تبليغاتX
قدرت آرمان

قدرت آرمان

هدف شماست که رهبر شماست

فنون توسعه سازماني (‎O rganization Development Techniques‏)

  • ساير عناوين : ؛OD Techniques

  •   فنون حل مسئله (‎Problem Solving Techniques‏)
  •   فنون كنترل (‎Control Techniques‏)
  •   فنون مديريت (‎Management Techniques‏)

    شرح : فنون عبارتند از راه‌هاي انجام كارها و روش‌هاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزه‌ها مهم هستند. مديريت هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله بودجه‌بندي، حسابداري هزينه، فنون برنامه‌ريزي و كنترل شبكه مانند فن ارزيابي و مرور برنامه (پرت) يا روش مسير بحراني (CPM)، كنترل نرخ بازگشت سرمايه و مديريت بر مبناي هدف.

    ساير عناوين : تكنيك‌هاي مديريت؛

  •   فنون مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering Techniques‏)

    شرح : فنون عبارتند از راه‌هاي انجام كارها و روش‌هاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزه‌ها مهم هستند. مهندسي صنايع هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله ارزيابي كار و زمان، كنترل موجودي، فنون برنامه‌ريزي و كنترل شبكه مانند فن ارزيابي و مرور برنامه (پرت) يا روش مسير بحراني (CPM)، كنترل كيفيت، تحليل و طراحي سيستم‌هاي اطلاعات. در اين بخش فنون مهندسي صنايع در قالب فنون برنامه‌ريزي، تحليل سيستم، عمومي و كنترلي دسته‌بندي ارائه مي‌شوند. البته يك فن خاص ممكن است در بيش از يكي از دسته هاي فوق قرار گيرد. هم‌چنين در هر يك از فنون برنامه‌ريزي، تحليل سيستم و كنترلي ممكن است از فنون عمومي استفاده شود.

  •   كار تيمي (‎Teamwork‏)

    تعريف : كاري كه توسط افرادي در قالب يك تيم انجام شود، اغلب با هدف دستيابي به اثربخشي بيشتر نسبت به شرايطي كه همان افراد آن كار را انفرادي انجام دهند.

    ساير عناوين : كار گروهي؛

  •   كارآفريني (‎Entrepreneurship‏)

    تعريف : به فرايندي گفته مي‌شود كه بتواند با استفاده از خلاقيت و نوآوري، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و بكارگيري همراهان به وجود آورد.

  •   كاربرد سيستم‌ها (‎Systems Application‏)
  •   كارمنديابي (‎‏)

    تعريف : كارمنديابي، فرايندي است كه به وسيله آن كساني كه به نظر مي‌رسد توانايي بالقوه‌اي براي عضويت در سازمان و انجام دادن وظايف محوله دارند شناسايي مي‌گردند و موجبات جذب آنها به سوي سازمان فراهم مي‌شود.

    شرح : كارمنديابي يك فرايند واسطه‌اي است؛ يعني طي اين فرايند كساني كه جوياي كارند (متقاضيان كار) و كساني كه خواهان نيروي كارند (استخدام‌كنندگان) براي نخستين بار با يكديگر روبرو مي‌شوند تا طي فرايند بعدي (انتخاب و گزينش) توانايي واقعي آنها براي احراز شغل و ورود به سازمان تعيين گردد.

  •   كسب و كار (‎Business‏)

    تعريف : واژه‌اي عمومي براي ساخت، خريد يا فروش كالاها و خدمات.

  •   كنترل (‎Control‏)

    تعريف : وظيفه مديريتي كنترل عبارتست از اندازه‌گيري و اصلاح عملكرد براي دستيابي به اين اطمينان كه اهداف سازمان و برنامه‌هاي تدوين شده براي دستيابي به آن اهداف به سرانجام مي‌رسند.

    شرح : كنترل يكي از وظايف مديريت است. كنترل مديريتي معطوف به كل سازمان است اما در قالب روش‌هاي مشخص براي كنترل مالي، كنترل كيفيت و . . . نيز مطرح مي‌شود. كنترل به صورت ضمني فعاليت نظارت و ارزيابي را نيز شامل مي‌شود.

  •   كنترل پروژه (‎Project Control‏)

    تعريف : فنون كنترل مراحل و زمانبندي فعاليت‌هاي پروژه.

  •   كنترل مديريت (‎Management Control‏)
  •   كنترل موجودي (‎Inventory Control‏)

    تعريف : فنون مورد استفاده براي كنترل موجودي مواد، كالا و كالاي در جريان ساخت و غيره.

  •   گزارش‌دهي (‎Reporting‏)
  •   مأموريت (‎Mission‏)

    ساير عناوين : بيانيه مأموريت؛

  •   متدولوژي سيستم‌ها (‎Systems Methodology‏)
  •   مدير در نقش اشاعه‌دهنده اطلاعات (‎Manager as Disseminator‏)

    شرح : اطلاعات دريافتي از خارج سازمان يا ديگر زيردستان را به اعضاي سازمان انتقال مي‌دهد كه برخي از آنها همراه تحليل و تفسير خود او هستند.

  •   مدير در نقش تخصيص‌دهنده منابع (‎Manager as Resource allocator‏)

    شرح : مسئول، تأييد كننده و تصميم‌گير براي تخصيص همه انواع منابع سازماني.

  •   مدير در نقش خبرگزار (‎Manager as Monitor‏)

    شرح : طيف وسيعي از اطلاعات را جستجو و دريافت مي‌كند تا درك كاملي از سازمان و محيط ترسيم كند. همانند عصب مركزي اطلاعات دروني و بيروني سازمان عمل مي‌كند.

    ساير عناوين : مدير در نقش خبرنيوش؛

  •   مدير در نقش رابط با خارج از سازمان (‎Manager for Liaison‏)

    شرح : برقراري شبكه خودتوسعه‌يافته از ارتباطات خارج سازمان و افراد آگاه كه از سازمان پشتيباني مي‌كنند و به آن اطلاعات ارائه مي‌دهند.

  •   مدير در نقش رهبر (‎Manager as Leader‏)

    شرح : مسئول ايجاد انگيزش در زيردستان و فعال‌سازي آنها. مسئول بكارگماري، آموزش و وظايف مرتبط. مسئول هر گونه فعاليت مديريتي كه به زيردستان مربوط باشد.

  •   مدير در نقش سخنگوي سازمان (‎Manager as Spokesperson‏)

    شرح : انتقال اطلاعات به افراد خارج از سازمان در مورد برنامه‌ها، سياست‌ها، اقدامات و نتايج.

  •   مدير در نقش كارآفرين (‎Manager as Entrepreneur‏)

    شرح : سازمان و محيط آن را براي فرصت‌ها جستجو مي‌كند و پروژه‌هاي بهبود را براي ايجاد تغيير در سازمان آغاز مي‌كند. براي طراحي پروژه‌هاي خاص نظارت مي‌كند.

  •   مدير در نقش كنترل‌كننده (‎Manager as Disturbance handler‏)

    شرح : مسئول براي انجام اقدامات اصلاحي وقتي كه سازمان با تغييرات و انحرافات مهم و غيره منتظره روبرو مي‌شود.

    ساير عناوين : مدير در نقش كنترل‌گر؛

  •   مدير در نقش مذاكره‌كننده (‎Manager as Negotiator‏)

    شرح : نماينده سازمان در مذاكرات مهم.

  •   مدير در نقش مقام تشريفاتي (‎Manager as Figurehead‏)

    شرح : شخص اول نمادين. كسي كه ملزم به انجام تعدادي از وظايف تشريفاتي است كه داراي طبيعت قانوني يا اجتماعي هستند مانند مراسم مختلف، درخواست‌هاي رسمي و كتبي.

    ساير عناوين : مدير در نقش رئيس؛ مدير در نقش مقام اسمي؛

  •   مديريت (‎Management‏)

    تعريف : واژه عمومي براي هماهنگي و هدايت منابع، سرمايه و نيروي انساني با هدف دستيابي به اهداف سازمان.

    شرح : مديريت واژه‌اي عمومي براي اداره كردن است. مديريت داراي انواع و اقسام مختلفي است. مديريت را مي‌توان براي يك سازمان، موضوع، منبع، كسب و كار يا صنعت مطرح كرد. هم‌چنين مديريت، صرفنظر از اينكه كجا يا براي چه بكار مي‌رود، داراي اصول، مباني، مفاهيم، فلسفه، نظريه، وظايف، تاريخچه، و . . . است كه كمابيش در انواع مديريت قابل كاربرد هستند. در اينجا موضوع مديريت را در قالب دو دسته كلي (1) انواع مديريت و (2) اجزاء مديريت تقسيم‌بندي مي‌كنيم.

    ساير عناوين : اداره امور؛Administration

  •   مديريت آموزشي (‎Educational Management‏)
  •   مديريت استراتژيك (‎Strategic Management‏)
  •   مديريت اطلاعات (‎Information Management‏)
  •   مديريت ايمني (‎Safety Management‏)

    تعريف : عبارتست از توسعه سيستم‌هايي براي جلوگيري از سوانح،‌ آسيب‌ها و ديگر رخدادهاي نامطلوب در محيط‌هاي سازماني. اين كار شامل اقداماتي مانند جلوگيري يا كاهش وقايع يا سوانح نامطلوب براي كاركنان، بيماران يا تجهيزات است. برنامه‌ريزي براي كاهش آسيب‌هاي ناشي از افتادن يا تهيه برنامه ايمني آتش‌سوزي از جمله مثال‌هاي اين اقدامات هستند. مديريت يا كنترل عناصري كه در خطرات مربوط به يك فعاليت مؤثر هستند. اين اقدامات شامل تعيين خطرات، برطرف ساختن يا كنترل خطرات، توسعه دستورالعمل‌ها، آموزش، انگيزش، تأمين مالي، هدف‌گذاري، تيم‌سازي و غيره مي‌شوند.

    ساير عناوين : مديريت سلامت و ايمني كاركنان؛Safety and Health Management

  •   مديريت بازاريابي (‎Marketing Management‏)

    تعريف : واژه عمومي براي مديريت وظيفه بازاريابي، و براي مديراني كه در واحدهاي بازاريابي سازمان‌ها كار مي‌كنند و مسئوليت چنين مديريتي را بر عهده دارند.

  •   مديريت بحران (‎Crisis Management‏)
  •   مديريت بخش عمومي (‎Public Sector Management‏)
  •   مديريت بيمارستان (‎Hospital Management‏)
  •   مديريت پروژه (‎Project Management‏)

    تعريف : شيوه‌هاي مديريت معطوف به مديريت پروژه‌ها شامل برنامه‌ريزي، پياده‌سازي و هماهنگي اغلب در يك مقياس زماني كوچك در كوتاه‌مدت.

  •   مديريت تعارض سازماني (‎Organizational Conflict Management‏)

    تعريف : فرايند ايجاد،‌ كنترل، كاهش و بهره‌برداري از تعارضات سازماني.

  •   مديريت تغيير (‎Change Management‏)
  •   مديريت توليد (‎Production Management‏)

    تعريف : مديريت توليد عبارتست از فرايند برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليت‌هاي توليد در يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به محصولات تمام‌شده.

  •   مديريت تيم (‎Team Management‏)
  •   مديريت خدمات (‎Services Management‏)

    تعريف : مديريت خدمات عبارتست از فرايند برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليت‌هاي ارائه خدمت توسط يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به خدمات قابل عرضه.

  •   مديريت خلاقيت (‎Creativity Management‏)

    تعريف : فنون مديريت كه به دنبال برانگيختن و ارتقاء خلاقيت در سازمان هستند.

  •   مديريت دانش (‎Knowledge Management‏)
  •   مديريت دولتي (‎Public Sector Management‏)

    تعريف : عبارت كلي براي مهارت‌ها و روش‌هاي مديريتي مربوط به مديريت سازمان‌هاي بخش عمومي و دولتي.

    ساير عناوين : ؛Public Management

  •   مديريت روابط مشتري (‎Customer Relationship Management‏)
  •   مديريت زمان (‎Time Management‏)

    تعريف : فعاليت‌ها و فرايندهاي برنامه‌ريزي براي اينكه بتوان از زمان به مؤثرترين روش ممكن استفاده كرد.

  •   مديريت زنجيره عرضه (‎Supply Chain Management‏)
  •   مديريت عمليات (‎Operations Management‏)

    تعريف : شاخه يا رشته‌اي از مديريت كه بر مديريت عمليات توليدي و خدماتي شامل حوزه‌هايي مانند زمان‌بندي، جابجايي و انبار مواد و مديريت جريان كار تمركز مي‌كند.

  •   مديريت فرايندهاي كسب و كار (‎Business Process Management‏)

    تعريف : مديريت فرايندهاي كسب و كار رويكردي به اداره فرايندها در سراسر طول عمر آنهاست از زماني كه در شكل اوليه ايجاد مي‌شوند تا مراحل مختلف بهبود مستمر.

    ساير عناوين : مديريت فرايندهاي بازرگاني؛BPM

  •   مديريت فناوري (‎Technology Management‏)

    تعريف : فنون مديريت مرتبط و بكار رفته براي استفاده از فناوري در انجام كارها.

    ساير عناوين : مديريت تكنولوژي؛

  •   مديريت كتابخانه (‎Library Management‏)
  •   مديريت كسب و كار (‎Business Management‏)

    تعريف : عبارت كلي براي مهارت‌ها و روش‌هاي مديريتي براي مديريت تمام عمليات و فعاليت‌هاي يك موجوديت كسب و كار.

    ساير عناوين : مديريت بازرگاني؛

  •   مديريت كيفيت (‎Quality Management‏)
  •   مديريت مالي (‎Financial Management‏)
  •   مديريت مزرعه (‎Farm Management‏)
  •   مديريت منابع انساني (‎Human Resource Management‏)

    تعريف : مقصود از مديريت منابع انساني سياست‌ها و اقدامات مورد نياز براي اجراي بخشي از وظيفه مديريت است كه با جنبه‌هايي از فعاليت‌ كاركنان بستگي دارد، به ويژه براي كارمنديابي، آموزش دادن به كاركنان، ارزيابي عملكرد، دادن پاداش و ايجاد محيطي سالم و منصفانه براي كاركنان سازمان.

  •   مديريت مهندسي (‎Engineering Management‏)
  •   مديريت موجودي (‎Inventory Management‏)

    تعريف : عبارت كلي براي مديريت موجودي مورد نياز عمليات توليدي يا خدماتي با هدف دستيابي به كارايي بهينه.

  •   مديريت نگهداري و تعميرات (‎Maintenance Management‏)

    تعريف : مديريت نگهداري و تعميرات عبارتست از برنامه‌ريزي و اجراي اثربخش فعاليت‌هاي مربوط به نگهداري و تعميرات وسايل و تجهيزات. اين موضوع طيف وسيعي از وظايف و مسئوليت‌ها را از طراحي فعاليت‌هاي نگهداري و تعميرات تا فراهم‌آوري و مديريت منابع مورد نياز در برمي‌گيرد.

    ساير عناوين : مديريت نت؛

  •   مديريت نوآوري (‎Innovation Management‏)

    تعريف : فنون مديريتي كه به انگيزش رفتار نوآورانه و تبديل نوآوري‌ها به فايده عملي و واقعي در قالب محصولات و فرايندها مي‌پردازند.

  •   مديريت هتل (‎Hotel Management‏)
  •   مديريت هزينه (‎Cost Management‏)

    تعريف : فنون مديريت مورد استفاده در امور مربوط به هزينه (قيمت‌گذاري، برآورد هزينه و . . . ) و كنترل آن.

  •   مديريت ورزش (‎Sport Management‏)
  •   مطالعه سيستم‌ها (‎Systems Inquiry‏)
  •   معماري سيستم‌ها (‎Systems Architecting‏)
  •   مميزي (‎Auditing‏)

    تعريف : تأييد درستي و صحت مجموعه‌اي از واقعيت‌هاي بيان شده (مانند حساب‌هاي مالي).

  •   مميزي اقتصاد و كارايي (‎Economy and Efficiency Auditing‏)

    تعريف : بررسي مديريت و بهره‌برداري از منابع اقتصادي و كارآمدي آن، علل غيراقتصادي و ناكارآمد بودن و تبعيت فعاليت‌هاي انجام شده از قوانين و مقررات وضع‌شده در خصوص اقتصاد و كارايي.

  •   مميزي داخلي (‎Internal Auditing‏)

    تعريف : يك كنترل سازماني است كه اثربخشي ديگر كنترل‌هاي سازمان يافته را بررسي و ارزيابي مي‌كند. مميزان داخلي مميزي عملياتي را انجام مي‌دهند و حق‌الزحمه آنها از سوي سازمان پرداخت مي‌شود.

  •   مميزي دولتي (‎Governmental Auditing‏)

    تعريف : يك كنترل دولتي است كه نياز واحدهاي دولتي را در سطوح مختلف تأمين مي‌كند. مميزي‌هاي دولتي داراي سه نوع مالي، اقتصاد و كارايي يا نتايج برنامه (مميزي بر اساس موضوع) هستند كه معمولاً توسط مميزان دولت يا در بعضي موارد توسط مميزان مستقل انجام مي‌شوند. حق‌الزحمه مميزان دولتي توسط سازمان‌هاي استخدام كننده آنها پرداخت مي‌شود.

  •   مميزي شخص اول (مميزي داخلي يا فرايند) (‎First Party Auditing (Internal or Process Audit)‏)

    تعريف : ارزيابي داخلي از سيستم‌هاي مديريت سازمان به منظور حصول اطمينان از اينكه سيستم‌هاي مستند شده به درستي اجرا شده‌اند.

  •   مميزي شخص دوم (مميزي مشتري) (‎Second Party Auditing‏)

    تعريف : اگر ارزيابي داخلي توسط مشتري انجام شود.

    شرح : مميزي شخص دوم مميزي خارجي نيز ناميده مي‌شود.

  •   مميزي شخص سوم (مميزي گواهينامه) (‎Third Party Auditing (Certification Audit)‏)

    تعريف : ارزيابي سازمان توسط يك سازمان مستقل مميزي كننده.

    شرح : مميزي شخص سوم مميزي خارجي نيز ناميده مي‌شود.

  •   مميزي عملياتي (‎Oprational Auditing‏)

    تعريف : سنجش كارايي و اثربخشي رويه‌هاي عملياتي.

  •   مميزي مالي (حسابرسي) (‎Financial Auditing‏)

    تعريف : بررسي مطابقت صورت وضعيت‌هاي مالي با اصول پذيرفته شده حسابداري و هم‌چنين بررسي تبعيت فعاليت‌‌هاي مالي از قوانين و مقررات وضع شده.

    شرح : به اين نوع مميزي «حسابرسي» هم گفته مي‌شود.

    ساير عناوين : حسابرسي؛

  •   مميزي مستقل (‎Independent Auditing‏)

    تعريف : يك كنترل اجتماعي است كه علاوه بر تأمين نيازهاي مميزي داخلي، نياز كاربران خارجي اطلاعات مالي را تأمين مي‌كند. مميزان مستقل، مميزي اظهارنامه‌هاي مالي را انجام مي‌دهند و هزينه مميزي مستقيماً توسط سازمان پرداخت مي‌شود.

  •   مميزي نتايج برنامه (‎Program Results Auditing‏)

    تعريف : بررسي دستيابي به نتايج و منافع پيش‌بيني شده.

  •   مهارت‌هاي انساني (‎Human Skills‏)

    تعريف : توانايي كار با افراد و گروه‌ها و درك و ايجاد انگيزش در آنها.

    شرح : يكي از سه دسته مهارت‌هاي مديريت. مهارت‌هاي اين دسته مربوط به روابط انساني است.

    ساير عناوين : مهارت‌هاي اجتماعي؛

  •   مهارت‌هاي فكري (‎Conceptual Skills‏)

    تعريف : توانايي در ايجاد هماهنگي و يكپارچگي تلاش‌ها و فعايت‌هاي سازمان. توانايي در درك سازمان به عنوان يك كل، درك چگونگي ارتباط اجزاي سازمان با يكديگر و توانايي در پيش بيني اثرات يك تغيير در سازمان. توانايي در شناخت مسائل، تببين آنها و ارائه راهكار هاي خلاقانه.

    شرح : يكي از سه دسته مهارت‌هاي مديريت. اين دسته از مهارت‌هاي مديريت با مفاهيم و ايده‌ها سر و كار دارند.

    ساير عناوين : مهارت‌هاي مفهومي؛ مهارت‌هاي ذهني؛ مهارت‌هاي عقلي؛

  •   مهارت‌هاي فني (‎Technical Skills‏)

    تعريف : توانايي در استفاده از دستورالعمل‌ها و فنون مربوط و برخورداري از دانش حوزه تخصصي مربوط به مجموعه تحت مديريت.

    شرح : يكي از سه دسته مهارت‌هاي مديريت. مهارت‌هاي اين دسته مربوط به چيزهاست.

  •   مهارت‌هاي مديريت (‎Management Skills‏)

    تعريف : تخصص يا توانايي در انجام كارهاي مربوط به مديريت.

    شرح : براي اينكه مديران در انجام وظايف مديريت و ايفاي نقش‌هاي مديريتي موفق باشند بايد داراي برخي مهارت‌هاي مديريتي باشند. رابرت كتز، استاد دانشگاه و مدير، مهارت‌هاي مديريتي را در قالب سه دسته تقسيم‌بندي كرده است. موضوعات اخص اين سه دسته را نشان مي‌دهند. Katz, Robert. 1974. Skills of an effective administrator. Harvard Business Review. September-October 90-101

  •   مهارت‌هاي مذاكره (‎Negotiation Skills‏)

    تعريف : مهارت‌هاي مورد نياز براي انجام مذاكره موفق و دستيابي به اين تضمين كه توافق حاصل از مذاكره اهداف مورد نظر را تأمين مي‌كند.

    شرح : مذاكره عبارتست از فرايندي كه كه در آن دو طرف با هم صحبت مي‌كنند تا بر سر موضوعاتي مانند دستمزد، قيمت، نحوه ادغام و غيره به توافق برسند.

  •   مهندسي سيستم‌ها (‎Systems Engineering‏)

    تعريف : استفاده از تكنيك‌هاي مهندسي براي طراحي و نگهداري سيستم‌ها.

    شرح : در حالي كه تحقيق در عمليات با توجه به منابع فعلي سيستم به حل مسئله و ارائه راه حل مي‌پردازد مهندسي سيستم‌ها بر طراحي و برنامه‌ريزي سيستم‌هاي جديد براي انجام بهتر عمليات فعلي يا اجراي عمليات، وظايف يا خدماتي كه تا به حال به كار گرفته نشده‌اند تأكيد مي‌كند. به عبارت ديگر تحقيق در عمليات تغيير رويه‌هاي سيستم را پيشنهاد مي‌كند در حالي كه مهندسي سيستم‌ها تغيير كل يا بخشي از يك سيستم و جايگزين نمودن سيستم جديد را پيشنهاد مي‌كند.

  •   مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering‏)

    تعريف : مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستم‌هاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و روش‌هاي تحليل و طراحي مهندسي، نتايج و خروجي‌هاي مورد انتظار چنين سيستم‌هايي را تعيين، پيش‌گويي و ارزيابي مي‌كند.

    شرح : مهندسي صنايع عنوان يك رشته تحصيلي در دانشگاه‌‌ها است. ممكن است عناوين ديگري براي اين رشته به كار رود كه از آن جمله مي‌توان به مهندسي سيستم و مديريت صنعتي اشاره كرد. مهندسي صنايع مجموعه‌اي از مفاهيم، روش‌ها، فنون و ابزار است كه متخصصان اين رشته از آنها براي كمك و پشتيباني مديريت استفاده مي‌كنند.

    ساير عناوين : مهندسي سيستم‌ها؛ مديريت صنايع؛ مهندسي سيستم‌هاي اقتصادي و اجتماعي؛Systems Engineering

  •   مهندسي صنايع در ايران (‎Industrial Engineering in Iran‏)

    شرح : در اين بخش اطلاعاتي درباره رشته مهندسي صنايع در دانشگاههاي ايران ارائه مي‌شود. اين اطلاعات عبارتند از: - دانشكده‌هايي كه رشته مهندسي صنايع در آنها تدريس مي‌شود - مقاطع مختلف رشته مهندسي صنايع - گرايش‌هاي مهندسي صنايع - دروسي كه تدريس مي‌شود

  •   نظارت (‎Supervision‏)
  •   نظريه سيستم‌ها (‎Systems Theory‏)
  •   نظريه‌هاي مديريت (‎Management Theories‏)

    تعريف : بررسي نظري نقش و طبيعت مديريت.

    شرح : نظريه عبارت است از يك گروه‌بندي سيستماتيك از مفاهيم و اصول مرتبط به گونه‌اي كه چارچوبي براي حوزه قابل ملاحظه‌اي از دانش فراهم آورد.

    ساير عناوين : تئوري‌هاي مديريت؛

  •   نقش‌هاي اجتماعي (‎Interpersonal Roles‏)

    شرح : يكي از سه دسته نقش‌هاي مديريتي.

    ساير عناوين : نقش‌هاي بين فردي؛ نقش‌هاي بين افراد؛ نقش‌هاي ميان‌فردي؛

  •   نقش‌هاي اطلاعاتي (‎Informational Roles‏)

    شرح : يكي از سه دسته نقش‌هاي مديريتي.

  •   نقش‌هاي تصميم‌گيري (‎Decision Making Roles‏)

    شرح : يكي از سه دسته نقش‌هاي مديريتي.

  •   نقش‌هاي مديريتي (‎Managerial Roles‏)

    تعريف : واژه عمومي براي كارها، رفتارها، مسئوليت‌ها و فعاليت‌هاي مورد انتظار از يك مدير.

    شرح : هنري مينتزبرگ پژوهش وسيعي بر روي نوع و طبيعت كار مديران انجام داد. او به اين نتيجه رسيد كه مديران ده نقش اصلي ايفا مي‌كنند كه مي‌توانند در قالب سه وظيفه اصلي دسته‌بندي شوند. او نتيجه گرفت كه كارهاي خيلي از مديران شبيه به هم هستند زيرا همه مديران يك تسلط رسمي بر مجموعه خود دارند كه باعث ايجاد يك موقعيت خاص براي آنها مي‌شود. اين موقعيت مديران را وادار مي‌كند كه ارتباط اجتماعي با زيردستان، همتايان و بالادستان برقرار كنند و اين برقراري ارتباط اطلاعاتي به مديران ارائه مي‌دهد كه در تصميم‌گيري مورد نياز هستند. بنابراين همه مديران يك سري از نقش‌هاي اجتماعي، اطلاعاتي و تصميم‌گيري ايفا مي‌كنند كه مينتزبرگ آنها را «مجموعه‌هاي سازمان يافته از رفتارها» خواند. موضوعات اخص اين موضوع انواع نقش‌هاي مديريتي هستند.

  •   نگهداري و تعميرات بهره‌ور فراگير (‎Total Productive Maintenance‏)

    تعريف : يك نوع سياست نگهداري و تعميرات با هدف حداكثر كردن اثربخشي تجهيزات از طريق يك سيستم فراگير نگهداري و تعميرات پيشگيرانه براي كل طول عمر تجهيزات.

    شرح : اين مفهوم به عنوان بخشي از پياده‌سازي كايزن (فرايند بهبود فراگير در توليد) در ژاپن شكل گرفت. نگهداري و تعميرات بهره‌ور فراگير همانند مديريت كيفيت فراگير همه افراد در همه سطوح را در نگهداري و تعميرات دستگاه‌ها و تجهيزات دخالت مي‌دهد. هدف ترغيب افراد به نگهداري محل كار يا كارخانه از طريق گروه‌هاي كوچك و فعاليت‌هاي داوطلبانه است.

    ساير عناوين : نگهداري و تعميرات بهره‌ور جامع؛ نگهداري و تعميرات اثربخش فراگير؛ نگهداري و تعميرات اثربخش جامع؛TPM

  •   نمودار سازماني (‎Organizational Chart‏)

    تعريف : به نمايش گرافيكي ساختار و سلسله مراتب يك سازمان نمودار سازماني گقته مي شود.

    ساير عناوين : نمودار سازمان؛ نمودار ساختار سازماني؛ نمودار ساختار سازمان؛Organization Chart

  •   نوآوري (‎Innovation‏)

    تعريف : توسعه فناوري‌ها، محصولات، فرايندها و سيستم‌هاي جديد و بكارگيري آنها در عمليات كسب و كار.

  •   هدايت (‎Directing‏)

    تعريف : كار پيوسته تصميم‌سازي و بيان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعمل‌ها و انجام وظيفه به عنوان رهبر سازمان.

    شرح : هدايت منابع انساني يكي از وظايف مديريت است. برخي از نويسندگان رهبري را معادل هدايت مي‌دانند. هم‌چنين برخي به جاي واژه «هدايت» از واژه «رهبري» استفاده مي‌كنند.

  •   هماهنگي (‎Coordination‏)

    تعريف : تمام فعاليت‌هاي مربوط به برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار.

    شرح : برخي نويسندگان هماهنگي را يكي از وظايف مديريت برمي‌شمرند در حالي كه برخي ديگر هماهنگي را اساس مديريت مي‌دانند و معتقدند كه هر يك از وظايف مديريتي اقدامي شامل هماهنگي است.

  •   وظايف سازماني (‎Organizational Functions‏)

    شرح : هر سازمان داراي دو حوزه وظيفه‌اي عمده است: صف و ستاد. وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين مي‌كنند. وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني مي‌كنند. حوزه‌هاي وظيفه‌اي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزه‌هاي وظيفه‌اي ستاد هستند.

    ساير عناوين : وظايف بنگاه؛Enterprise Functions

  •   وظايف ستاد (‎Staff Functions‏)

    تعريف : وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني مي‌كنند. حوزه‌هاي وظيفه‌اي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزه‌هاي وظيفه‌اي ستاد هستند.

  •   وظايف صف (‎Line Functions‏)

    تعريف : وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين مي‌كنند.

  •   وظايف مديريت (‎Management Functions‏)

    تعريف : فهرستي از فعاليت‌هاي اصلي كه مديران بايد به عنوان بخشي از كارشان انجام دهند.

    شرح : حوزه‌هاي وظيفه‌اي اصلي مديريت، صرفنظر از نوع و سطح مديريت، عبارتند از: برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت، بكارگماري و كنترل. نويسندگان وظايف مختلفي را براي مديريت برمي‌شمرند و يك فهرست قطعي و مورد قبول همه دانشمندان اين حوزه وجود ندارد. در اينجا به اكثر عباراتي كه به عنوان وظايف مديريت مطرح شده‌اند اشاره‌ مي‌شود.

    ساير عناوين : وظايف مديريتي؛Managerial Functions

  •   يادگيري سازماني (‎Organizational Learning‏)

    تعريف : مفهومي كه بر چگونگي يادگيري سازمان به عنوان يك گروه تمركز مي‌كند نه بر يادگيري تك تك افراد گروه.

  • + نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:50  توسط مديريت سايت  | 

    توسعه مديريت (‎Management Development‏ )

    تعريف : واژه عمومي براي ارائه آموزش و ايجاد امكان دريافت تجربه براي مديران به طوري كه قابليت‌هاي آنها تقويت شود و براي مسئوليت‌هاي بزرگتر يا ارتقاء‌هاي بيشتر آماده شوند.

  •   توليد (‎Production‏)

    تعريف : ساخت و مونتاژ محصولات.

  •   تيم‌سازي (‎Team Building‏)

    تعريف : فرايند ايجاد تيم‌ها و گروه‌هاي كاري مؤثر.

    ساير عناوين : گروه‌سازي؛

  •   تيمي كار كردن (‎Teamworking‏)

    تعريف : انجام يك كار با كمك ديگر افراد در قالب يك تيم.

    ساير عناوين : گروهي كار كردن؛

  •   جابجايي كاركنان (‎‏)

    شرح : انتصاب صحيح از جمله اقداماتي است كه در كاربرد مطلوب منابع انساني نقش مؤثر و اساسي ايفا مي‌كند. اما انتصاب امري هميشگي نيست بلكه بر اساس شايستگي‌ها، تجربيات و دانشي كه افراد در طول خدمت خود كسب مي‌كنند بايد به مشاغل بالاتر ارتقاء يابند يا اينكه در مشاغل با مسئوليت‌هاي مختلف جابجا شوند. جابجايي پرسنل در سازمان يكي از ابزارهاي مؤثر در مديريت منابع انساني بوده و معمولاً به شكل‌هاي مختلفي انجام مي‌گيرد.

  •   چارچوب هفت اس (‎7-s Framework‏)

    شرح : چارچوب هفت اس مدلي براي دسته‌بندي و تجسم ابعاد سازمان است.

    ساير عناوين : مدل هفت اس؛ هفت اس مكينزي؛Mckinsey 7-s؛ 7-s Model

  •   چرخه حيات ايجاد سيستم (‎System Development Life Cycle‏)

    تعريف : چرخه حيات ايجاد سيستم روشي منظم و با قاعده است كه براي نظام‌دهي به كاربرد فرايند ايجاد سيستم و فعاليت‌هاي لازم براي نگهداري، توسعه و گسترش سيستم در چارچوب يك برنامه عملياتي ساده به كار مي‌رود. اين روش، فرايند ايجاد سيستم را به مثابه مجموعه‌اي از گام‌هاي معين در نظر مي‌گيرد كه از مرحله بررسي تقاضا تا مرحله پياده‌سازي و نگهداري كل سيستم استمرار دارد.

    شرح : چرخه حيات ايجاد سيستم فرايندي است كه تحليل‌گران سيستم، مهندسان نرم‌افزار و برنامه‌نويسان كامپيوتر سيستم را به وسيله آن بنا مي‌كنند. بنابراين ابزاري براي مديريت پروژه ايجاد سيستم محسوب مي‌شود كه براي برنامه‌ريزي، اجرا و كنترل پروژه‌هاي مذكور به كار مي‌رود.

    ساير عناوين : ؛SDLC

  •   حسابداري (‎Accounting‏)

    تعريف : فرايند ايجاد و نگهداري حسابها؛ ثبت و تحليل تمام مبادلات مالي بنگاه و خلاصه وضعيت مالي فعلي و ارائه گزارش به مديران و ذينفعان، مسئولان مالياتي و دولتي و ديگر نهادهاي مربوط.

  •   حسابداري دولتي (‎Public Accounting‏)

    تعريف : حسابداري دولتي، مجموعه عملياتي است كه با توجه به قوانين و مقررات مالي دولت و با رعايت اصول و فنون حسابداري، اسناد مالي را تنظيم و دفاتر روزنامه و كل و معين را ثبت نموده و گزارش‌ها و اطلاعات مالي را استخراج و تجزيه و تحليل مي‌نمايد.

    ساير عناوين : ؛Governmental Accounting

  •   حسابداري قيمت تمام‌شده (‎‏)

    تعريف : حسابداري قيمت تمام‌شده، با فرايند محاسبه قيمت تمام‌شده محصولات، خدمات يا فعاليت‌هاي معين سروكار دارد و اطلاعات آن در تهيه گزارش‌هاي داخلي و خارجي سازمان، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در كتب و نشريات مربوط به حسابداري قيمت تمام‌شده، عنوان حسابداري صنعتي نيز بكار برده مي‌شود.

    ساير عناوين : حسابداري صنعتي؛

  •   حسابداري مالي (‎Financial Accounting‏)

    تعريف : گونه‌اي از حسابداري كه اطلاعات مالي را در قالب ترازنامه‌ها و صورت‌هاي سود و زيان براي استفاده داخلي سازمان و هم‌چنين براي گزارش‌دهي به سهامداران و ناظران دولتي جمع‌اوري، تحليل و ارائه مي‌كنند.

  •   حسابداري مديريت (‎Management Accounting‏)

    تعريف : وظيفه حسابداري كه با هدف اصلي تغذيه اطلاعات مالي به تمام سطوح مديريت، داده‌هاي مالي را جمع‌آوري، تحليل و ارائه مي‌كند.

    ساير عناوين : ؛managerial accounting

  •   حسابداري هزينه (‎Cost Accounting‏)

    تعريف : فرايندهاي حسابداري كه به عنوان بخشي از مديريت هزينه، اطلاعات هزينه را دسته بندي، ثبت و گزارش مي‌كنند.

  •   حقوق و دستمزد كاركنان (‎‏)

    شرح : به كاركنان به جبران كاري كه در سازمان انجام مي‌دهند حقوق و دستمزد پرداخت مي‌شود. ارزش نسبي مشاغل مختلف در سازمان، ارزش نسبي كاركنان، سطح حقوق و دستمزدهاي رايج، نقش اتحاديه و سنديكاها، اوضاع اقتصادي، مقررات دولتي از جمله عواملي هستند كه بايد در محاسبه حقوق و دستمزد در نظر گرفته شوند. با بررسي اين قبيل عوامل، مسئولان سازمان مي‌توانند سيستمي را به وجود آورند كه بر اساس آن، حقوق و دستمزد هر يك از افراد شاغل در سازمان معين و پرداخت گردد.

  •   حل مسئله (‎Problem Solving‏)

    تعريف : يافتن و پياده‌سازي راه‌حل‌هايي براي رويدادها و موضوعاتي كه تهديدكننده انجام كارا يا اثربخش يك كسب و كار هستند.

  •   خدمات (‎Services‏)

    تعريف : ارائه كالاهاي ناملموس به مشتريان يا در قالب ضميمه يك محصول فيزيكي (مانند پشتيباني) يا در قالب كالاهاي مستقل (مانند آموزش).

  •   خدمات آموزشي (‎Educational Services‏)

    تعريف : خدمات آموزشي در همه سطوح و موضوعات در قالب همه روش‌ها.

  •   خدمات مديريت (‎Management Services‏)

    تعريف : ارائه انواع خدمات و محصولات مرتبط با مديريت به مديران براي انجام بهتر وظايفشان.

  •   خلاقيت (‎Creativity‏)

    تعريف : توانايي خلق يا اختراع چيزهاي جديد.

    شرح : خلاقيت يكي از بخش‌هاي مهم طراحي است.

  •   دورنما (‎Vision‏)

    تعريف : توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژي‌هاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، دورنماي موفقيت سازمان ناميده مي‌شود.

    ساير عناوين : چشم‌انداز؛ دورنماي موفقيت سازمان؛

  •   دولت (‎Government‏)

    شرح : در اين بخش موضوعات مديريتي مربوط به دولت و حكومت ارائه مي‌شود.

  •   دولت الكترونيك (‎Electronic Government‏)

    تعريف : گونه‌اي از سازماندهي مديريت دولتي به منظور افزايش كارايي، شفاف‌سازي، دسترس‌پذيري و پاسخگويي به شهروندان از طريق استفاده فراگير و استراتژيك فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات در مديريت داخلي دولت و هم‌چنين در برقراري ارتباط با شهروندان و كاربران خدمات عمومي.

  •   ديناميك سيستم‌ها (‎Systems Dynamics‏)
  •   رفاه كاركنان (‎‏)

    تعريف : عبارت از مجموعه عملياتي است كه باعث حل مشكلات كاركنان شده و نيازهاي داخل و خارج سازماني آنها (اعم از نيازهاي مادي و معنوي و رواني) را حتي‌المقدور مرتفع مي‌سازد و آنها را از نظر جسماني و رواني سالم نگاه مي‌دارد.

    شرح : امور رفاهي و رسيدگي به وضع زندگي كاركنان و تهيه موجباتي كه به بهبود وضع زندگي آنها كمك كند يكي از وظايف عمده در مديريت منابع انساني است و عبارت از مجموعه عملياتي است كه باعث حل مشكلات كاركنان شده و نيازهاي داخل و خارج سازماني آنها (اعم از نيازهاي مادي و معنوي و رواني) را حتي‌المقدور مرتفع مي‌سازد و آنها را از نظر جسماني و رواني سالم نگاه مي‌دارد. بدين ترتيب، سازمان‌هاي مختلف نسبت به احتياجاتي كه كاركنان دارند در حد توان خود برنامه‌هاي رفاهي مختلفي را اجرا مي‌كنند.

  •   رفتار سازماني (‎Organizational Behaviour‏)

    تعريف : طرز فكر، رفتار و فعاليت‌هاي افراد داخل سازمان و خود سازمان به عنوان يك موجوديت مستقل.

    ساير عناوين : ؛Organization Bahaviour

  •   رفتار كارآفرينانه (‎Entrepreneurial Behaviour ‏)

    تعريف : رفتاري مديريتي كه تمايل به ريسك كردن، توانايي تشخيص و بهره‌برداري از فرصت‌ها و داشتن رويكردي فرافعالي نسبت به محيط از مشخصه‌هاي اصلي آن هستند.

  •   رفتارهاي مديريتي (‎Managerial Behaviour‏)

    تعريف : واژه عمومي براي نگرش‌ها و اعمالي كه مديران در مجموعه‌اي خاص از شرايط از خود نشان مي‌دهند.

  •   رهبري (‎Leading‏)
  •   روش‌هاي آماري پژوهش در عمليات (‎Statistical Methods of Operations Research‏)

    تعريف : روش‌هايي كه با تحليل آماري، فرايندهاي تصادفي را بررسي و شرايط آنها را توضيح مي‌دهند.

  •   روش‌هاي دقيق (‎Exact Methods‏)

    تعريف : روش‌هايي كه بهترين جواب مربوط به هدف تعريف شده را ارائه مي‌كنند.

  •   روش‌هاي هيوريستيك (‎Heuristic Methods‏)

    تعريف : روش‌هايي كه بر اساس قاعده‌اي تجربي يا برگرفته از طبيعت جواب خوبي در مدت زمان معقول براي مسئله ارائه مي‌كنند.

  •   رويكرد سيستمي (‎Systems Approach‏)
  •   ساختار سازماني (‎Organizational Structure‏)

    تعريف : چارچوبي كه سازمان بر اساس آن بنا مي‌شود شامل مشخصه‌هايي از قبيل سطوح سلسله مراتب، خطوط فرماندهي و روابط.

    ساير عناوين : ساختار سازمان؛Organization Structure

  •   سازمان (‎Organizations‏)

    تعريف : سازمان ساختاري ارادي و عمدي از نقش‌هايي است كه در يك بنگاه به شكل رسمي سازماندهي شده‌اند. سازمان گروهي از افراد است كه به صورت عمدي سازمان داده‌ شده‌اند تا به يك يا مجموعه‌اي از اهداف كلي و مشترك دست يابند.

    شرح : واژه «سازمان » در دو جنبه فيزيكي و مفهومي بكار مي‌رود. از جنبه فيزيكي به معناي بنگاه يا مؤسسه است بدين معني كه محلي و ساختماني همراه با افرادي در جهت اهدافي مشغول بكار هستند كه در ادبيات علمي، معناي فيزيكي سازمان را با واژه «بنگاه » مشخص مي‌نمايند. از جنبه مفهومي و در شكل رسمي، سازمان ساختاري ارادي و عمدي از نقش‌هايي است كه در يك بنگاه به شكل رسمي سازماندهي شده‌اند.

  •   سازمان‌هاي بخش عمومي و دولت (‎Public Sector Organizations‏)

    تعريف : سازمان‌‌هايي كه به كار تأمين محصولات و ارائه خدمات (گاهي اوقات به شكل غير انتفاعي) در بخش عمومي و دولتي مي‌پردازند.

  •   سازمان‌هاي تخت (‎Flat Organizations‏)

    تعريف : سازمان با تعداد كمي از لايه‌هاي سلسله مراتب، معمولاً داراي عدم تمركز و آزادي عمل مديران سطوح پايين‌تر.

    ساير عناوين : ؛Flat Structure

  •   سازمان‌هاي رسمي (‎Formal Organizations‏)

    تعريف : ساختار ارادي از نقش‌ها در بنگاهي كه به صورت رسمي سازماندهي شده است.

  •   سازمان‌هاي غيررسمي (‎Informal Organizations‏)

    تعريف : شبكه‌اي از روابط شخصي و اجتماعي كه توسط سازمان رسمي بنا نشده است بلكه به واسطه ارتباط كاركنان بنگاه خود به خود شكل گرفته است.

  •   سازمان‌هاي يادگيرنده (‎Learning Organizations‏)

    تعريف : سازماني كه يادگيري و دريافت دانش و مهارت‌هاي جديد را اولويت اصلي خود قرار مي‌دهد و نه تنها يادگيري توسط تمام مديران و كاركنان، بلكه اشاعه موارد ياد گرفته شده را در سازمان تشويق مي‌كند.

  •   سازماندهي (‎Organizing‏)

    تعريف : گروه‌بندي فعاليت‌هاي ضروري براي دستيابي به اهداف، تخصيص هر گروه از فعاليت‌ها به يك مدير به همراه قدرت و اختيار لازم براي نظارت بر آن، و تأمين هماهنگي افقي و عمودي در ساختار سازمان.

    شرح : سازماندهي يكي از وظايف مديريت است. سازماندهي شامل فعاليت‌هايي براي طراحي ساختار سازماني، تعيين مسئوليت افراد و شرح وظايف آنها، طبقه‌بندي مشاغل، تفويض اختيارات و . . . است.

  •   سبك‌هاي مديريت (‎Management Styles‏)

    تعريف : طرز تلقي مديريت در حوزه‌هايي مانند رهبري و نظارت، تفويض اختيار، و ارتباط با ديگر مديران و كاركنان.

  •   سطوح مديريت (‎Management Levels‏)
  •   سياست مديريت (‎Management Policy‏)
  •   سياست‌ها (‎Policies‏)
  •   سياستگذاري (‎Policy Making‏)
  •   سيستم‌ها (‎Systems‏)

    تعريف : مجموعه‌اي از عناصر كه به صورت دقيق مرتب شده و چيده شده باشند، به صورت مناسب با يكديگر مرتبط باشند و يك هدف خاص را تأمين كنند.

    ساير عناوين : نظام‌ها؛

  •   سيستم‌هاي اطلاعات (‎Information Systems‏)

    تعريف : يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمع‌آوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه.

    شرح : اطلاعات منبعي ضروري براي انجام عمليات و مديريت سازمانهاست. موجودي انبار، تعداد اقلام خريداري شده يا فروخته شده، ميزان بودجه و مقادير تخصيص يافته آن، مدت زمان توليد محصول، مشخصات نيروي انساني و . . . اطلاعاتي هستند كه سازمانهاي مختلف براي انجام عمليات خود و مديريت به آنها نياز دارند. سيستم‌هاي اطلاعات دسته‌اي از سيستم‌هاي سازمان هستند كه به كار توليد اطلاعات مي‌پردازند. منابع ديگر مانند انرژي، نيروي انساني، سرمايه، مواد اوليه و ماشين‌آلات نيز در سازمان بكار گرفته مي‌شوند اما بخش قابل ملاحظه‌اي از اين منابع صرف اجراي سيستم‌هاي اطلاعات مي‌شوند. بنابراين سيستم هاي اطلاعات، سيستم‌هايي هستند كه هر سازمان دير يا زود بايد از آنها استفاده كند. سيستم‌هاي اطلاعات داراي اجزاء، وظايف، اصول و روش‌هاي تحليل، طراحي و نگهداري و اصول سازماندهي هستند كه در مقاله مقدمه‌اي بر سيستم‌هاي اطلاعات شرح داده مي‌شوند. هم‌چنين سيستم‌هاي اطلاعات داراي انواع و اقسام مختلفي هستند و به دليل رشد روز‌افزون گونه‌هاي مختلف آن، داشتن يك ديد سيستماتيك از انواع سيستم‌هاي اطلاعات بسيار مفيد خواهد بود. مقاله نوع‌شناسي سيستم‌هاي اطلاعات به تشريح قالبي براي دسته بندي سيستم‌هاي اطلاعات مي‌پردازد.

    ساير عناوين : نظام اطلاعات؛

  •   سيستم‌هاي اطلاعات حسابداري (‎Accounting Information Systems‏)

    تعريف : گونه‌اي از سيستم‌هاي اطلاعات سازماني كه اطلاعات مالي حسابها را جمع‌آوري و پردازش كرده و گزارش‌هايي از آن حسابها براي استفاده مديريت توليد مي‌كند.

  •   سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي (‎Computer Information Systems‏)

    تعريف : سيستم‌هاي اطلاعات كه به طور كامل يا تا حدي از رايانه استفاده مي‌كنند سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي گفته‌ مي‌شوند.

    شرح : سيستم‌هاي اطلاعات كه از رايانه استفاده مي‌كنند. امروزه بيشتر سيستم‌هاي اطلاعات، رايانه‌اي هستند و استفاده از رايانه در پياده‌سازي آنها امري اجتناب‌ناپذير است.

  •   سيستم‌هاي اطلاعات سازماني (‎Organizational Information Systems‏)

    تعريف : سيستم‌هاي اطلاعات كه براي اطلاعات سازماني و در سطح سازمان استفاده مي‌شوند.

    ساير عناوين : نظام‌هاي اطلاعات سازماني؛

  •   سيستم‌هاي اطلاعات مالي (‎Financial Information Systems‏)

    تعريف : دسته‌اي از سيستم‌هاي پردازش مبادلات براي انجام امور مالي.

  •   سيستم‌هاي اطلاعات مبتني بر وب (‎Web-based Information Systems‏)

    تعريف : گونه‌اي از سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي كه نرم‌افزار آن مبتني بر محيط و فناوري وب است و كاربر در محيط وب با اين سيستم‌هاي اطلاعات كار مي‌كند.

  •   سيستم‌هاي اطلاعات مديريت (‎Management Information Systems‏)

    تعريف : نوعي از سيستم‌هاي اطلاعات رايانه‌اي كه معمولاً داده‌هاي داخل سازمان را از سيستم‌هاي پردازش مبادلات گرفته و خلاصه‌سازي معناداري از آنها را در قالب گزارش‌هاي مديريت براي پشتيباني وظايف مديريت در يك سازمان ارائه مي‌كنند.

    شرح : سيستم اطلاعات مديريت يكي از انواع سيستم‌هاي اطلاعات سازماني است. نقش سيستم اطلاعات مديريت پشتيباني اطلاعاتي مديريت است.

    ساير عناوين : نظام‌هاي اطلاعات مديريت؛ سيستم‌هاي گزارش مديريت؛Management Reporting Systems؛MIS؛MRS

  •   سيستم‌هاي اطلاعات منابع انساني (‎Human Resources Information Systems‏)

    تعريف : يك سيستم اطلاعات براي جمع‌آوري، ذخيره، نگهداري، بازيابي داده‌هاي مورد نياز يك سازمان از كاركنانش و هم‌چنين براي كمك به برنامه‌ريزي، امور اداري، تصميم‌گيري و كنترل فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني.

  •   سيستم‌هاي پردازش مبادلات (‎Transaction Processing Systems‏)

    تعريف : سيستم‌هاي اطلاعات كه از طريق رويه‌ها و پردازش اطلاعات بر روي فعاليت‌هاي روزانه و تبادلات سازمان، كنترل عملياتي اعمال مي‌كنند.

    شرح : سيستم‌هاي پردازش مبادلات يكي از انواع سيستم‌هاي اطلاعات سازماني هستند كه سازمان را پشتيباني اطلاعاتي مي‌كنند. سيستم‌هاي پردازش مبادلات اصلي‌ترين سيستم هاي اطلاعات سازماني هستند كه بدون وجود آنها، ايجاد سيستم‌هاي اطلاعات پشتيبان تصميم‌گيري مانند سيستم‌‌هاي اطلاعات مديريت، سيستم‌ پشتيبان تصميم‌گيري و . . . كاري بيهوده است. اين سيستم‌هاي اطلاعات، ركورد‌هاي اطلاعات مربوط به عمليات صف و ستاد سازمان را جمع‌آوري، پردازش و ذخيره مي‌كند و آنها را در شكل مستندات، گزارش ها و يا اطلاعات اوليه سيستم‌هاي اطلاعات پشتيبان تصميم‌گيري ارائه مي‌كنند.

    ساير عناوين : سيستم‌هاي پردازش تبادلات؛ سيستم‌هاي پردازش معاملات؛ سيستم‌هاي پردازش تراكنش‌ها؛TPS

  •   سيستم‌هاي مديريت اسناد (‎Documents Management Systems‏)

    شرح : سيستم مديريت اسناد يكي از سيستم‌هاي پردازش مبادلات است. با استفاده از اين سيستم، اسناد سازماني (و ويرايش‌هاي مختلف آن) جمع‌آوري، سازماندهي و ذخيره مي‌شوند و كاربران بر اساس سطوح دسترسي مجاز خود مي‌توانند اسناد موردنياز را بازيابي كرده و اطلاعات مربوط به آنها را روزآمد كنند.

    ساير عناوين : سيستم‌هاي مديريت اسناد اداري؛

  •   سيستم‌هاي مديريت قراردادها (‎Contracts Management Systems‏)

    شرح : سيستم مديريت قراردادها يك سيستم پردازش مبادلات رايانه‌اي است كه براي ثبت و ذخيره اطلاعات قرارداد‌ها، بازيابي آنها در مواقع موردنياز، انجام عمليات مالي مربوط به قراردادها مانند تأمين اعتبار، صدور مجوز و اسناد موردنياز، ارائه گزارش‌هاي خلاصه و تفصيلي از وضعيت قراردادها، پرداخت‌ها و دريافت‌هاي انجام شده، اعتبارات هزينه شده و نشده، قراردادهاي تأخيردار و . . . استفاده مي شود.

    ساير عناوين : سيستم‌ قراردادها؛

  •   سيستم‌هاي مديريتي (‎Management Systems‏)

    تعريف : به دسته‌بندي ابتدايي سبك‌هاي مديريت كه توسط ليكرت توسعه داده شد سيستم‌هاي مديريتي گفته مي‌شود.

  •   سيستم‌هاي نگهداري و تعميرات (‎Maintenance Systems‏)

    تعريف : يك سيستم اطلاعاتي و عملياتي براي انجام امور مربوط به مديريت نگهداري و تعميرات.

    شرح : يكي از انواع سيستم‌هاي اطلاعات سازماني از نوع سيستم‌هاي پردازش مبادلات. با استفاده از اين سيستم، اطلاعات مربوط به مشخصات دستگاه‌ها و تجهيزات و آمار خرابي‌ها جمع‌آوري شده و بر اساس آن اطلاعات برنامه‌ريزي و تحليل‌هاي لازم انجام مي‌شود. اين سيستم هم‌چنين اطلاعات لازم را در خصوص انجام فعاليت‌هاي نگهداري و تعميرات در قالب گزارش‌هاي از پيش طراحي شده ارائه مي‌كند.

    ساير عناوين : سيستم‌هاي نت؛سيستم‌هاي مديريت نگهداري و تعميرات؛ سيستم‌هاي مديريت نت؛Maintenance Management Systems؛ MMS

  •   سيستم‌هاي نگهداري و تعميرات رايانه‌اي (‎Computerized Maintenance Management Systems‏)

    ساير عناوين : سيستم‌هاي مديريت نگهداري و تعميرات رايانه‌اي؛ سيستم‌هاي مديريت نت رايانه‌اي؛Computerized Maintenance Systems؛ CMMS

  •   شبيه‌سازي آماري (‎Statistical Simulation‏)

    شرح : نمايش ويژگي‌ها و ابعاد غير قطعي يك سيستم با استفاده از ورودي‌هاي آزمايشي تصادفي.

  •   طبقه‌بندي مشاغل (‎Job Classification‏)

    تعريف : طبقه‌بندي مشاغل عبارت است از دسته‌بندي يا تنظيم مشاغل در گروه‌هايي از مشاغل مشابه و قراردادن اين مشاغل در طبقات و درجات مختلف، بطوري كه رابطه صحيح و مناسبي بين عوامل سه‌گانه زير برقرار شود: 1) وظايف، اختيارات و مسئوليت‌هاي مشاغل 2) شرايط احراز مشاغل 3) حقوق و دستمزد و مزاياي قابل پرداخت به هر گروه و طبقه شغلي.

  •   طراحي شغل (‎Job Design‏)

    تعريف : طراحي شغل عبارت است از تعريف روشي كه يك كار بايد انجام شود و فعاليت‌هايي كه در يك شغل مفروض مورد نياز است. در تعريف ديگر، طراحي شغل عبارت است از تعيين و در كنار هم قرار دادن وظايفي كه به صورت يك واحد كاري مي‌تواند توسط فردي با مهارت‌هاي خاصي انجام ‌گيرد و پاسخگوي بخشي از نياز سازمان باشد. طراحي مجدد شغل عبارت است از تغيير فعاليت‌ها يا روش كار مربوط به يك شغل موجود.

  •   طرح‌ريزي فضا‌هاي كاري (‎‏)

    شرح : اين موضوع موبوط به برنامه‌ريزي و طرح‌ريزي فيزيكي فضاهاي كاري از جنبه روابط، هماهنگي، توالي و ... با هدف كاهش هزينه‌ها، دوباره‌كاري‌ها و افزايش كارايي و اثربخشي است. طراحي كارخانه، جانمايي بخش‌ها، طراحي ميز كار از جمله موارد طرح‌ريزي فضاهاي كاري هستند. واحدهاي توليد و صنعتي تنها فضاهايي نيستند كه به طرح‌ريزي فضاي كاري نياز داشته‌ باشند بلكه طراحي يك ساختمان اداري، بيمارستان، مجتمع‌هاي تجاري، آموزشي يا اقتصادي نيز علاوه بر ديگر وجوه طراحي، به طرح‌ريزي فضاي كاري نياز دارند.

  •   طوفان فكري (‎Brainstorming‏)

    تعريف : توليد ايده، فكر يا راهكار از طريق بحث در گروه‌هاي كوچك از افراد.

  •   علم سيستم‌ها (‎Systems Science‏)
  •   فرايندهاي كسب و كار (‎Business Processes‏)

    تعريف : هر وجهي از عمليات سازماني شامل يك سري از فعاليت‌ها كه انجام آنها براي دستيابي به يك هدف مشخص ضروري باشد.

  •   فرهنگ سازماني (‎Organizational Culture‏)

    تعريف : به ارزش‌هاي متداول و ادراكات مشترك موجود بين اعضاي يك سازمان فرهنگ سازماني گفته مي‌شود.

    ساير عناوين : فرهنگ سازمان؛Organization Culture

  •   فروش (‎sales‏)

    تعريف : جا به جايي ملكيت كالا در مقابل پول.

  •   فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني (‎Human Resource Management Activities‏)

    شرح : مديريت منابع انساني شامل انجام فعاليت‌هايي است كه داراي مباني، مفاهيم، فرايندها و ابزارهاي متفاوتي هستند تا حدي كه در سازمان‌هاي بزرگ براي برخي از آنها واحدهاي مستقلي تشكيل مي‌دهند. با وجود تفاوت ماهيتي بين اين فعاليت‌ها، بيشتر آنها داراي ارتباط از جهت عمليات و اطلاعات هستند. نوزده فعاليت مشخص از مديريت منابع انساني فعاليت عبارتند از: (1) تجزيه و تحليل مشاغل (2) طراحي شغل (3) طبقه مشاغل (4) ارزشيابي مشاغل (5) برنامه‌ريزي نيروي انساني (6) كارمنديابي (7) انتخاب (8) انتصاب (9) اجتماعي كردن (10) آموزش كاركنان (11) ارزيابي عملكرد (12) بهداشت و ايمني (13) بيمه و بازنشستگي (14) رفاه (15) انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان (16) حقوق و دستمزد (17) پاداش (18) جابجايي (19) انضباط

  •   فلسفه مديريت (‎Management Philosophy‏)

    تعريف : رويكرد ذهني به كارها و هدف‌هاي مديريت از سوي يك مدير يا مجموعه مديريت يك سازمان.

  •   فناوري (‎Technology‏)

    تعريف : (1) كاربرد دانش در كسب و كار و صنعت. (2) وسايل مكانيكي يا الكترونيكي كه در توليد، محصولات و براي ساخت سيستم‌هاي كارآمدتر استفاده مي‌شوند.

    ساير عناوين : تكنولوژي؛

  •   فناوري اطلاعات (‎Information Technology‏)

    تعريف : فناوري اطلاعات عبارتست از كاربرد رايانه‌ها و ديگر فناوري‌ها براي كار با اطلاعات.

    شرح : فناوري اطلاعات حوزه‌اي است كه در تمام موضوعات علمي و كاربردي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و موضوعات مديريت و مهندسي صنايع و حوزه‌هاي مرتبط نيز از اين قاعده مستثني نيستند. بنابراين هم‌سطح با اين موضوعات در اينجا مطرح مي‌شود.

    ساير عناوين : تكنولوژي اطلاعات؛ فناوري اطلاعات و ارتباطات؛IT؛ Information and Communication Technology؛ ICT

  •   فنون برنامه‌ريزي در مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering Planning Techniques‏)

    شرح : برنامه‌ريزي انواع و سطوح مختلفي دارد. از جنبه ماهيت مي‌توان برنامه‌ريزي را به شش دسته تقسيم بندي كرد: (1) برنامه‌ريزي فيزيكي؛ مانند طراحي شهر، طراحي كارخانه، طراحي دفاتر اداري و آنچه به آرايش فضايي اشياء مربوط مي‌شود. (2) برنامه‌ريزي سازماني؛ دسته‌بندي فعاليت‌ها، توسعه الگو يا ساختار روابط كاري بين نيروي انساني سازمان، تعريف سلسله مراتب و اختيارات، طبقه‌بندي مشاغل و توسعه نيروي انساني. (3) برنامه‌ريزي فرايند؛ توسعه روش‌ها يا فرايندها مانند فرايند ساخت و توليد و تعيين توالي حركات و امور مورد نياز فرايند. (4) برنامه‌ريزي مالي؛ تأمين بودجه موردنياز در زمان خواسته شده، مديريت بودجه در دسترس براي استفاده بهينه از آن و سرمايه‌گذاري مناسب. به عبارت ديگر برنامه‌ريزي مالي ارائه خدمات در قالب پول به ديگر افراد، بخش‌هاي سازمان و سازمان به عنوان يك كل مي‌باشد. (5) برنامه‌ريزي وظيفه‌اي؛ اين نوع برنامه‌ريزي مربوط به وظيفه اصلي است كه سازمان به عنوان يك وظيفه هميشگي انجام مي‌دهد. برنامه‌ريزي وظيفه‌اي تركيبي از برنامه‌ريزي فيزيكي، سازماني و مالي براي پاسخ به اهداف وظيفه‌اي است. (6) برنامه‌ريزي عمومي؛ اين نوع برنامه‌ريزي يك برنامه‌ريزي مادر براي كل شركت يا سازمان است. برنامه‌ريزي عمومي تركيبي از برنامه‌ريزي سازماني، فرايند، مالي و وظيفه‌اي است. برنامه‌ريزي را مي‌توان از جنبه افق زماني نيز دسته‌بندي كرد. از اين جنبه برنامه‌ريزي در قالب برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت (برنامه‌ريزي عملياتي و تاكتيكي)، برنامه‌ريزي ميان‌مدت و برنامه‌ريزي بلندمدت دسته‌بندي مي‌شود. در مهندسي صنايع، بيشتر برنامه‌ريزي از نوع فيزيكي و فرايند مورد نظر است اگر چه اين مرزبندي به صورت رسمي و قطعي وجود ندارد.

  • + نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:46  توسط مديريت سايت  | 

    آرمان‌ها (‎goals‏)

  • تعريف : معادل با واژه هدف است و ممكن است به جاي يكديگر استفاده شوند.

    ساير عناوين : اهداف؛objectives؛targets

  •   آموزش كاركنان (‎personnel training‏)

    تعريف : افرادي كه به استخدام سازمان در مي‌آيند علاوه بر معلوماتي كه در دبستان، دبيرستان و دانشگاه كسب كرده‌اند و براي ورود به اجتماع و خدمت مؤثر آماده شده‌اند به آموزش تخصصي و حرفه‌اي نيز نياز دارند تا دانش فني و مهارت‌هاي لازم را براي انجام شايسته وظايف واگذار شده به دست آورند. اين آموزش‌ها به كاركنان كمك مي‌كند تا نقش فعال‌تر و مؤثرتري در نيل به اهداف سازمان ايفا كنند.

    شرح : آموزش كاركنان يكي از فعاليت‌هاي مديريت منابع انساني است.

    ساير عناوين : آموزش كارمندان؛ آموزش نيروي انساني؛ آموزش منابع انساني؛employee training

  •   آموزش كلاسيك مديريت (‎Management Education‏)

    تعريف : برنامه‌هاي آموزشي كه از طريق آن مديران اصول و فنون مديريت را فرا مي‌گيرند.

    ساير عناوين : آموزش مديريت؛

  •   آموزش مديريت (‎Management Training‏)

    تعريف : آموزش مهارت‌هاي موردنياز به مديران با هدف اينكه تبديل به مديران موفق شوند.

  •   ابزار مديريت (‎Management Tools‏)

    تعريف : مدل‌ها، نرم‌افزارهاي رايانه‌اي و وسايل كمكي كه به مديران در انجام وظايفشان كمك مي‌كنند.

  •   ابزارهاي مهندسي صنايع (‎Industrial Engineering Tools‏)

    تعريف : مدل‌ها، فرم‌ها، چك‌ليست‌ها، جداول، نرم‌افزارهاي رايانه‌اي و وسايل كمكي كه به مهندسان صنايع در انجام فعاليت‌هايشان كمك مي‌كنند.

  •   اجتماعي كردن (‎‏)

    تعريف : اجتماعي كردن فرايندي است كه به وسيله آن فرد تازه وارد دانش، مهارت و ديدگاه لازم را كسب مي‌كند و به عضوي موفق و مؤثر براي سازمان تبديل مي‌گردد.

    شرح : اجتماعي‌كردن فرد فرايندي است كه به وسيله آن فرد جديد اطلاعات لازم و كافي را درباره سازماني كه وارد آن شده است كسب مي‌كند و با قبول ارزش‌ها، هنجارها و الگوهاي رفتاري آن، خود را با اوضاع مطابقت داده و مي‌آموزد كه چه بايد بكند و چه انتظاري از او مي‌رود.

  •   اجزاء مديريت (‎‏)
  •   اداره امور دولتي (‎Public Administration‏)

    تعريف : اصول و مهارت‌هاي مديريت و امور اداري براي مديريت در دولت.

    ساير عناوين : ؛Public Sector Administration

  •   ارزش‌ها (‎Values‏)

    تعريف : چيزهايي كه براي افراد مهم است.

  •   ارزشيابي مشاغل (‎Job Evaluation‏)

    تعريف : ارزشيابي مشاغل تعيين ارزش نسبي مشاغل يك سازمان است با توجه به عوامل كلي تشكيل‌دهنده شغل به منظور پرداخت حقوق مساوي در ازاي كار مساوي و در شرايط مساوي.

    شرح : يكي از بزرگترين مشكلات مديران در محيط‌هاي كاري، عدم تعادل بين حقوق و دستمزدها و فقدان ضابطه صحيح براي تعيين ارزش واقعي مشاغل است. هميشه حقوق و دستمزد بزرگترين و مؤثرترين عامل انگيزه كاري براي كاركنان و جلب رضايت آنها از سازمان‌ها بوده و از مهمترين مسائل در مديريت پرسنلي به شمار رفته است. ارزشيابي مشاغل تعيين ارزش نسبي مشاغل يك سازمان است با توجه به عوامل كلي تشكيل‌دهنده شغل به منظور پرداخت حقوق مساوي در ازاي كار مساوي و در شرايط مساوي. در واقع نخستين هدف ارزشيابي مشاغل، پيدا كردن ارزش كارها و مقايسه آنها با يكديگر است و ارزشيابي مشاغل براي تعيين حقوق و دستمزد متناسب با كاري كه فرد انجام مي‌دهد صورت مي‌پذيرد.

  •   ارزيابي عملكرد كاركنان (‎Human Resources Performance Measurement ‏)

    تعريف : ارزيابي عملكرد فرايندي است كه به وسيله آن كار كاركنان در فواصلي معين و به طور رسمي، مورد بررسي و سنجش قرار مي‌گيرد.

    شرح : شناخت كاركنان قوي و اعطاي پاداش به آنها و از اين طريق، ايجاد انگيزه براي بهبود عملكرد آنان و ساير كاركنان، از جمله علل اصلي ارزيابي عملكرد است. در گذشته، مديران كلاسيك ارزيابي عملكرد را فقط به منظور كنترل كار كاركنان انجام مي‌دادند در حالي كه امروزه جنبه راهنمايي و ارشادي اين عمل، اهميت بيشتري يافته است و هدف اصلي از ارزيابي عملكرد اين است كه اطلاعات ضروري درباره نيروهاي شاغل در سازمان جمع‌آوري گردد و در دسترس مديران قرار گيرد تا آنها بتوانند تصميمات بجا و لازم را در جهت بالا بردن كميت و كيفيت كاركنان اتخاذ نمايند. بنابراين، هدف نهايي از ارزيابي عملكرد، افزايش كارايي و اثربخشي سازمان است نه توبيخ و تنبيه كاركنان ضعيف.

  •   استراتژي‌ها (‎Strategies‏)

    تعريف : برنامه، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاه‌ها و جهت حركت سازمان را نشان مي‌دهد.

    ساير عناوين : راهبردها؛

  •   استراتژي‌هاي بازاريابي (‎Marketing Strategies‏)

    تعريف : استراتژيي كه تعيين مي‌كند يك سازمان چگونه به اهداف بازاريابي خود مي‌رسد، مثلاً بر كدام بازارها و محصولات متمركز شود و چه مقدار براي فعاليت‌هاي بازاريابي هزينه كند.

    ساير عناوين : راهبردهاي بازاريابي؛ راهبردهاي بازارسازي؛ استراتژي‌هاي بازارسازي؛

  •   اصول مديريت (‎Management Principles‏)

    شرح : روش علمي شامل تعيين حقايق از طريق مشاهده است. بعد از دسته‌بندي و تحليل حقايق، دانشمندان به دنبال روابط علي براي توضيح حقايق مي‌گردند. وقتي تعميم‌ها و فرضيه‌هاي ساخته‌شده تست شدند و درستي آنها به اثبات رسيد، يعني توانايي توضيح واقعيت را داشتند، آنگاه مي‌توانند در توضيح و پيشگوئي شرايط مشابه استفاده شوند. به اين تعميم‌ها و فرضيه‌هاي آزمون شده «اصول» گفته مي‌شود. البته اين بدين معني نيست كه اين تعميم‌ها به طور يقين يا همواره درست هستند بلكه به اندازه كافي معتبر هستند كه در پيش‌بيني و توضيح مورد استفاده قرار گيرند.

  •   امور اداري (‎Administration‏)

    تعريف : فعاليت‌هاي مديريتي كه بر دفترداري و كنترل اداري تمركز مي‌كنند.

  •   امور منابع انساني (‎Human Resources Affairs‏)

    تعريف : كليه امور مربوط به مديريت منابع انساني شامل جذب، استخدام، نگهداشت، آموزش، روابط انساني، بازنشستگي و . . .

  •   انتخاب (‎‏)

    تعريف : انتخاب مرحله‌اي از مديريت منابع انساني است براي پذيرفتن يا رد تقاضاهاي مراجعين و متقاضيان كار، بطوري كه شايسته‌ترين، مناسب‌ترين و با استعدادترين آنها برگزيده و تعيين شوند.

    شرح : انتخاب مرحله‌اي است براي پذيرفتن يا رد تقاضاهاي مراجعين و متقاضيان كار، بطوري كه شايسته‌ترين، مناسب‌ترين و با استعدادترين آنها برگزيده و تعيين شوند. اين كار تكميل‌كننده مرحله كارمنديابي است. به بيان ديگر، انتخاب را مي‌توان جريان كشف، شناخت و سنجش مشخصات و خصوصيات متقاضيان شغل دانست. در حقيقت هدف غائي از انتخاب، سپردن كار به كاردان متعهد است.

  •   انتصاب (‎‏)

    تعريف : عمل انتصاب عبارتست از بكارگماردن موقت يا دائم داوطلب شغل مورد نظر كه برمبناي اطلاعات بدست آمده متناسب با آن شغل تشخيص داده شده است.

    شرح : عمل انتصاب عبارتست از بكارگماردن موقت يا دائم داوطلب شغل مورد نظر كه برمبناي اطلاعات بدست آمده متناسب با آن شغل تشخيص داده شده است. در اغلب سازمان‌ها انتصاب بدواً جنبه موقت داشته و پس از اينكه مستخدمين جديد يك دوره معين را به عنوان دوره آزمايشي طي كرد در صورتيكه شايستگي و علاقه‌مندي او در حين كار اثبات شد عمل انتصاب قطعي و دائم او انجام خواهد پذيرفت.

  •   انتقال فناوري (‎Technology Transfer‏)

    تعريف : به فرايندهايي گفته مي‌شود كه از طريق آنها دانش فناورانه بين سازمان‌ها در داخل يك كشور يا بين كشورها جابجا مي‌شود.

    شرح : منبع: www.scidev.net

    ساير عناوين : انتقال تكنولوژي؛

  •   انتقال فناوري افقي (‎Horizontal Technology Transfer‏)

    تعريف : جابجايي يك فناوري موجود از يك محيط عملياتي به محيط ديگر، مثلاً از يك شركت به شركت ديگر.

    شرح : منبع: www.scidev.net

  •   انتقال فناوري بين‌المللي (‎International Technology Transfer‏)

    تعريف : به فرايندهايي گفته مي‌شود كه از طريق آنها دانش فناورانه بين سازمان‌هاي كشورهاي مختلف جابجا مي‌شود.

    شرح : منبع: www.scidev.net

  •   انتقال فناوري عمودي (‎Vertical Technology Transfer‏)

    تعريف : انتقال فناوري‌هاي جديد از مرحله ايجاد در زمان فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه به كاربردهاي عملياتي. براي مثال از سازمان‌هاي تحقيق و توسعه مانند دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي به كاربردهاي آنها در صنعت.

    شرح : منبع: www.scidev.net

  •   انضباط كاركنان (‎‏)

    شرح : امروزه اين تعبير كه هدف اصلي از انضباط بايد تغيير و اصلاح رفتار و عملكرد كاركنان باشد قوت گرفته است و مبناي تنظيم بسياري از قوانين و مقررات انضباطي را تشكيل مي‌دهد. بنابراين تنبيه كاركنان خاطي در سازمان به خودي خود هدف نيست بلكه مكانيسمي است كه به وسيله آن، تغييرات رفتاري مطلوب در آنها به وجود مي‌آيد.

  •   انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان (‎‏)

    شرح : انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان از جمله مباحث نرم و رويه‌ناپذير مديريت منابع انساني هستند و نيازمند اقدامات و تشخيص‌هايي از سوي مديران منابع انساني هستند. البته سيستم‌هاي پاداش و تشويق و تنبيه بي‌ارتباط با موضوع انگيزش به صورت عام نيستند اما تنها بخش محدودي از موضوع انگيزش را پوشش مي‌دهند.

  •   انواع بنگاه (‎Types of Enterprises‏)
  •   انواع حسابداري (‎Accounting Types‏)
  •   انواع سازمان (‎Types of Organizations‏)
  •   انواع مديريت (‎Types of Management‏)
  •   انواع مميزي بر اساس مميز (‎Auditing Types based on Auditor‏)
  •   انواع مميزي بر اساس موضوع مميزي (‎Auditing Types based on subjects‏)

    شرح : بر اساس موضوع مميزي، نوع و روش مميزي متفاوت خواهد بود.

  •   انواع مميزي بر اساس نوع كنترل (‎Auditing Types based on Control Types‏)
  •   اهداف (‎Objectives‏)

    تعريف : منظور، خواست، قصد يا آرمان مشخص.

  •   بازاريابي (‎Marketing‏)

    تعريف : تحليل نيازهاي مشتريان، طراحي محصولات و فرايندهايي كه به آن نيازها پاسخ دهد و مشتريان را از وجود آن محصولات و فرايندها آگاه ساختن.

  •   بازرگاني (تجارت) (‎Commerce‏)

    تعريف : تبادل كالا، پول و سرمايه بين كسب و كارها يا كشورها.

    ساير عناوين : تجارت؛Trade

  •   بازمهندسي (‎Reengineering‏)

    تعريف : بازطراحي يك سيستم يا فرايند با استفاده از فنون مهندسي.

    ساير عناوين : مهندسي مجدد؛Re-engineering

  •   بازمهندسي فرايندهاي كسب و كار (‎Business Process Reengineering‏)

    تعريف : كاربرد فنون مهندسي براي بازطراحي فرايندهاي كسب و كار به طوري كه فرايندهاي بازطراحي شده از منابع مؤثرتر استفاده كنند و به جاي فرايند، بر خروجي تمركز كنند.

    ساير عناوين : بازطراحي فرايندهاي كسب و كار؛ مهندسي مجدد فرايندهاي كسب و كار؛Business Process Redesign؛BPR

  •   برنامه‌ريزي (‎Planning‏)

    تعريف : برنامه‌ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميم‌ها.

    شرح : برنامه‌ريزي يكي از وظايف مديريت است. برنامه‌ريزي داراي انواع و اقسام مختلفي است و در سطوح مختلف مديريت شكل‌هاي متفاوتي از آن استفاده مي‌شود.

  •   برنامه‌ريزي استراتژيك (‎Strategic Planning‏)

    تعريف : برنامه‌ريزي استراتژيك گونه‌اي از برنامه‌ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست.

    ساير عناوين : برنامه‌ريزي راهبردي؛

  •   برنامه‌ريزي بلندمدت (‎Long Range Planning‏)
  •   برنامه‌ريزي توليد (‎Production Planning‏)

    تعريف : عبارتي كلي براي برنامه‌ريزي و زمانبندي فعاليت‌هاي توليد با هدف دستيابي به كارايي توليد.

  •   برنامه‌ريزي نيروي انساني (‎Human Resource Planning‏)

    تعريف : برنامه‌ريزي نيروي انساني فرايندي است كه به وسيله آن سازمان معين مي‌كند كه براي نيل به اهداف خود به چه تعداد كارمند، با چه تخصص و مهارت‌هايي، براي چه مشاغلي و در چه زماني نياز دارد.

    شرح : هدف از برنامه‌ريزي نيروي انساني، تأمين، استخدام و حفظ كاركناني است كه بقا و توسعه سازمان به وجود آنها بستگي دارد.

  •   بكارگماري (‎Staffing‏)

    تعريف : كل وظيفه مربوط به انجام امور مربوط به نيروي انساني در سازمان شامل جذب، استخدام، آموزش، فراهم‌آوري و نگهداشت شرايط كاري مناسب.

    شرح : بكارگماري يكي از وظايف مديريت است. مديريت منابع انساني نيز حوزه‌اي است كه در وظيفه بكارگماري مي‌گنجد.

  •   بهداشت و ايمني كاركنان (‎‏)

    شرح : استفاده مطلوب از نيروي كار افراد وقتي امكان‌پذير است كه كاركنان از سلامت كامل برخوردار بوده و از خطر ابتلا به بيماري يا هر نوع حوادث در محيط كار بدور باشند. معمولاً سازمان‌ها براي ارائه خدمات درماني و بهداشتي و ايمني طرح‌ها و برنامه‌هايي را اجرا مي‌كنند و دسته‌اي از اقدامات را متناسب با نوع و فعاليت سازمان انجام مي‌دهند. مجموعه اين امور، مبحث بهداشت و ايمني را در مديريت منابع انساني تشكيل مي‌دهد.

  •   بهره‌وري (‎Productivity‏)

    تعريف : نسبت كل توليد يا خروجي به كل مصرف يا ورودي در يك دوره زماني كه به عنوان معياري براي سنجش كارآمدي فرايندهاي توليد شركت استفاده مي‌شود.

  •   بودجه‌بندي (‎Budgeting‏)
  •   بيمه و بازنشستگي كاركنان (‎‏)

    شرح : برنامه‌هاي بيمه و بازنشستگي به منظور ايجاد امنيت اقتصادي و تأمين معاش و زندگي مستخدم و خانواده‌اش در زمان بيكاري، بيماري، پيري و از كارافتادگي و بالاخره پس از مرگ، تهيه و اجرا مي‌گردد.

  •   پاداش كاركنان (‎‏)

    شرح : به جبران زحمتي كه فرد در سازمان متحمل مي‌شود، در ازاي وقت و نيرويي كه او در سازمان و به خاطر نيل به اهداف سازمان صرف مي‌كند، و به تلافي خلاقيت و ابتكارات وي براي يافتن و به كارگيري رويه‌ها و روشهاي كاري جديدتر و بهتر، سازمان به فرد پاداش مي‌دهد. پاداشي كه فرد از سازمان دريافت مي‌دارد يا به خاطر انجام وظايف محول در حد عادي و متعارف است كه در اين صورت حقوق يا دستمزد ناميده مي‌شود يا به خاطر انجام وظايف در سطحي بالاتر از استانداردهاي عادي كاري است كه در اين صورت از پاداش، به عنوان مزايايي فوق‌العاده به خاطر كار فوق‌العاده صحبت مي‌شود. سيستم پاداش در سازمان، هر دو نوع عملكرد را در برمي‌گيرد، و سيستمي است كه بر اساس موازين و شيوه‌هاي خاصي، پاداش هر يك از كاركنان را متناسب با كارشان به آنها مي‌دهد. در اغلب موارد سيستم پاداش خدمات كاركنان از مؤثرترين ابزار تشويقي و انگيزشي است كه در اختيار مديران سازمان مي‌باشد.

  •   پارادايم سيستم‌ها (‎Systems Paradigm‏)
  •   پژوهش در عمليات / علم مديريت (‎Operations Research / Management Science‏)

    تعريف : پژوهش در عمليات عبارتست از كاربرد روش‌هاي علمي در مسائل پيچيده پديد آمده براي هدايت و مديريت سيستم‌هاي بزرگ شامل انسان، ماشين، مواد و پول در صنعت، تجارت، دولت و دفاع. رويكرد متمايز پژوهش در عمليات، توسعه مدلي از سيستم به همراه اندازه‌گيري عواملي مانند شانس و خطر براي پيشگويي و مقايسه پسامدهاي تصميمات، استراتژي‌ها يا كنترل‌هاي جانشين است. هدف، كمك به مديريت در تعيين سياست‌ها و اقدامات به صورت علمي است. علم مديريت عبارتست از كاربرد تكنيك‌هاي علمي، به ويژه روش‌هاي كمي، در مطالعه مديريت.

    شرح : در جنگ جهاني دوم، نيروي نظامي انگليس و آمريكا تيم‌هايي مركب از رياضيدانان، آماردان‌ها، دانشمندان فيزيك، مهندسين، بيولوژيست‌ها و روانشناس‌ها تشكيل دادند تا مسائل مختلف عملياتي نظامي را مورد تحليل قرار دهند. به عنوان مثال نيروي دريايي آمريكا 70 تحليل‌گر از علوم مختلف را به كار گرفت. از آنجايي كه اين تيم‌ها براي تحقيق روي فعاليت ها و عمليات نظامي تشكيل شده بودند، چنين تحقيق، تحليل و بررسي را «تحقيق در عمليات » ناميدند. تحقيق در عمليات يك روش عملي براي حل مسائل مديريت است. اين نظام شامل ساخت توصيف‌ها يا مدل‌هاي رياضي، اقتصادي و آماري از مسائل تصميم‌گيري براي بررسي شرايط پيچيدگي و نااطميناني است. هم‌چنين تحليل روابط تعيين‌كننده پيامدهاي محتمل تصميمات اتخاذ شده و ارائه شاخص‌هاي مناسب اثربخشي براي ارزيابي اهميت نسبي گزينه‌هاي موجود از ديگر اهداف اين نظام است. تحقيق در عمليات معمولاً با عمليات يك سيستم موجود شامل انسان و ماشين سر و كار دارد. اين رشته مي‌تواند در سيستم‌هاي مختلف از جمله سيستم‌هاي نظامي، فروشگاه‌ها، كارخانه‌ها، مزارع، مراكز خدماتي و غيره براي كنترل موجودي، توزيع مواد خام و ساخته شده، بررسي خطوط انتظار، تبليغات، بهينه‌سازي حمل و نقل و تصميم‌گيري به كار رود. معمولاً هدف، بهينه‌سازي يا استفاده بهتر از مواد، انرژي، انسان و ماشين‌آلاتي است كه در سيستم موجود است. علم مديريت رشته‌اي است كه در ارتباط تنگاتنگ با تحقيق در عمليات در دهه 1960 توسعه يافته است. تكنيكهاي مورد استفاده در اين رشته همان تكنيكهاي تحقيق در عمليات هستند اما تفاوت آن با تحقيق در عمليات در حوزه كاربرد آن است كه بيشتر در امور اداري، بازرگاني و مديريت صنعتي مطرح مي‌گردند. امروزه تفاوتي بين اين دو قائل نمي‌شوند و معمولاً با هم و به شكل OR/MS مطرح مي‌گردند.

    ساير عناوين : تحقيق در عمليات؛ تحقيق عمليات؛ پژوهش عملياتي؛Operational Research؛ OR؛ MS؛ OR/MS

  •   تأمين مالي (‎Financing‏)

    تعريف : فعاليت يا فرايند گردآوري يا تأمين اعتبار مالي.

  •   تاريخچه مديريت (‎Management History‏)
  •   تبليغات (‎Advertising‏)

    تعريف : تبليغات ‌فرآيند روشمند ارايه‌ اطلاعات‌ مناسب‌ در مورد كالاها و خدمات‌ به‌ مشتريان‌ و ترغيب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر مصرف‌‌كنندگان‌ به‌ خريد كالاها و خدمات است.

    ساير عناوين : ؛Advertisement

  •   تبليغات اينترنتي (‎Internet Advertising‏)

    تعريف : تبليغات اينترنتي به استفاده از اينترنت به عنوان يك كانال و وسيله ارتباطي براي ارسال تبليغات در محيط وب اشاره دارد.

    شرح : تبليغات از طريق رسانه‌هاي مختلفي انجام مي‌پذيرد كه از آن جمله مي‌توان به روزنامه‌ها، مجلات، راديو، تلويزيون و ... اشاره نمود. چندي است كه رسانه‌اي جديد، يعني اينترنت، به جمع رسانه‌هاي مورد استفاده تبليغات اضافه شده است. رشد تبليغ در اينترنت نسبت به تبليغ در رسانه‌هاي سنتي، از سرعت بسيار بيشتري برخوردار بوده است. چرا كه پس از گذشت 38 سال از پيدايش راديو، تعداد استفاده‌كنندگان آن به 50 ميليون نفر رسيد، تلويزيون 13 سال پس از پيدايش اين حد نصاب را كسب كرد و اما اينترنت تنها با گذشت 4 سال توانسته به اين حد نصاب دست پيدا كند.

    ساير عناوين : تبليغات الكترونيك؛ تبليغات ديجيتال؛ تبليغات آنلاين؛Online Advertising؛ Online Advertisement؛ Internet Advertisement

  •   تجارت الكترونيك (‎Electronic Commerce‏)

    تعريف : كسب و كاري كه تماماً به وسيله اينترنت يا ساير رسانه‌هاي الكترونيك و بدون تماس حضوري طرف‌هاي درگير انجام مي شود.

    شرح : تجارت الكترونيك ابتدا در حوزه تجارت مطرح شده است اما به تمام حوزه كسب و كار گسترش پيدا كرده است.

  •   تجزيه و تحليل شغل (‎Job Analysis‏)

    تعريف : تجزيه و تحليل شغل فرايندي است كه از طريق آن ماهيت و ويژگي‌هاي هر يك از مشاغل در سازمان بررسي مي‌گردد و اطلاعات كافي درباره آنها جمع‌آوري و گزارش مي‌شود. با تجزيه و تحليل شغل معلوم مي‌شود هر شغل چه وظايفي را شامل مي‌شود و براي احراز و انجام شايسته آن چه مهارت‌ها، دانش‌ها و توانايي‌هايي لازم است. بنا به تعريف ديگري تجزيه و تحليل شغل، شرح خلاصه وظايف و مسئوليت‌هاي شغل، رابطه آن شغل با مشاغل ديگر، دانش‌ و مهارت‌هاي لازم براي انجام دادن آن و شرايط كار است.

  •   تصميم‌گيري (‎Decision Making‏)

    تعريف : تحليل گزينه‌هاي مختلف در مورد يك موضوع و گزينش يك يا چند گزينه.

    شرح : برخي نويسندگان تصميم‌گيري را يكي از وظايف مديران بر‌مي‌شمرند. برخي ديگر تصميم‌گيري را يكي از قدم‌هاي ساير وظايف مديريت مي‌دانند. به عنوان مثال در برنامه‌ريزي، انتخاب گزينه‌هاي مختلف در مورد اهداف، استراتژي‌ها و پروژ‌ه‌ها گونه‌اي از تصميم‌گيري هستند. دريافت اطلاعات بازخورد از سيستم‌هاي سازماني و بروز عكس‌العمل از سوي مدير حاوي نوعي تصميم‌گيري است.

    ساير عناوين : تصميم‌سازي؛Decision Taking

  •   تعادل خط مونتاژ (‎Assembly Line Balancing‏)

    تعريف : تخصيص كارها به ايستگاه‌هاي كاري به منظور دستيابي به يك جريان كار كارا و هموار.

  •   تعارض سازماني (‎Organizational Conflict‏)

    تعريف : عدم توافق بين افراد يا گروه‌ها در داخل سازمان كه از نياز به شراكت در منابع محدود، يا درگير شدن در فعاليت‌هاي به هم وابسته، يا از تفاوت در وضعيت، آرمان‌ها و فرهنگ‌ها سرچشمه مي‌گيرد.

  •   تعارض صف و ستاد (‎Line and Staff Conflict‏)

    شرح : اعضاي صف و ستاد سازمان مانند اعضاي ديگر بخش‌هاي تفكيك شده در سازمان، افق‌هاي زماني، آرمان‌ها، جهت‌گيري‌هاي ميان فردي، و رويكردهاي متفاوت نسبت به مسائل سازمان دارند. اين تفاوت‌ها بين اعضاي صف و ستاد باعث مي‌شوند كه هر يك وظايف مرتبط را به صورت اثربخش انجام دهند اما هم‌چنين باعث افزايش پتانسيل براي تعارض بين آنها مي‌شود.

  •   تفكر سيستمي (‎Systems Thinking‏)
  •   توسعه سازماني (‎Organization Development‏)

    تعريف : توسعه سازماني عبارتست از تلاشي برنامه‌ريزي شده، در سطح كل سازمان و مديريت شده از بالا براي افزايش اثربخشي و سلامت سازمان از طريق دخالت‌هاي برنامه‌ريزي شده در فرايندهاي سازمان با استفاده از دانش علوم رفتاري. Harvey, D. F. and D. R. Brown. 1988. An experimental approach to organization development. 3rd ed. New Jersey: Prentice-Hall International.

    ساير عناوين : ؛OD

  • + نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:43  توسط مديريت سايت  | 

    پسرخاله وارد مي‌شود

    پسرخاله وارد مي‌شود

    هفت توصيه براي آدم‌هاي مهم

    ۴ اسفند ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۰:۴۳ تعداد بازديد : 9798 كد خبر : ۳۵۴۴۳

    توصيه اول: اگر شما فكر مي‌كنيد، آدم خيلي مهمي بوديد و ديگران هم فكر مي‌كردند، شما آدم خيلي مهمي هستيد و مهمتر از آن، از مابهتران هم خيلي شما را آدم مهمي مي‌دانند، پس شك نكنيد و هر كسي را كه فكر مي‌كند شما آدم مهمي نيستيد، له كنيد.

    توصيه دوم: اگر از بد روزگار، ميز شما را گرفتند، خم به ابرو نياوريد و براي اين‌كه ديگران به مهم بودن شما شك نكنند، سعي كنيد، در اسرع وقت يك ميز بزرگ‌تر را به چنگ آوريد و اگر نشد اصلا مهم نيست، ميز كوچك را هم مي‌توان بزرگ كرد، مهم آن است كه اعتماد به نفس داشته باشيد و كم نياوريد!

    توصيه سوم: براي آن‌كه ديگران قدر شما را بيشتر بدانند و شما را به پشت ميز برگردانند، سعي كنيد به صورت دايم از خود تعريف و براي خود «نوشابه خانواده» باز كنيد. استفاده از تكنيك‌هايي مثل سخنراني و پخش تكراري آن مثل فيلم‌هاي سينمايي ژاپني از تلويزيون، مصاحبه با خودتان در مجله خودتان، تحريك اعوان و انصار به دادن فحش به كساني كه چشم ديدن شما را ندارند و دادن علامت‌هاي غلط براي ضايع كردن نفر بعد از شما، از روش‌هاي بسيار مفيد است.

    توصيه چهارم: اگر اوضاع خراب شد و احتمال مي‌رفت كه در كل مهم بودن شما زير سؤال برود، استفاده از مدل «برره‌اي» جواب مي‌دهد. به تاريخ دو سال قبل، جلسه‌اي ترتيب دهيد و از قول همه بنويسيد: «ها! اين كه وگفتي يعني چه؟» و بعد به عنوان يك فوق‌تخصص فيزيك به سؤال‌ها جواب بدهيد و بعد با پول ميز جديدتان، آن را چاپ كنيد و براي آن‌كه همه بفهمند چقدر آدم مهمي هستيد، از قول بقيه بنويسيد كه چقدر مهم هستيد.

    توصيه پنجم: براي آن‌كه نشان دهيد، تنها شما مهم هستيد، چند پوست خربزه زير پاي بقيه بيندازيد كه زمين بخورد. اگر سرش هم شكست، چه بهتر، مصاحبه‌هاي بروبچ در اينجا اهميت خاصي دارد؛ راست و دروغ بودنش مهم نيست، اصل قضيه آن است كه زير پاي ديگران را خالي كنيد.

    توصيه ششم: برگزاري مراسم دست‌بوسي براي پابه‌ركابان حزبي اهميت خاصي دارد، به خصوص در شب‌هاي چهارشنبه، اگر بتوانيد چند آقازاده درشت را هم تور كنيد، چه بهتر. تركيب متنوع مراسم دست‌بوسي كه از نماينده شهر تا خزانه‌دار را داشته باشد، كار را «نور علي نور» مي‌كند. همچنين براي اين‌كه حساب كار دست ديگران بيايد، چند مصاحبه آتشين پس از مراسم دست‌بوسي و اشك تمساح ريختن براي مملكت را چاشني كنيد.

    توصيه هفتم: مهم‌تر از همه، اعلي‌حضرتان آن طرفي هستند و براي اين‌كه بفهمند هنوز هم شما مانند قديم به آنان ارادت داريد، مرتب برايشان كارت تبريك بفرستيد، اصلا خيال همه را راحت و قبله همه عالم و آدم را وطن‌ دومتان اعلام كنيد و حداقل پنجاه، شصت صفحه در وصف اين قبله بنويسيد. البته براي آن‌كه كسي نتواند گير بدهد، بايد پسرخاله را وارد كنيد. نقش پسرخاله در اينجا اهميت زيادي دارد، مهم اين است كه آن‌طرفي‌ها بفهمند كه شما چه ارادتي به آنان داريد و اين‌طرفي‌ها، فكر كنند اينها حرف‌هاي پسرخاله است، پس پسرخاله را وارد كنيد.


    + نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:33  توسط مديريت سايت  |