تبليغاتX
قدرت آرمان

قدرت آرمان

هدف شماست که رهبر شماست

هدف، رويا، تصاويرذهني ودلايل

 

 

 

انسان براي انجام هر كاري،احتياج به هدفي دارد،تا انگيزه كافي براي انجام آن كاررا داشته باشد. بسياري از دوستان ،بدون تعيين هدف خاصي، صرفا بخاطر اعتبار شما وارد اين سيستم مي شوند. بنابراين انگيزه لازم براي اين تجارت را ندارند. شما بايد بدانيد كه چرا وارد اين تجارت شده ايد؟رويا وتصوير شما ازاينده چيست؟ با انجام اين تجارت به كدام از اهداف خود ميرسيد؟كدام رويا و تصوير ذهني شما تحقق خواهد يافت؟

 

مهمترين سنگ بناي اين مبحث آموزشي،تعيين هدف است.اگر شما ندانيد كه چرا وارد اين تجارت شده ايد مقصد و جهتي براي حركت نخواهيد داشت.

بنابراين اولين وظيفه شما نوشتن اهداف خود براي انجام اين تجارت است.

اهداف خود را به كوتاه مدت (تا يك سال)و بلند مدت (بيشتر از يك سال)تقسيم كنيد.

اهداف كوتاه مدت ميتواند اولين step شما،اولين دوره (cycle) شما،خريد موبايل و ....باشد

در اهداف بلند مدت خود مي توانيد برنامه خود براي خريد خانه،ازدواج وحتي آينده فرزندان خود را بنويسيد. فراموش نكنيد هر چيزي كه امروز اطراف ماست روزي رويا يك فرد بوده كه حالا تحقق يافته است .مثل:تلفن ،موبايل،كامپيوتر و.....

اهداف خود را به صورت دقيق و روشن و با جزييات بنويسيد.مثلا : به خودتان 10 ماه فرصت بدهيد كه بتوانيد يك پژو GLX مشكي بخريد.

مخصوصا محدوده زماني اهداف را فراموش نكنيد. خيلي موثر است كه زمان مورد نياز هر هدف را تعيين كنيدو همه تلاش خودتان را بكنيد كه به موقع به هدفتان برسيد.

جرات داشته باشيد هدف خود را بر روي كاغذ بياوريد وهر روز آنها را بخوانيد

اين كار قدرت دروني شما را آزاد مي كند.

شما بايد اهداف افراد زير مجموعه خود را بدانيد. براي اينكه آنها اهداف خود را با شما درميان بگذارند اول شما اهداف خود را بگوييد.

فراموش نكنيد كه:هدفي كه عجولانه وسطحي انتخاب شود با اولين ناملايمات و سختيها به دست فراموشي سپرده خواهد شد    

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:33  توسط مديريت سايت  | 

تفاوت برنده و بازنده بودن

تفاوت برنده و بازنده بودن

  

همه ي ما دوست داريم كه برنده باشيم و نه بازنده . ولي آيا ميل به برنده بودن به تنهايي كافي است؟ با اين كه زندگي همواره توام با پيكار نيست، اما شايد بتوان آن را به صحنه ي بازي پيچيده اي تشبيه نمود ، كه پيروزي در آن ، رمز و رازي دارد. سيدني . جي . هريس نويسنده اي سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در ميدان زندگي مي شناسد و براي موفقيت در آن ، راه هايي ساده پيشنهاد ميكند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگي خود انتخاب كرده ايد، اين مطالب دربرنده بودن كمك زيادي به شما ميكند

اولين هدف گيري ¤¤

 

برنده متعهد ميشود

بازنده وعده ميدهد

 

وقتي برنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: اشتباه كردم

وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: تقصير من نبود

 

برنده بيش از بازنده كار انجام ميدهد، و در انتها باز هم وقت دارد

بازنده هميشه آنقدر گرفتار است كه نميتواند به كارهاي ضروري به پردازد

 

هراس برنده از باختن به آن اندازه نيست كه بازنده باطنا" از برنده شدن دارد

برنده به بررسي دقيق يك مشكل مي پردازد

بازنده از كنار مشكل گذشته ، و آن را حل نشده رها ميكند

 

برنده ميگويد: بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم

بازنده ميگويد: هيچ كس راه حلي را نميداند

 

برنده مي داند به خاطر چه چيزي پيكار ميكند و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد

بازنده آن جا كه نبايد، سازش ميكند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه ميكند

 

برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشيماني خود را نشان ميدهد

بازنده مي گويد: «متاسفم» ، اما در آينده اشتباه خود را تكرار ميكند

 

 

برنده مورد تحسين واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجيح ميدهد، هر چند كه هر دو حالت رامد نظر دارد

بازنده دوست داشتني بودن را، به مورد تحسين واقع شدن ترجيح ميدهد، حتي اگر بهاي آن خفت و خواري باشد

 

برنده گوش مي دهد

بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است

 

برنده از ميانه روي و نرمش خود احساس قدرت ميكند

بازنده هرگز ميانه رو و معتدل نيست گاهي از موضع ضعف، و گاهي همچون ستمگران فرودست رفتار ميكند

 

برنده ميگويد، بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد

بازنده ميگويد، تا بوده همين بوده و تا هست همين است

 

برنده به افراد برتر از خود، احترام ميگذارد، و سعي ميكند تا از آنان چيزي بياموزد

بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته؟ و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است

 

برنده گامهاي متعادلي بر ميدارد

بازنده دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند

 

دومين هدف گيري ¤¤

 

برنده ميداند كه گاهي اوقات ، پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي آيد

بازنده بسيار مشتاق برنده شدن است، در جايي كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است

 

برنده ارزيابي درستي از تواناييهاي خود داشته، و هوشمندانه از ناتواني هاي خود، آگاه است

.بازنده از توانايي ها و ناتواني هاي واقعي خود بي خبراست

 

برنده مشكلي بزرگ را انتخاب مي كند، و آن را به اجزاي كوچكتر تفكيك ميكند، تا حل آن آسان گردد

بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم مي آميزد، كه ديگر قابل حل شدن نيستند

 

برنده مي داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود

بازنده احساس ميكند كه اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد

 

برنده تمركز حواس دارد

بازنده پريشان حواس است

 

برنده از اشتباهات خود درس ميگيرد

بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، يادگرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند

 

برنده ميكوشد تا مردم را هرگز نيازارد، مگر در مواقع نادري كه اين دل آزاري در راستاي يك هدف بزرگ باشد

بازنده نميخواهد به عمد ديگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه هميشه اين كار را ميكند

 

برنده ثروت اندوزي را وسيله اي براي لذت بردن از زندگي مي داند

بازنده مال اندوزي را هدف خود قرار ميدهد،‌ بنابراين گذشته از ميزان انباشت ثروت، هيچگاه نميتواند خود را برنده محسوب كند، و هرگز برنده نميشود

 

برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است

بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است

 

سومين هدف گيري ¤¤

 

بازنده شكستهاي خود را ناشي از، تبعيض يا سياست مي داند

برنده ترجيح مي دهد كه، خود را مسئول شكست هايش بداند، و نه ديگران را ولي وقت زيادي را صرف عيب جويي نميكند

 

بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد

برنده معتقد است، ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين ميكنيم

 

بازنده از اين كه بيش از آنچه مي گيرد، بدهد، احساس ميكند بازنده است

برنده در چنين موقعيتي احساس ميكند كه اعتبار خود را براي آينده تقويت مي نمايد

 

بازنده اگر از ديگران عقب به ماند، تندخو و خشن ميشود، و اگر جلوتر از ديگران باشد، بي احتياطي ميكند

برنده در هر شرايطي كه قرار بگيرد، آرامش و تعادل خود را حفظ ميكند

 

بازنده از اين كه خود و يا ديگران به نقايص وي آگاهي يابند، هراسان است

برنده ميداند كه نارسايي هاي او جزيي از شخصيت وجودي اوست، در حالي كه مي كوشد تا آثار ناگوار اين نقايص را به زدايد، هرگز تاثير آنها را انكار نميكند

 

بازنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري ميبيند، خشم و ناخشنودي خويش را به زبان نمي آورد و زجر مي كشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرايط بدتري را پديد مي آورد

برنده در چنين شرايطي آزادانه، رنجش و آزردگي خود را بيان نموده، تخليه ي احساسي ميكند، سپس مساله را به فراموشي مي سپارد

 

بازنده به «استقلال» خود مي بالد، در حاليكه به واقع در حال خونسردي است. و به كار گروهي»خود مي بالد، در صورتي كه در حال دنباله روي است، و اراده اي از خود ندارد

برنده ميداند كه كدام تصميم ها را به طور مستقل بگيرد، و كدام يك را پس از مشورت با ديگران

 

بازنده نسبت به برندگان حسادت كرده، و ديگر بازندگان را حقير ميشمارد

برنده داوري او درباره ديگران با توجه به چگونگي استفاده آنان از توانايي ها و استعدادهاي  خودشان است، نه بر مبناي معيارهاي موفقيت مادي و دنيوي. و براي يك «پسربچه واكسي» كه  كارش را استادانه انجام ميدهد، در مقايسه با يك فرصت طلب تمام عيار احترام بيشتري قايل است

 

بازنده فكر ميكند كه براي بازنده شدن و برنده شدن قوانيني وجود دارد

برنده مي داند كه هر قاعده اي در هر كتابي را، مي توان ناديده انگاشت ، جز يكي، «هماني كه  هستي و ميخواستي ، باش» ، تنها برگ برنده ، در دنيا همين است

 

بازنده به كساني كه از خودش قوي ترند، تكيه ميكند، و عقده هاي خود را بر سر افراد ضعيفتر از خويش خالي ميكند

برنده روي پاي خود مي ايستد و از اينكه ديگران، به وي تكيه كنند، احساس تحميل شدن نمي كند

 

چهارمين هدف گيري ¤¤

 

برنده در وجود يك آدم بد، خوبي ها را مي جويد و روي همين قسمت كار ميكند

بازنده در وجود يك انسان خوب، بدي ها را مي جويد. از اين رو ، به سختي ميتواند با ديگران  همكاري كند

 

برنده در عين حال كه تعصبات خود را ميپذيرد، تلاش ميكند كه در هنگام قضاوت كردن بر اين  تعصبات غلبه كند

بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراين در سراسر عمر، اسير تعصبات خويش خواهد بود

 

برنده هراسي ندارد از اينكه دريك موقعيت ضد و نقيض قرار گيرد، زيرا در افكارش خللي وارد نمي شود

بازنده سازگار شدن با موقعيتهاي ضد و نقيض را به كار شايسته ترجيح ميدهد

 

برنده بازي سرنوشت، و اين حقيقت كه شايستگي ها را همواره پاداشي نيست، بي آنكه ديدگاهي  بدبينانه داشته باشد، درك ميكند

بازنده بي آنكه بازي هاي سرنوشت را درك نمايد، بدگمان است

برنده ميداند كه چگونه ميتوان جدي بود، بي آن كه خشك و رسمي باشد

بازنده غالبا خشك و رسمي است زيرا، فاقد توانايي جدي بودن است

 

برنده آنچه را كه ضرورت دارد، با متانت لازم انجام مي دهد، و توان خود را براي راه حل هايي ذخيره مي كند كه، در آنها از حق انتخاب برخوردار است

بازنده آنچه را كه ضرورت دارد، با حالتي اعتراض آميز انجام مي دهد، و هيچ توان و نيرويي را براي گرفتن تصميمات اخلاقي مهم باقي نمي گذارد

 

برنده ارزش هاي اخلاقي را، به عنوان تنها منبع قدرت حقيقي مي شناسد

بازنده چون در باطن ، براي ارزشهاي اخلاقي احترام اندكي قايل است، بيش از ظرفيت خويش در جهت كسب منابع قدرت بيروني تلاش ميكند

 

برنده سعي ميكند كه رفتارهاي خود را براساس نتايج منطقي آنها قضاوت كند، و رفتارهاي ديگران را، براساس قصد و نيت آنها ارزيابي كند

بازنده رفتارهاي خود را براساس قصد و نيت خويش و رفتارهاي ديگران را براساس نتايج آنها ارزيابي ميكند

 

برنده ديگران را نكوهش مي كند ولي آنها را مي بخشد

بازنده چنان بزدل است كه قادر به نكوهش ديگران نيست، و چنان حقير است كه قادر به بخشيدن ديگران هم ، نيست

 

پنجمين هدف گيري ¤¤

 

برنده پس از بيان نكته ي اصلي مورد نظرش، لب از سخن فرو مي بندد

بازنده آنقدر به صحبت ادامه مي دهد، كه نكته ي اصلي را فراموش ميكند

 

برنده هر امتيازي را كه بتواند بدهد، مي دهد، جز اين كه اصول بنيادي خود را فدا كند

بازنده به خاطر هراس از دادن امتياز به لجاجت خود ادامه مي دهد، و اين ، در حالي است كه اصول بنيادي اش رفته رفته از بين مي رود

 

برنده ضعفهاي خود را به خدمت توانايي هايش مي گيرد

بازنده توانايي هاي خود را هدر ميدهد، زيرا كه آنها را در خدمت ضعفهاي خود به كار مي گيرد

 

برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، يكسان عمل ميكند

بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقير ميكند

 

برنده ميخواهد مورد احترام ديگران باشد، اما ذهنش را درگير آن نميكند

بازنده براي رسيدن به اين هدف، دست به هر كاري ميزند، اما سرانجام، با شكست روبه رو مي شود و به هدف اش نمي رسد

 

برنده حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي شناسند، مي داند كه، هنوز خيلي چيزها را نميداند

بازنده ميخواهد كه ديگران او را يك خبره بدانند، و اين نكته كه : «بسيار كم مي داند» را، هنوز نياموخته است

 

برنده گشاده روست ، زيرا كه ميتواند بي آنكه خود را تحقير كند، بر خطاهاي خويش بخندد

بازنده چون حتي در خلوت خويش ، خود را پست و حقير مي شمارد، در حضور ديگران نيز قادر به خنديدن بر خطاهاي خود نيست

 

برنده نسبت به ضعفهاي ديگران، غمخواري ميكند، زيرا ضعفهاي خود را درك نموده و آنها را پذيرفته است

بازنده ديگران را به دليل ضعفهايشان خوار و خفيف مي شمارد، زيرا وجود ضعف در درون خود را، انكار نموده و پنهان ميكند

 

برنده هر كاري كه از دست اش بر آيد انجام ميدهد، و اگر سرانجام شكست خورد، به معجزه اميد مي بندد

.بازنده بدون آنكه كوچكترين تلاشي كند، به انتظار معجزه مي نشيند

 

برنده تا دم مرگ بيشتر از آنچه كه از ديگران ميگيرد، مي دهد

بازنده تا پاي جان از اين توهم دست بر نميدارد كه، «پيروزي » يعني بيش از آنچه كه مي دهي، بستاني

 

برنده هنگامي كه مي بيند راهي را كه در پيش گرفته است، با مسير زندگاني او سازگار نيست، هراس از ترك كردن آن ، ندارد

بازنده «نيمه ي راهي » را در پيش گرفته و به آن ، ادامه مي دهد، و اهميتي نميدهد كه به كجا منتهي مي شود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:32  توسط مديريت سايت  | 

راه مناسب برقراري ارتباط

 

جرقه تمام کسب و کارها با یک ایده ساده شروع می شود سپس وقتی شما کسب و کار خود را آغاز کردید شما به ایده هایی برای بازاریابی, تبلیغات, برطرف کردن مشکلات, توسعه محصولات و ...نیاز خواهید داشت. گاهی اوقات فاصله بین موفقیت یا شکست یک کسب و کار می تواند یک ایده بسیار ساده باشد. در ادامه سه راه برای خلق ایده های مفید در کسب و کار معرفی می شود.

 

1-      ارتباط منظم با دیگر صاحبان و فعالان حوزه های مختلف کسب و کار می تواند ایده های زیادی را خلق نماید. منابع اطلاعاتی زیادی در محیط وب و خارج از وب برای دست یابی به ایده های جدید وجود دارد. سمینارها, اتاق های چت, انجمن های بحث و گفتگو و فیلم های تبلیغاتی و پرزنت های ارائه شده از سوی افراد خلاق به همراه به اشتراک گذاری اطلاعات از سوی شما, سوال پرسیدن و دنبال اطلاعات جدید گشتن باعث تحریک ذهن شما خواهد شد و در نتیجه مغز شما شروع به یکپارچه کردن این اطلاعات برای ایجاد ایده های مفید کسب و کار می کند

 

2-      اگر احساس می کنید در برقراری ارتباط با دیگران موفق نیستید سعی کنید مطالعه کنید. مطالعه نیز می تواند باعث تهییج و تحریک ذهن شما شود. کتابهای مروبط به کسب و کارهای موفق, مجلات, کتابهای الکترونیکی, سایت ها, روزنامه ها و مجلات الکترونیکی را بخوانید. مغز شما ایده های جالبی با جذب و مرتب کردن اطلاعات در قالبی منظم به وجود خواهد آورد.

 

3-      آیا از آن دسته افرادی هستید که وقت زیادی برای مطالعه ندارند؟ در این صورت شما می توانید به تماشای فیلم های آموزشی که از زندگی افراد موفق تهیه شده بنشینید یا به سمینارها و دوره های آموزشی کوتاه مدت بروید. یا روشهای موفق را با اندکی تغییر در محیط کار خود به اجرا درآورید.

 

4-      زمان های خاصی را برای جلسات گروهی اختصاص دهید و بر اساس اطلاعاتی که به دست آورده اید افکار همکارانتان را با موضوعات مورد نظرخود درگیر کنید و از آنها بخواهید که به تبادل نظر با شما بپردازند. خیلی وقت ها از میان این جلسات ایده های جالبی بروز می کند.

 

5-      همیشه دفترچه یادداشتی با خود به همراه داشته باشید و کوچکترین فکری که به ذهنتان می رسد را یادداشت کنید.

 

فراموش نکنید که شروع یک کسب وکار موفق و یا پیشرفت در یک کسب و کار با سابقه در برابر رقبا حاصل ایده های جدیدی است که می تواند باعث توجه مردم به شما و برتری شما نسبت به رقبا شود بنابراین به این مسئله اهمیت دهید و سعی کنید خلاقیت خود و نیروهایتان را در خلق ایده ها و افکار نو در کسب و کار تقویت نمایید          

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:30  توسط مديريت سايت  | 

تعهد

منظور ما از تعهد در اين مرحله  تعهد به دو چيز است

الف)تعهد به اهداف

ب) تعهد به خود تجارت

 

 

الف)تعهد به اهداف

 

يكي از مهمترين اركان موفقيت در هر كاري متعهد بودن به هدف تعيين شده براي انجام آن كار مي باشد. ميتوان گفت، هدف و تعهد دو بال انسان در مسير رشد و تكامل ميباشد بنابراين متعهد بودن به هدفهاي تعيين شده براي كسب موفقيت و پيشرفت در اين تجارت بسيار لازم و ضروري مي باشد.

با اينكه مسئله تعهد يك مسئله كاملا دروني است اما براي تقويت ميزان تعهد، راههاي زيادي وجود دارند.

به عنوان مثال مي توان:از افراد يك تعهد نامه گرفت به اين صورت كه از وي بخواهيم كه متني را مبني بر متعهد بودنش نسبت به اهداف وآينده اش بنويسدو سپس ميزان زماني را كه مايل است به انجام اين كار اختصاص دهد را مشخص كندو بنويسد و امضا كند و سپس متن را پيش خود نگه داريم.

و يا مي توانيم از وي بخواهيم كه اين متن را شخصا نگهداري كند و در جايي قرار دهد كه هر روزمجبور باشد به آن نگاه كند. براي بالا بردن تعهد نيز مي توانيم اهداف و آرزوهاي خود را هميشه همراه خود داشته باشيم وهر روز آنها را بخوانيم. مشخص كردن و دانستن ميزان تعهد افراد به ماكمك مي كند كه بتوانيم تعيين كنيم كه چقدر مجازبه فشاراوردن به افراد در انجام اين تجارت هستيم.

 

ب)تعهد به تجارت

 

اين تعهد با 3عامل مشخص مي شود

1.     تخصيص زمان كافي

2.     تعداد افراد معرفي شده در هفته توسط فرد

3.     شركت در جلسات

 

توجه كنيد كه سرمايه شما براي شروع و موفقيت دراين كار زمان است نه هزينه خريد يك محصول.

اگر شما به اين نتيجه رسيده ايد كه وارد اين تجارت شويد ،و آن را انجام دهيد ،زماني رانيزبه انجام اينكار تخصيص دهيد توجه كنيد كه حداقل زمان لازم براي شروع اين تجارت روزي 1 الي 2 ساعت است و با كمتر از آن به نتيجه نخواهيد رسيد.

كساني كه وقت براي اين كار تخصيص نمي دهند مانند افرادي هستند كه يك رستوران در مركز شهر افتتاح كرده ولي هميشه تعطيل است،هرگز به سود نخواهند رسيد.

پس فرموش نكنيد كه سرمايه شما براي شروع و موفقيت در اين كار زمان است.

همچنين شما به Leaderخود درباره تعداد افرادي كه در هفته قصد معرفي سيستم به آنها را داريد، تعهد بدهيد.

مثلا 10 نفر ،اين تعهد سبب مي شود شما تلاش بيشتري كنيد تا طبق برنامه خودتان عمل كنيد. شما بايد به شركت در جلسات نيز متعهد باشيد.

با حضور در جلسات رفته رفته شما را به يك Leaderقوي تبديل ميكند. با حضور در اين جلسات همواره اطلاعات شما به روز خواهد بود و همچنين توانايي رهبري و حل مشكلات زير مجموعه تان را در خود ايجاد خواهيد كرد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:29  توسط مديريت سايت  | 

مزياي ليست خوب

 

 

 ليست

 

 

سومين ،اصلي ترين ،مهمترين و پركاربردترين كار براي شروع اين تجارت،نوشتن ليست دوستان،آشنايان،فاميلها وهمكاران مي باشد توجه كنيد كه نوشتن ليست ،بسيار لازم و واجب است و بدون نوشتن ليست شما شانس زيادي نخواهيد داشت . براي نوشتن ليست ابتدا دوستان خود را گروه بندي كنيد ، مثلا گروه فاميلها ،گروه دوستان دانشگاهي ،گروه دوستانهم محلي و … سپس هر گروهي را در ليستي جدا گانه بنويسيد پس از نوشتن ليست دوستان ستونهاي موجود در ليست را نيز پر كنيد. به اين صورت كه اول شماره تلفن و شغل وي را بنويسيد. وسپس حساب كنيد كه شما پيش دوستتان چقدر اعتبار داريد و دوست شما چقدر به شما اعتماد دارد. اگر دوست شما به شما 100% اعتماد دارد حتما به اين دليل كه شما وارد اين شبكه شديد،وارد اين سيستم مي شود. پس به نسبت اعتمادي كه به شما دارد  بين 1 تا 5 بهش امتياز بدين. بعد به نسبت تحصيلات وي به اون 1 تا 5 امتياز بدين. مثلا فوق ليسانس 5و ليسانس4و.... به همين روش امتياز دهي ،به قدرت ريسك پذيري دوستانتان از 1 تا 5 امتياز بدهيد و در ستون ريسك بنويسيد. نوشتن شغل افراد به محاسبه ميزان ريسك پذيري آنها كمك مي كند. معمولا يك كارمند،قدرت ريسك كمتري نسبت به كسي كه شغل آزاد دارد.

ليست نوشته شده خود را به ليدر خود نشان دهيد تا در الويت بندي شما رو كمك كند.

توجه كنيد كه مهمترين عامل در انتخاب افراد (حدود 95%)ميزان اعتبار شما نزد دوستتان است و بقيه موارد بسيار كم اهميت تر مي باشند . به اين دليل كه بازار ما در اين زمينه،جامعه اي ازانسان هاي با اخلاق ها ومنطق ها متفاوت مي باشند نمي توان هيچ فرمولي خاصي براي دعوت و جذب افراد ارائه داد . اما آمارهاي گرفته شده نشان مي دهد كه فاكتورهاي ديگر ذكر شده نيز در اين امر،موثر مي باشد. معمولا افرادي كه داراي تحصيلات بالاتري مي باشند، بهتر و سريع تر سيستم را درك مي كنند و افرادي كه ريسك پذيري بيشتري دارند نيز معمولا بهانه سرمايه اوليه را نمي آورند.

البته كساني نيز بوده اند كه به هيچ عنوان وقت آزادي نداشته اند، اما با درك اين سيستم،زماني را به اين كار اختصاص داده و در حقيقت،زمان آزادي را ايجاد كرده اند.

هرگز خانمها را از دست ندهيد. طبق تجارت كسب شده خانمها مي توانند به خوبي آقايان و حتي بهتر كار كنند.

پيشنهاد ميگردد كه دوستان و آشنايان را به صورت زير، گروه بندي كنيد...

1.     فاميل ها و خويشاوندان

2.     دوستان نزديك

3.     همسايه ها و هم محلي ها

4.     دوستان دوران مدرسه

5.     دوستان دوران دانشگاه

6.     دوستان آموزشگاهها

7.     آفرادي كه تازه با اشنا شديد

8.     همكاران و افرادي كه هم اكنون و يا قبلا با انها همكاري نموده ايد

9.     مشتري ها قبلي يا فعلي شما

10.           دوستاني كه در مجموعه ها و كلوپ ها و جلسات،با آنها آشنا شده ايد و ...

 

توجه كنيد كه بهترين دوستان شما ،دوستان دورن تحصيل مي باشد و به دليل قدمت دوستي ،به شما اعتمادي زيادي دارند و به راحتي وارد سيستم مي شوند . پس به هيچ عنوان آنها را از ليست خود حذف نكنيد و يك گروه جدا براي آنها ايجاد كنيد.

اولين بهانه دوستان براي ننوشتن ليست ،كم بودن تعداد دوستانشان است.اگر حتي در كل دوران عمر خود فقط 5 نفررا ملاقات كرده ايد حتما اسم آن 5 نفر را در ليست بنويسيد.

البته واضح است كه هر كسي در طول عمر خود بيش از 5 نفر را ديده و مي شناسد. پس نام هر كسي كه مي شناسيد را در ليست خود بنويسد.

از دفتر تلفن يا تلفن همراه خود به عنوان ليست استفاده نكنيد و ليست خود را حتما بنويسيد هر چند كه نام تمام دوستانتان در آنها موجود باشد .

هرگز بعضي ها را به اين دليل كه فكر مي كنيد كه آنها خيلي پول دار ، گرفتار،فقير،    بي تجربه، پير،جوان،موفق يا نا موفق هستند. فراموش نكنيد و از دست ندهيد.

در غير اين صورت اشتباه بزرگي را مرتكب شده ايد.

توجه كنيد كه ليست شما هميشه در حال رشد كردن است زيرا شما هر روز با افراد    جديد تري آشنا مي شويد و همچنين دوستان زيادي داريد كه هنوز نام آنها را ننوشته ايد.

 

«در زندگي،به هر آنچه كه بخواهي ميرسي، به شرط آنكه ديگران را نيز در تحقق اهدافشان ياري كني »

 

 


 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:27  توسط مديريت سايت  |