيستمهاي اطلاعات شرح داده ميشوند. همچنين سيستمهاي اطلاعات داراي انواع و اقسام مختلفي هستند و به دليل رشد روزافزون گونههاي مختلف آن، داشتن يك ديد سيستماتيك از انواع سيستمهاي اطلاعات بسيار مفيد خواهد بود. مقاله نوعشناسي سيستمهاي اطلاعات به تشريح قالبي براي دسته بندي سيستمهاي اطلاعات ميپردازد.
ساير عناوين : نظام اطلاعات؛
تعريف : گونهاي از سيستمهاي اطلاعات سازماني كه اطلاعات مالي حسابها را جمعآوري و پردازش كرده و گزارشهايي از آن حسابها براي استفاده مديريت توليد ميكند.
تعريف : سيستمهاي اطلاعات كه به طور كامل يا تا حدي از رايانه استفاده ميكنند سيستمهاي اطلاعات رايانهاي گفته ميشوند.
شرح : سيستمهاي اطلاعات كه از رايانه استفاده ميكنند. امروزه بيشتر سيستمهاي اطلاعات، رايانهاي هستند و استفاده از رايانه در پيادهسازي آنها امري اجتنابناپذير است.
تعريف : سيستمهاي اطلاعات كه براي اطلاعات سازماني و در سطح سازمان استفاده ميشوند.
ساير عناوين : نظامهاي اطلاعات سازماني؛
تعريف : دستهاي از سيستمهاي پردازش مبادلات براي انجام امور مالي.
تعريف : گونهاي از سيستمهاي اطلاعات رايانهاي كه نرمافزار آن مبتني بر محيط و فناوري وب است و كاربر در محيط وب با اين سيستمهاي اطلاعات كار ميكند.
تعريف : نوعي از سيستمهاي اطلاعات رايانهاي كه معمولاً دادههاي داخل سازمان را از سيستمهاي پردازش مبادلات گرفته و خلاصهسازي معناداري از آنها را در قالب گزارشهاي مديريت براي پشتيباني وظايف مديريت در يك سازمان ارائه ميكنند.
شرح : سيستم اطلاعات مديريت يكي از انواع سيستمهاي اطلاعات سازماني است. نقش سيستم اطلاعات مديريت پشتيباني اطلاعاتي مديريت است.
ساير عناوين : نظامهاي اطلاعات مديريت؛ سيستمهاي گزارش مديريت؛Management Reporting Systems؛MIS؛MRS
تعريف : يك سيستم اطلاعات براي جمعآوري، ذخيره، نگهداري، بازيابي دادههاي مورد نياز يك سازمان از كاركنانش و همچنين براي كمك به برنامهريزي، امور اداري، تصميمگيري و كنترل فعاليتهاي مديريت منابع انساني.
تعريف : سيستمهاي اطلاعات كه از طريق رويهها و پردازش اطلاعات بر روي فعاليتهاي روزانه و تبادلات سازمان، كنترل عملياتي اعمال ميكنند.
شرح : سيستمهاي پردازش مبادلات يكي از انواع سيستمهاي اطلاعات سازماني هستند كه سازمان را پشتيباني اطلاعاتي ميكنند. سيستمهاي پردازش مبادلات اصليترين سيستم هاي اطلاعات سازماني هستند كه بدون وجود آنها، ايجاد سيستمهاي اطلاعات پشتيبان تصميمگيري مانند سيستمهاي اطلاعات مديريت، سيستم پشتيبان تصميمگيري و . . . كاري بيهوده است. اين سيستمهاي اطلاعات، ركوردهاي اطلاعات مربوط به عمليات صف و ستاد سازمان را جمعآوري، پردازش و ذخيره ميكند و آنها را در شكل مستندات، گزارش ها و يا اطلاعات اوليه سيستمهاي اطلاعات پشتيبان تصميمگيري ارائه ميكنند.
ساير عناوين : سيستمهاي پردازش تبادلات؛ سيستمهاي پردازش معاملات؛ سيستمهاي پردازش تراكنشها؛TPS
شرح : سيستم مديريت اسناد يكي از سيستمهاي پردازش مبادلات است. با استفاده از اين سيستم، اسناد سازماني (و ويرايشهاي مختلف آن) جمعآوري، سازماندهي و ذخيره ميشوند و كاربران بر اساس سطوح دسترسي مجاز خود ميتوانند اسناد موردنياز را بازيابي كرده و اطلاعات مربوط به آنها را روزآمد كنند.
ساير عناوين : سيستمهاي مديريت اسناد اداري؛
شرح : سيستم مديريت قراردادها يك سيستم پردازش مبادلات رايانهاي است كه براي ثبت و ذخيره اطلاعات قراردادها، بازيابي آنها در مواقع موردنياز، انجام عمليات مالي مربوط به قراردادها مانند تأمين اعتبار، صدور مجوز و اسناد موردنياز، ارائه گزارشهاي خلاصه و تفصيلي از وضعيت قراردادها، پرداختها و دريافتهاي انجام شده، اعتبارات هزينه شده و نشده، قراردادهاي تأخيردار و . . . استفاده مي شود.
ساير عناوين : سيستم قراردادها؛
تعريف : به دستهبندي ابتدايي سبكهاي مديريت كه توسط ليكرت توسعه داده شد سيستمهاي مديريتي گفته ميشود.
تعريف : يك سيستم اطلاعاتي و عملياتي براي انجام امور مربوط به مديريت نگهداري و تعميرات.
شرح : يكي از انواع سيستمهاي اطلاعات سازماني از نوع سيستمهاي پردازش مبادلات. با استفاده از اين سيستم، اطلاعات مربوط به مشخصات دستگاهها و تجهيزات و آمار خرابيها جمعآوري شده و بر اساس آن اطلاعات برنامهريزي و تحليلهاي لازم انجام ميشود. اين سيستم همچنين اطلاعات لازم را در خصوص انجام فعاليتهاي نگهداري و تعميرات در قالب گزارشهاي از پيش طراحي شده ارائه ميكند.
ساير عناوين : سيستمهاي نت؛سيستمهاي مديريت نگهداري و تعميرات؛ سيستمهاي مديريت نت؛Maintenance Management Systems؛ MMS
ساير عناوين : سيستمهاي مديريت نگهداري و تعميرات رايانهاي؛ سيستمهاي مديريت نت رايانهاي؛Computerized Maintenance Systems؛ CMMS
شرح : نمايش ويژگيها و ابعاد غير قطعي يك سيستم با استفاده از وروديهاي آزمايشي تصادفي.
تعريف : طبقهبندي مشاغل عبارت است از دستهبندي يا تنظيم مشاغل در گروههايي از مشاغل مشابه و قراردادن اين مشاغل در طبقات و درجات مختلف، بطوري كه رابطه صحيح و مناسبي بين عوامل سهگانه زير برقرار شود: 1) وظايف، اختيارات و مسئوليتهاي مشاغل 2) شرايط احراز مشاغل 3) حقوق و دستمزد و مزاياي قابل پرداخت به هر گروه و طبقه شغلي.
تعريف : طراحي شغل عبارت است از تعريف روشي كه يك كار بايد انجام شود و فعاليتهايي كه در يك شغل مفروض مورد نياز است. در تعريف ديگر، طراحي شغل عبارت است از تعيين و در كنار هم قرار دادن وظايفي كه به صورت يك واحد كاري ميتواند توسط فردي با مهارتهاي خاصي انجام گيرد و پاسخگوي بخشي از نياز سازمان باشد. طراحي مجدد شغل عبارت است از تغيير فعاليتها يا روش كار مربوط به يك شغل موجود.
شرح : اين موضوع موبوط به برنامهريزي و طرحريزي فيزيكي فضاهاي كاري از جنبه روابط، هماهنگي، توالي و ... با هدف كاهش هزينهها، دوبارهكاريها و افزايش كارايي و اثربخشي است. طراحي كارخانه، جانمايي بخشها، طراحي ميز كار از جمله موارد طرحريزي فضاهاي كاري هستند. واحدهاي توليد و صنعتي تنها فضاهايي نيستند كه به طرحريزي فضاي كاري نياز داشته باشند بلكه طراحي يك ساختمان اداري، بيمارستان، مجتمعهاي تجاري، آموزشي يا اقتصادي نيز علاوه بر ديگر وجوه طراحي، به طرحريزي فضاي كاري نياز دارند.
تعريف : توليد ايده، فكر يا راهكار از طريق بحث در گروههاي كوچك از افراد.
تعريف : هر وجهي از عمليات سازماني شامل يك سري از فعاليتها كه انجام آنها براي دستيابي به يك هدف مشخص ضروري باشد.
تعريف : به ارزشهاي متداول و ادراكات مشترك موجود بين اعضاي يك سازمان فرهنگ سازماني گفته ميشود.
ساير عناوين : فرهنگ سازمان؛Organization Culture
تعريف : جا به جايي ملكيت كالا در مقابل پول.
شرح : مديريت منابع انساني شامل انجام فعاليتهايي است كه داراي مباني، مفاهيم، فرايندها و ابزارهاي متفاوتي هستند تا حدي كه در سازمانهاي بزرگ براي برخي از آنها واحدهاي مستقلي تشكيل ميدهند. با وجود تفاوت ماهيتي بين اين فعاليتها، بيشتر آنها داراي ارتباط از جهت عمليات و اطلاعات هستند. نوزده فعاليت مشخص از مديريت منابع انساني فعاليت عبارتند از: (1) تجزيه و تحليل مشاغل (2) طراحي شغل (3) طبقه مشاغل (4) ارزشيابي مشاغل (5) برنامهريزي نيروي انساني (6) كارمنديابي (7) انتخاب (8) انتصاب (9) اجتماعي كردن (10) آموزش كاركنان (11) ارزيابي عملكرد (12) بهداشت و ايمني (13) بيمه و بازنشستگي (14) رفاه (15) انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان (16) حقوق و دستمزد (17) پاداش (18) جابجايي (19) انضباط
تعريف : رويكرد ذهني به كارها و هدفهاي مديريت از سوي يك مدير يا مجموعه مديريت يك سازمان.
تعريف : (1) كاربرد دانش در كسب و كار و صنعت. (2) وسايل مكانيكي يا الكترونيكي كه در توليد، محصولات و براي ساخت سيستمهاي كارآمدتر استفاده ميشوند.
ساير عناوين : تكنولوژي؛
تعريف : فناوري اطلاعات عبارتست از كاربرد رايانهها و ديگر فناوريها براي كار با اطلاعات.
شرح : فناوري اطلاعات حوزهاي است كه در تمام موضوعات علمي و كاربردي مورد استفاده قرار ميگيرد و موضوعات مديريت و مهندسي صنايع و حوزههاي مرتبط نيز از اين قاعده مستثني نيستند. بنابراين همسطح با اين موضوعات در اينجا مطرح ميشود.
ساير عناوين : تكنولوژي اطلاعات؛ فناوري اطلاعات و ارتباطات؛IT؛ Information and Communication Technology؛ ICT
شرح : برنامهريزي انواع و سطوح مختلفي دارد. از جنبه ماهيت ميتوان برنامهريزي را به شش دسته تقسيم بندي كرد: (1) برنامهريزي فيزيكي؛ مانند طراحي شهر، طراحي كارخانه، طراحي دفاتر اداري و آنچه به آرايش فضايي اشياء مربوط ميشود. (2) برنامهريزي سازماني؛ دستهبندي فعاليتها، توسعه الگو يا ساختار روابط كاري بين نيروي انساني سازمان، تعريف سلسله مراتب و اختيارات، طبقهبندي مشاغل و توسعه نيروي انساني. (3) برنامهريزي فرايند؛ توسعه روشها يا فرايندها مانند فرايند ساخت و توليد و تعيين توالي حركات و امور مورد نياز فرايند. (4) برنامهريزي مالي؛ تأمين بودجه موردنياز در زمان خواسته شده، مديريت بودجه در دسترس براي استفاده بهينه از آن و سرمايهگذاري مناسب. به عبارت ديگر برنامهريزي مالي ارائه خدمات در قالب پول به ديگر افراد، بخشهاي سازمان و سازمان به عنوان يك كل ميباشد. (5) برنامهريزي وظيفهاي؛ اين نوع برنامهريزي مربوط به وظيفه اصلي است كه سازمان به عنوان يك وظيفه هميشگي انجام ميدهد. برنامهريزي وظيفهاي تركيبي از برنامهريزي فيزيكي، سازماني و مالي براي پاسخ به اهداف وظيفهاي است. (6) برنامهريزي عمومي؛ اين نوع برنامهريزي يك برنامهريزي مادر براي كل شركت يا سازمان است. برنامهريزي عمومي تركيبي از برنامهريزي سازماني، فرايند، مالي و وظيفهاي است. برنامهريزي را ميتوان از جنبه افق زماني نيز دستهبندي كرد. از اين جنبه برنامهريزي در قالب برنامهريزي كوتاهمدت (برنامهريزي عملياتي و تاكتيكي)، برنامهريزي ميانمدت و برنامهريزي بلندمدت دستهبندي ميشود. در مهندسي صنايع، بيشتر برنامهريزي از نوع فيزيكي و فرايند مورد نظر است اگر چه اين مرزبندي به صورت رسمي و قطعي وجود ندارد.
