![]() |
![]() |
|
| هدف شماست که رهبر شماست |
|
یدالله فوق ایدیهم موضوع تحقیق :حقوق بانکی- روش های وصول مطالبات معوق بانک بر اساس قرارداد داخلی(بانکی) منابع:
ارکان مهم پرداخت تسهیلات ü صلاحیت واعتبار متقاضی ü توجیه پذیر بودن اعطای تسهیلات ü نظارت مستمر بر حسن اجرای قرارداد ü بیمه تسهیلات ویا اموال مورد طرح و وثایق ü اخذ وثیقه و تضمین علمای علم حقوق بانکی بر اساس قانون عملیات بانکی بدونه ربا مصوب1362مجلس شورای اسلامی وآیین نامه ها ودستور العمل های مربوط ، فعالیت های بانکی را به 3دسته اساسی تقسیم کرده اند. 1) خدمات بانکی 2) جذب سپرده ها یا تجهیز منابع پولی 3) پرداخت تسهیلات مالی که موضوع تحقیق نقد وبرسی اقداماتی است که بانک ها به ناچار وبه تبع فعالیت دسته اول وسوم تحت عنوان روش وصول مطالبات معوق یعنی استرداد تسهیلات پرداختی به مشتریان از طرق قانونی انجام می دهد. این اقدامات از آنجا سر چشمه میگیرد که اشخاص حقیقی و حقوقی برای تامین نیازهای جاری ،تامین مواد اولیه ،خرید لوازم ،اجرای طرحهاو...به بانک مراجعه وتقاضای تامین اعتبار مینمایند بانک هم براساس قانون عملیات بانکی بدونه ربا به منظور ایجاد تسهیلات لازم از محل منابع خود یا سپرده گزاران اعتبار لازم را تحت عنوان تسهیلات در اختیار متقاضی قرار میدهد. اما برای جلوگیری از از معوق شدن باز پرداخت تسهیلات و یا به حداقل رساندن آن صرف نظر از مسائل ومشکلات اقتصادی و مشکلات گوناگون از جمله عدم اجرای دقیق طرح یا معامله ،رکود بازار ،عدم اجرای دقیق قانون ،عدم نظارت مستمر ودقیق بانک ،صوری وسفارشی بودن معاملات و... باید 5 رکنی که در بالا به ان اشاره شد به دقت ومنطبق بر قوانین اجرا گردد. انواع اسناد 1 . سند رسمی لازم الاجرا طبق ماده1287قانون مدنی سندرسمی لازم الاجرا مورد استفاده بانک سندی است که طبق مقررات مربوطه در دفتر اسناد رسمی ثبت وبه امضای سردفتر ،نماینده بانک ،مدیون یا مدیونین ،راهن یا راهنین ،وثیقه گذار یا وثیقه گذاران ،متعهد یا متعهدین رسیده باشد این گونه اسناد ذاتاً قابل صدور اجرائیه از طرق دفتر خانه اسناد رسمی تنظیم کننده سند را دارا میباشد. در بانکها از 3 نوع سند لازم الاجرا استفاده میشود: الف )سند رسمی رهنی بر اساس مقررات عقد رهن قانون مدنی مواد تنظیم می شود و بدهکار برای وثیقه ،مال منقول یا غیر منقول متعلق به خود یا شخص ثالث را به رهن بانک می دهد وخود وراهنین (درصورتی که مال متعلق به غیر باشد) قبول مینمایمد چنانچه بدهی در موعد مقرر باز پرداخت نگردد بانک حق دارد بر اساس مقررات مواد 34 و34 مکررقانون ثبت وآیین نامه اجرایی مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا مصوب سال 1355 واصلاحات بعدی آن نسبت به تقاضای صدور اجرائیه ودیگر اقدامات قانونی تا حراج و یا تملک مورد رهن اقدام ومطالبات خود را وصول نماید. Ø رهن دین(طلب) – رهن بازرگانی با افزایش حجم سرمایه گذاری بانکها در بخش صنعتی ،معدن وکشاورزی واز یک طرف دست وپاگیر بودن تشریفات خسته کننده قوانین موجود در مورد تنظیم سند رهنی وطولانی بودن مسیر استیفای طلب از موارد رهن واز طرف دیگر عدم پاسخگوی رهن مدنی وثبتی ایجاد رهن بازرگانی یا رهن دین (طلب) الزام آور شد وهدف ان این است که بانک یا موسسه اعتباری بتواند طی قرار داد داخلی ودر قبال پرداخت تسهیلات ، مطالبات تسهیلات گیرنده را به وثیقه بگیرد ودر روز اعطای تسهیلات یک نسخه از قرارداد را توسط مامور خود به اداره اداره ثبت شرکتها تحویل دهد تا موارد رهن در حضور نماینده بانک ونماینده قانونی یا خود وام گیرنده توسط مقام ادره ثبت شرکتها در کارت خلاصه وضعیت شرکت ثبت وازاین تاریخ حق تقدم وام دهنده در استیفای طلبش از موارد رهن مسجل گردد. ب )سند تخصیص تسهیلات: این سند نیز چون در دفتر خانه اسناد رسمی ونزد سر دفتر به ثبت میرسد همانند سند رهنی ، رسمی ولازم الاجرا میباشدوتنها تفاوت در این است که هنگام تنظیم سند ، دین محقق نگشته واستفاده کننده تسهیلات آتی بانک هنوز به بانک بدهکار نشده است .اما در زمانی که بانک قصد دارد از طریق صدور اجراییه اقدام به وصول طلب نماید مسلماً دین تحقق یافته واقدامات اجرائی دقیقاً قابل اجرا خواهدبود. ج )اسنادرسمی ذمه ای این سند نیز در دفتر خانه تنظیم وطی آن متهد ، تعهد به انجام کاری یا اقرار به داشتن بدهی می نماید لیکن برای انجام دادن یا پرداخت بدهی وثیقه نمی دهد این سندرسمی ولازم الاجرا بوده وبه محض تقاضای بانک قابل صدور اجراییه است لیکن چون وثیقه منقول وغیر منقول ندارد اموال بلامعارض متعهد شناسائی وبه اجرا ی ثبت معرفی وبازداشت میشود واز طریق قیمت گذاری به فروش می رسد واز حاصل آن فروش طلب بانک وصول میشود 2. اسناد در حکم اسناد لازم لاجرا از سال1363 به بعد علاوه برچک(که جزء اسناد تجارت است)قراردادهای داخلی بانک نیز حکم اسناد لازم الاجرا هستند وبدونه نیاز به صدور حکم از جانب مرجع قضایی قابلیت صدوراجراییه در اجرایی ثبت را دارند. 3. اسناد تجاری مهمترین این اسناد چک و سفته است که چک هم تابع قانون تجارت و داری مزایای سند تجاری است وهم تابع قانون خاص صدورچک وداری جنبه کیفری و حقوقی است وقابلیت صدور اجراییه در اجرای ثبت را دارد اما سفته سند تجاری وتابع قانون تجارت است وبدون رسیدگی قضایی وصدورحکم از دادگاه قابلیت صدور اجراییه ندارد. روش های وصول مطالبات Ø به استناد سند رهنی – سند تخصیص تسهیلات Ø به استناد قرارداد داخلی (بانکی) Ø به استناد سفته عندالمطالبه Ø به استناد چک برگشتی که به اساس موضوع تحقیق بند 2(به استناد قرارداد داخلی-بانکی) مورد برسی قرار میگیرد. روش های وصول مطالبات معوق به استناد قرارداد داخلی (بانکی) 1)سابقه تاریخی ماده15قانون عملیات بانکی بودن ربا بالا بودن نرخ حق الثبت اسنادرهنی که باعث بالا رفتن هزینه های جانبی تسهیلات پرداختی وگران شدن پول دریافتی از بانکها بوده وهست وتشریفات تنظیم اسناد رسمی قانونگذار را بر آن داشت که در سال1362برای رفع این مشکل چاره اندیشی کندوآن ضمانت اجرائی بخشیدن به قراردادهای داخلی بانک بود. باپیروزی انقلاب اسلامی وملی(دولتی) شدن بانکها کارکنان بانکها جرو کارکنان رسمی دولت در آمدند واسنادی که نزد آنها تنظیم مشود از مصادیق اسناد مندرج در ذیل ماده 1287(1) قانون مدنی ورسمی محسوب می شوداماباعنایت به این ایرادات ونقایص وارده واینکه هیچ اشاره ای به قراردادهای داخلی بانکها درماده یک آیین نامه اجرا مصوب1355نداشته مسلماًتسرّی مزایای ماده92(2) قانون ثبت به قراردادهای بانکی احتیاج به نص صریع قانونی داشت که این امردر ماده15(3)قانون عملیات بانکی تجلّی یافت. اماماده15مصوب1362شم کامل تمام قراردادها در تمام زمینه ها بود بجز معاملات بخش مسکن وعقوداسلامی جعاله،مزارعه ومساقات نمی شد.اما به ناچار بانکها مشارکت مدنی درامر احداث مسکن و کارخانه جات را دردفاتر اسناد رسمی ثبت وپس ازپایان دوران مشارکت سهم الشرکه خود را به ریال(وجه نقد) ارزیابی وبه صورت فروش اقساطی رسماً به شریک قرارداد مشارکت مدنی یا نماینده قانونی وی واگذار می نمود. بعد به علت اینکه مبلغ مندرج در سند فروش اقساطی بیشتر از سندمشارکت مدنی بود دفاتراسناد رسمی مبلغ همان تسهیلات مشارکت مدنی به علاوه سود دوران فروش اقساطی(سود آتی) را پایه محاسبه حق الثبت قرارمیدادند که باعث گران شدن تسهیلات ونارضایتی مشتریان بانکها بودوسیستم بانکی درصدد اصلاح ماده15برآمد به طوری که هیچ یک از قراردادهای بانک نیاز به ثبت در دفتر اسناد رسمی نداشته باشد وکلیه قراردادها داخلی وحکم اسناد لازم الاجرا را داشته باشد. از این رو در سال 1365لایحه اصلاح ماده مذکور در مجلس شورای اسلامی مطرح وتصویب شد اما فقهای شورای نگهبان لازم الاجرابودن قراردادهای داخلی به صورت مطلق را شرعی نمی دانشتند چون معتقد بودند که قدرت به صورت یکطرفه در دست بانک قرار خواهد گرفت وبدهکار نمی تواند از خود دفاع کندیعنی امکان داشت بدهی پرداخت شده به بانک نرسیده ویا اختلاف حسابی وجود داشته باشد. نهایتاَدر تاریخ28/12/65ماده 15به شرح ذیل اصلاح و2تبصره به آن اضافه شد: کلیه قراردادهای که در اجرای این قانون مبادله می گردد به موجب قراردادی که بین طرفین منعقد می شود در حکم اسناد رسمی بوده ودر صورتی که در مفاد آن طرفین اختلافی نداشته باشند لازم الاجرابوده وتابع مفاد آیین نامه اجرایی اسناد رسمی می باشد.آن دسته از معاملات مربوط به اموال منقول وغیرمنقول که طبق قوانین ومقررات موضوعه باید در دفاتر اسناد رسمی انجام شوند کماکان طبق تشریفات مربوط انجام خواهد شد.وچنانچه بیش از یک قرار داد بین بانک ومشتریان خود در دفتر اسناد رسمی تنظیم گرددکلیه حقوق اعم از هر نوع عوارض حق الثبت ونظایر آن نسبت به سند اول محاسبه خواهد شد مگر اینکه رقم مندرج در قراردادجدید نسبت به قراردادجدید افزایش داشته باشد که بجزء حق ا لتحریر سایر موارد باید بر اساس مابه التفاوت رقم محاسبه ودریافت گردد. بدین ترتیب بانکها نه تنها به هدف خود یعنی بی نیاز کردن معاملات بانکی از ثبت در دفاتر اسناد رسمی نرسیدند بلکه بر اساس نظر شورای نگهبان شرط دیگری تحت عنوان«درصورتی که در مفاد آن طرفین اختلافی نداشته باشند» به شرط مندرج در قانون اضافه شد. بنابراین تا قبل از تصویب اصلاحیه1365برای لازم الاجرا بودن قراردادداخلی صرفاَتوافق طرفین مبنی بر اینکه قرارداددر حکم اسناد رسمی وتابع آیین نامه اجرا است کافی بود واین مطلب درمتن قراردادها گنجانده می شد ومشکلی در جهت صدوراجراییه واجرای مفاد قرارداد بروز نمی کرد. ولی با گنجاندن شرط جدید«درصورتی که در مفاد آن طرفین اختلافی نداشته باشند» درمتن قانون راه را برای تعبیر وتفسیرهای گوناگون وسوءاستفاده بعضی از بدهکاران بد حساب باز نمود. چون مصادیق اختلاف ومرجع تشخیص اختلاف در قانون تعریف نشده ودایره شمول اختلاف در هرگونه قرارداد می تواند نامحدود باشد ،هر بدهکار بدحساب می تواند باعنوان اختلاف در شکل،ماهیت یامبلغ قرارداد یا نحوه محاسبه بدهی و...عملیات اجرایی را بامشکل موجه سازد مضافاَ این که مرجع صدوراجراییه ثبت اصولاَ مرجع قضای نیست تا بتواند به اختلاف رسیدگی کند اما خوشبختانه بانکها با کنجاندن عبارت«طرفین درمفاد قرارداد اختلافی ندارند»درقراردادهای جدید از کوتاهترین راه حل ممکن استفاده کردند وبه معضل حتمی مذکور پایان بخشیدند. اما با توجه به ماده959قانون مدنی :هیچ کس نمی تواند به طور کلی حق تمتع یا حق اجرای تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را ازخود سلب کندوماده10قانون مدنی:قراردادهای خصوصی در صورتی که مخالف صریح قانون نیاشد نافذ است ،آیا گنجاندن این عبارت یعنی«طرفین درمفاد قرارداد اختلافی ندارند»درقراردادهای بانکی خلاف قانون نیست؟ آنچه از دیگرمواد قانون مدنی وماده10 استنباط می شود بیان کننده آن است که طرفین هر قراردادمی توانند هر گونه شرطی را که باطل کننده عقد نباشد در قرارداد قید نمایند ودرج متن فوق در قرارداد مخافت صریح با قانون ندارد.اما چون قوانین ثبت قوانین آمره هستند به نظر میرسد امضاء این قراردادها اختیار اعتراض را از بدهکار سلب وساقط نمی کند. شفاف نمودن موضوع وصول خسارت بانرخ موردنظربانک ازمتخلسین زمینه اصلی پیشنهاد اصلاح مجدد ماده15بمودکه به صورت الحاق 2تبصره درجلسه 29/11/76 به تصویب مجلس ودرتاریخ6/12/76به تایید شورای نگهبان رسید. با بالارفتن سود تسهیلات ومحدود کردن بانکها مبنی بر دریافت خسارت تاخیر از سوی بانکها فقط بانرخ 12 درصد(آیین نامه اجرا (4)ونظریه شورای نگهبان)واطلاع بعضی از بدهکاران ازاین موضوع باعث شد آنها از پرداخت بدهی خود خوداری کنندتا بانک ها مجبور شوند به اجراثبت مراجعه واجراییه صادر نمایند تا آن ها ار این طریق بتوانند به جای پرداخت سود مندرج در قرارداد با پرداخت 12درصی تاخیر تادیه موجبات ختم پرونده وفک رهن وثیقه را فراهم آورند وقسمت زیادی از مطالبات بانک را لاوصول بگذارند. وازسوی دیکر متخلسین اعم از کارکنان بانک ومشتریان همدست آنها وجوه متخلسه را ماهها یا سالها در امور تجاری بکار برده وسود سرشاری میبردند وپس از کشف موضوع وارجاع پرونده به دادگاه قضات محترم حکم به جبران خسارت وارده به بانکها تحت عناوین عدم النفع یا خسارت تاخیر تادیه وجوه متخلسه از تاریخ اختلاس تا تاریخ استرداد نمی دادند. این دو موضوع باعث اصلاح ماده 15قانون عملیات بانکی که در بالا به آن اشاره شد گردید وتبصره های 1و2 به آن اضافه و ماده 1و2فعلی به مواد3 و4 تغییر یافت: تبصره1:کلیه وجوه و تسهیلات اعطایی که بانکها در اجرای این قانون به اشخاص حقیقی وحقوقی پرداخت نموده یا می نمایندبرابر قرارداد مقررشد اشخاص مذکوردر سرسید تسهیلات دریافتی به انظمام سود وخسارت وهزینه های جاری را بپردازندو کلیه مراجع مربوطه مکلفند بر اساس قرارداد تنظیمی نسبت به صدور حکم اجراییه و وصول مطالبات بانک ،طبق مقررات این قانون اقدام نمایند تبصره 2:اشخاصی که درقالب استفاده از خدمات بانکی از وجوه ومنابع مالی بانکها به نحو غیر مجاز بهره مند می شوند مکلفند علاوه بر استرداد وجوه مذکور، خسارت مربوط را به ترتیبی که در قراردادهای تنظیمی مقرر شده باشد پرداخت نمایند. 2)شروع مقدمات قانونی – تقاضای صدور اجراییه چون قرادادهای بانکی در دفتر اسناد رسمی تنظیم نمی گردد قانوناً صدور اجراییه به استناد قراردادهای داخلی بانک ها از وظایف واختیارات اجرای تنظیم قراد داد است. بنابراین به محض ارجاء پرونده به اداره یا کارشناس حقوقی منطقه می بایست نسبت به تکمیل فرم تقاضانامه اجراییه اقدام وبعد از ضمیمه نمودن اصل قرارداد و اصل تقاضای اولیه مشتری برای دریافت تسهیلات ودر بعضی موارداصل سفته ماخوذه طی یک نامه کتبی ورسمی به اجرا ثبت ارسال وتقاضای صدور اجراییه وبازداشت اموال شود. اجرای ثبت موظف است ظرف مهلت قانونی اجراییه صادر واوراق اجرایی را طبق مقررات به بدهکار و ضامن یا ضامنین ابلاغ ومراتب ابلاغ اجراییه وتایید آن را به بانک اعلام واز بانک بخواهد نحوه وصول طلب خود را اعلام نماید. 3)وضایف بدهکار طبق ماده 20آیین نامه اجرا{از تاریخ ابلاغ اجراییه متهد باید ظرف 10روز مفاد آن را به موقع اجرا بگذارد یا ترتیبی برای پرداخت دین خود بدهد یامالی را معرفی کند که اجرای سند را میسر گرداند واگر خود قادر به اجرای مفاد اجراییه نداند باید ظرف همان مدت صورت جامع داریی خود را به مسئول اجرا بدهد واگر مالی ندارد صریحاَ اعلام کند. 4)اختیار شخص ثالث ماده23آیین نامه اجرا می گوید:ثالث می تواند مال خود را برای اجرای اجراییه معرفی کند دراین صورت پس از از بازداشت از طرف اجرا معرفی کننده حق انصراف ندارد. 5)اختیارات بستانکار برای بازداشت اموال تبصره ماده20آیین نامه می گوید:مقررات این ماده مانع نمی شود که بستانکار هر وقت مالی از مدیون به دست آید به تعقیب اجراییه واستیفای طلب خود اقدام کند. پس اگر مدیون توان پرداخت تمام یا قسمتی از بدهی را نداشته باشد بستانکار میتواند به محض به دست آوردن مالی که خارج از محدوده دین باشد می تواند به اجرای ثبت معرفی وبازداشت نماید 6)بازداشت اموال منقول بازداشت اموال منقول بدهکار معمولا با معرفی نماینده بانک(بستانکار) وتوسط مامور اجرای ثبت با حضور نمایندگان دادگستری ونیروی انتظامی محل صورت میگیرد ومامور اجرا سعی می کند که اموال بازدا شتی از محل خارج نشوند ولی نماینده بانک باید اصرار داشته باشد که اموال از محل خارج وبه حافظ مورد اعتماد بانک سپرده شود . 7)بازداشت اموال نزد شخص ثالث رایج ترین نوع این بازداشت،بازداشت حقوق ،حقوق بگیران نزد کارفرمایا ادره متبوع بدهکار است ویا بازداشت موجودی حساب جاری یا سپرده و...نزد بانک وبازداشت مال الاجاره نزد مستاجر است. 8)بازداشت اموال غیر منقول بازداشت اصل یا مازاد اموال غیر منقول به مراتب آسان تر است از بازداشت اموال منقول است زیرا اجرا میتواند با ارسال بازداشتنامه به قسمت دفتر بازداشتی اداره ثبت اسناد محل وقوع ملک را از اداره ثبت بخواهد که پلاک مذکور را بازداشت وار نقل وانتقال آتی جلوگیری نماید.ثبت نیز موضوع بازداشت را در دفتر املاک ثبت ومراتب را طی بخشنامه ای برای جلوگیری از معامله به دفاتر ذیربط اعلام نماید. 9)چکونگی بازداشت سرقفلی یا منافع بازداشت کردن سرقفلی اماکن تجاری وبه حراج یا مزایده گذاشتن این حق به لحاظ پیچیدگی در نحوه نقل وانتقال وتحویل وغیر رسمی بودن قراردادهای سرقفلی از قدیم الایام بحث انگیز بوده است تاجایی که ماده 62 آیین نامه اجرا مصوب1355بدون مشخص کردن نحوه عملیات بازداشت اعلام داشته: بازداشت حقوق مدیون نسبت به مال غیر منقول اعم از سرقفلی یا منابع جایز است ومراتب به ادره ثبت محل جهت ثبت در دفتر بازداشتی وابلاغ آن به دفاتر اسناد رسمی مربوط میگردد. اما آیا اجرای ثبت میتواند سر قفلی را ارزیابی وازطریق مزایده به فروش برساند؟ و اگر مزایده انجام شود وخریدارپیدا نکنند آیاسرقفلی باید به بانک (بستانکار) منتقل میشود وچه وضعیتی حقوق مالک پیدا میکند. این سوالات و سایر سوالات در ماده 62 اصلاحی سال 76 صریحاً پاسخ داده شد: بازداشت حقوق مدیون نسبت به سرقفلی یا منافع جایز است لیکن مزایده آن به لحاظ رعایت منافع اشخاص ثالث جایز نیست. لیکن بازداشت این اموال بدهکار این حسن را دارد که در دفتر بازداشتی ثبت استاد درج وبدهکار مجبور است درصورت اقدام برای فروش جهت رفع بازداشت نسبت به پرزداخت بدهی اقدام نماید. 10)ارزیابی اموال بازداشتی طبق ماده48 اصلاحی سال76:درصورتی که دین ومتفرعات تا پنج میلیون ریال ارزش داشته باشد ومال معرفی شده حسب الظاهر بیش از مبلغ مزبور به مامور اجرا ارزش نداشته باشد بدون نظر ارزیاب از اموال مدیون بازداشت خواهد کرد.درغیر این صورت مامور اجرا در موقع بازداشت اموال نظر ارزیاب یا کارشناس را جلب خواهد کرد. شخص مدیون معترض درجلسه ارزیابی 3روز وغایب بعد از ابلاغ ، 5روز فرصت اعتراض به ارزیابی دارد که می بایست دستمزد ارزیابی مجدد را پرداخت نماید. 11)مزایده اموال بازداشتی وتفاوت آن باحراج باتوجه به عدم اشاره صریح به نحوه مزایده وطریقه انتشار آگهی مزایده در قانون واینکه عده زیادی از متخصیصن علوم ثبتی بین حراج ومزایده فرقی قایل نمی شدندواعتقاد داشتند «حراج» و«مزایده» به صورت مترادف به کار برده شده وتفاوتی ندارد باعت شد ماده 111اصلاحی سال 76(4) این عدم صراحت را از بین ببرد. 12)مستثنیات دین بر اساس ماده 69آیین نامه اجرا اشیاء ذیل از مستثنیات دین بوده وقابل بازداشت ومزایده نمی باشد. o لباس واشیائی که برای حوائج ضروری متعهد وخانواده لازم است. o آذوقه موجود به مقدار احتیاج سه ماه متعهد ونفقه اشخاص واجب النفقه او. o نوشتجات متعهد به استثنای اسناد مطالبات وکاغذهای قیمتی وسهام شرکتها وهرقسم برگ های بهادار دیگر. o اسلحه ولباس رسمی ونیمه رسمی متعهد ونیز اسباب نظامی مامورین نیروی انتظامی واسباب وآلات زراعتی حرفه ای وصنعتی که برای تامین معیشت ضروری یومیه متعهد است از قبیل اتومبیل های کرایه ای تراکتور وغیره وبه طور کلی آنچه برای حرفه اخصاص داده شده است. o مسکن مورد نیاز ومتناسب بدهکار وعائله او. o وسایل دیگر مورد نیاز مدیون وافراد عائله تحت تکفل او از قبیل تلفن ووسیله رفت آمد معمولی ونظایر این ها تبصره1:مستثنیات دین که به رهن و وثیقه داده شده از شمول این ماده خارج است. تبصره2:اگر بدهکار بمیرد دین او از کلیه اموال به جا مانده بدون استثنای چیزی استیفا می شود. اقاله: یکی دیگر از موضوعات قابل توجه وصول مطالبات در نظام بانکی موضوع «اقاله املاک تملیکی» است. املاک تملیکی بانک به املاکی گفته می شود که بانک در مقابل مطالبات خود(اگر بدهکار نتواند به تعهدات خود عمل نماید) از طریق بازداشت وثایق مالک آن می شود . اما بدهکار می تواند تقاضای اقاله کند یعنی اینکه ملک مرود تملیک را در صورت قبول بستانکار پس بگیرد وبراساس انعقاد قرار داداجاره به شرط تملیک بدهی را به بانک اعاده نمایدبانک مرکزی نیز بانکها را مکلف نموده چنانچه وثایق تملیکی املاک مسکونی باشد ملک را اقاله نمایند نتیجه گیری نظام بانکی کشور بعد از انقلاب کوشش نمود تا عملیات بانکی را اسلامی نماید در همین راستا بانکها برای اعطاء آنچه تسهیلات بانکی نامیده می شود با مشتریان خود قراردادهایی منعقد می کنند که جملگی در فقه اسلامی مسبوق به سابقه بوده از جمله قرارداد مضاربه ، جعاله ، خرید سلف و غیره ... در عملیات بانکداری از یک سو پرداخت تسهیلات و سود بانکی صورت می پذیرد و از طرفی دیگر دریافت اقساط در زمان سررسید . بطوریکه این دو موضوع کاملا به هم مرتبط اند و برای تسریع در امر پرداخت لازم است پولهایی که از سیستم بانکی خارج شده است در زمانبندی مقرر به بانک مسترد گردد. و این بازگشت سرمایه در موقعی بدلیل عوامل مختلف ، از جمله عدم توان مالی وام گیرنده ، سهل انگاری و ضعف سیستم بانکی با تاخیر انجام می پذیرد و حتی در مواردی لاوصول باقی می ماند . آنچه قابل توجه به نظر می رسد در امر وصول مطالبات نوع تضمین و یا ضامنی است که در پرونده پرداخت تسهیلات توسط کارکنان شعبه مد نظر قرار می گیرد البته کارکنان بانک نیز در امر پرداخت تسهیلات برابر مقررات و بخشنامه های بانک عمل می نمایند لیکن در امر شناسایی اموال و یا معتبر بودن ضامن و اخذ تضمین رعایت دقیق قانون می تواند در وصول مطالبات نقش بسزایی داشته باشند و از طرفی در زمان اقدام برای وصول اعلام موضوع چند ماه قبل از سررسید شدن اقساط به مشتری و ضامن وارائه تشویق به مشتری برای انجام تعهدات در امر وصول مطالبات تاثیر گذار خواهد بود. مثلاً گاهاً از طریق رسانه های عمومی مطلع می شویم که بانک کشاوزی اعلام میکند چنانچه کشاورزان تا تاریخ مشخصی نسبت به پرداخت بدهی خود اقدام نمایند 6%سود تاخیر پرداخت بدهی بخشیده خواهدشد 1) اسنادی که در اداره ثبت اسناد واملاک ویادفاتراسنادرسمی یا درنزد سایر مامورین رسمی درحدود صلاحین آن ها وبرطبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است 2) مدلول کلیه اسناد رسمی راجع به دیون وسایر اموال منقول بودن احتیاج حکمی از محاکم عدلیه لازم الاجرااست مگردرمورد تسلیم عین منقولی که شخص ثالثی متصرف ومدعی مالکیت آن باشد. 3) کلیه قراردادهای که در اجرای مواد9،11،12،13و14این قانون مبادله میگردد، به موجب قراردادهای که بین طرفین منعقد می شود،درحکماسنادلازم الاجرا وتابع مفاد آیین نامه اجرائی اسناد رسمی است. 4) ماده36آیین نامه اجرا:در مواردی که موضوع سند لازم الاجرا تادیه وجه نقد وخسارت باشد ودرسند برای تاخیر تادیه وجه التزام مقررنشده باشد به تقاضای متعهد له ... از تاریخ ابلاغ اجراییه به مدیون تا روز وصول از قرار صدی دوازده در سال حساب کرده واز متعهد دریافت وبه متعهد له بدهد. 5) ماده 111 اصلاحی: آگهی مزایده در دونوبت وبه فاصله ده روز در روزنامه منتشر وفاصله انتشارآگهی نوبت دوم تا روز مزایده نباید از 15روز کمتر باشد وعلاوه براین آگهی، آگهی الصاقی تهیه وبه محل وقوع ملک ومحل مورد مزایده ابنیه عمومی از قبیل فرمانداری،بخشداری،شهرداری،نیروی انتظامی،دادگستری وثبت اسناد می شود. درمورد اموالی که به کم تر از پنج میلیون ریال به مزایده گذاشته می شود فقط الصاق آگهی کافی است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 7:52 توسط مديريت سايت |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم مبانی ارتباطات انسانی موضوع تحقیق: ارتباطات و توسعه در ایران منابع: ü مقاله سير تحول مطالعات و تحقيقات ارتباطات و توسعه در ايران نوشتة : دكتركاظم معتمدنژاد. ü اداره کل روابط عمومی وامور بین الملل بانک گشاورزی ü سایت www.rasaneh.org ü سایت بانک کشاورزیwww.agri-bank.com عناوین: ارتباط انسانی نگاه اجمالی تعاریف ویژه ارتباط انواع ارتباط انواع ارتباط جمعی روش ها و اجزا ارتباطات روش ها و اجزا ارتباطات موانع ارتباطات شکل های ارتباطات برسی موضوع نتیجه گیری ارتباط انسانی ارتباط عبارتست از جریان پویایی که در آن تبادل اطلاعات صورت میگیرد. این جریان میتواند چهره به چهره یا رودررو باشد که آن را ارتباط مستقیم یا میان فرد می نامند. در این نوع ارتباط شخص پیام دهنده یا پیام گیرنده با یکدیگر تماس دارند و به همین جهت پیام دهنده و پیام گیرنده میتوانند به نوبت نقش خود را تغییر دهند. و هر کدام به جای دیگری ایفای نقش نماید. ارتباط ترجمه لغت Communication است. هر چند استعمال این لغت در کتب نوشتههای فارسی عمومیت ندارد اما با این وصف از سایر لغات متداول تر به نظر میرسد. ریشه این لغت کلمه لاتین Communis است که میتوان آنرا به تفاهم و اشتراک فکر ترجمه کرد. وقتی که با شخصی ارتباط برقرار میکنیم کار ما در حقیقت برقراری یک نوع اشتراک فکر و تفاهم اندیشه با اوست. مفهوم واقعی ارتباط با توجه به ریشه لاتین آن (در میان گذاشتن و تقسیم کردن) مفهئمی است که لازمه آن فقط یک فرستنده فعال و یک گیرنده انفعالی نیست بلکه بازخورد یا فیدبک Feed back دومی را که نیز تغییر دهنده طرز رفتار اولی است به حساب میآورد. و از آن مهمتر مستلزم شرکت فعال تمام افراد ذی نفع در روند ارتباط نیز هست. و ارتباط در این حالت به صورت یک جوح چند بعدی با بازخورد در میآید تا قبل از اين كه انسان نوشتن را ياد بگيرد، رابطههای انسانی همه رودررو بود؛ ارتباط رودررو هم لااقل به دو چيز نياز داشت: «هممكانی» و «همزمانی». كمكم كه انسانها توانستند نمادها يا نشانههای پيچيدهتری را برای رساندن منظورشان به يكديگر بكار گيرند، موفق شدند كه با استفاده از دود، صداهای مخصوص، آتش و... بر يكی از اين دو محدوديت، يعنی «فاصله» تا حدی غلبه كنند. اما پيچيدهترين نمادهای آن زمان نتوانستد به انسان كمك كنند كه مانع «زمان» را هم در ارتباطات بين فردی كم اثر كند؛ تا اين كه «خط»-در شكلهای ابتدايیاش- بوجود آمد و به انسان كمك كرد كه بتواند بر «زمان» هم چيره شود. توانايی نوشتن، افق جديدی را بر انسان آن عصر گشود، چرا كه بهوسيله آن، ارتباطات انسانی نه ديگر محدود به زمان بود و نه مكان؛ بنابراين انسان برای اولين باز توانست خود را با گذشته و آينده متصل كند. تا قرنها، پيچيدگی نمادهای ارتباطی(يا همان تكنولوژی ارتباطی) تغيير اساسی نيافت و فقط در محدوده خودش پيشرفت كرد. مثلاً زبان پيشرفت كرد و ادبيات بوجود آمد، و يا اين كه نوشتن با قلم تبديل به چاپ شد، و از اين قبيل. اگر دقيقتر درباره ارتباطات انسانی بيانديشيم، میتوانيم دو عامل مهم را در آنها بيابيم و بر اساس تركيب اين دو عامل، هر وسيله ارتباطی را ارزيابی كنيم. يكی اين كه آيا فرستادن و گرفتن پيام با استفاده از اين وسيله ارتباطی، بايد همزمان باشد يا اين كه میتواند همزمان نباشد(همزمانی/ناهمزمانی)؛ و ديگری اين كه در اين نوع ارتباط، چقدر اطلاعات، بالقوه می تواند از فرستنده به گيرنده منتقل شود. به طور مثال، در ارتباط رودررو دو طرف از چشم، گوش، بينی، و حتی از حس لامسه خود برای رساندن پيام خود استفاده میكنند، ولی در بعضی از انواع ديگر رابطهها، تنها بعضی از حواس پنجگانه بكار میروند. در اين حالت میتوان گفت نوع ارتباط بيشتر ذهنی است تا جسمي(ذهنی/جسمی). نگاه اجمالی ارتباط را میتوان جریانی چند طرفه دانست که طی آن دو یا چند نغر به تبادل افکار ، نظریات ، احساسات و حقایق میپردازند و از طریق بکاربردن پیامهایی که معنایش برای کلیه آنها یکسان است به انجام این امر مبادرت میورزند. هنگامی که ارتباط را کوشش آگاهانه فرستنده پیام برای سهیم ساختن گیرنده در اطلاعات ، عقاید و طرز فکرهایش میدانیم، مسئله تفاهم و هماهنگی فرستنده و گیرنده اهمیت اصلی و اساسی خود را به دست میآورد، هرگونه انتقال پیام بین فرستنده از یک طرف و گیرنده از طرف دیگر ارتباط محسوب میشود. تعاریف ویژه ارتباط عقیده ادوین امری در مورد ارتباط (Edwin Emery) او در کتاب مقدمه ای بر ارتباط جمعی ارتباط را این گونه تعریف میکند: «ارتباط عبارت از فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر است» برای نمونه انسان وقتی میخندد نشاط و شادی خود را با لبخند نشان میدهد. و یا اگر فردی به فرد دیگر سلام میدهد یا عصر به خیر میگوید با بیان شفاهی دوستی و صمیمیت خود را به او ابراز میدارد و در واقع به گونهای ارادت خود را میفهماند. و همچنین زمانی که شخصی به شخص دیگر کارت تبریک یا نامهای ارسال میکند هدف و منظور خود را به شکل کتبی ارائه میدهد و با او ایجاد رابطه مینماید. عقیده جان ای. آر.لی(Lee john A.R) درباره ارتباط ارتباط را عموما به مفهوم فراگرد حمل و نقل و ارسال میان محلها و مردم میدانند. در نظر مسئولان برنامه ریزی ، ارتباط معمولا به معنای حمل و نقل کالاها و مردم از راه خشکی ، آب و هوا ارسال پیامها از طریق وسایل مخابراتی بوده است. ولی مفهوم ارتباط در جامعه که بویژه به ظرفیت اطلاعاتی لازم برای جامعه به منظور عملکرد مؤثر جریان ارتباط در سراسر بافت اجتماعی توجه دارد با این معنای محدود تطبیق نمیکند. عقیده ابراهیم رشیدپور درباره ارتباط ارتباط جریانی است که طی آن دو نفر یا بیشتر از طریق کاربرد پیامهایی که معنای آن برایشان یکسان است به تبادل افکار ، نظرات ، احساسات و عقاید خود میپردازند. عقیده جورگن درباره ارتباط او معتقد است ارتباط عبارت است از فراگردهایی که بر مبنای آن انسانها همدیگر را تحت نفوذ قرار میدهند. عقیده مانیوس اسمیت (smith.M) درباره ارتباط هر نوع عملی که بوسیله فردی انجام شود که طی آن فرد دیگری بتواند آنرا درک کند ارتباط نامیده میشود. خواه این عمل با استفاده از یک وسیله انجام شود یا بدون وسیله. عقیده آرانگارن (Aranguren 1970.p11 )در مورد ارتباط ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدوده سه چیز انتشار (emission) انتقال (Conduction) و دریافت پیام (message) عقیده چارلز کولی درمورد ارتباط ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و بوسیله آن بوجود میآید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا میکند. ارتباط حالات چهره - رفتار - حرکات - طنین صدا - کلمات - نوشتهها - چاپ - راه آهن - تلگراف - تلفن و تمام وسایلی که اخیرا در راه غلبه انسان بر مکان و زمان ساخته شده است را در بر میگیرد. انواع ارتباط ارتباط مستقیم و شخصی که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد میشود. در این نوع ارتباط پیامها مستقیما بین دو طرف مبادله میگردد. ارتباط غیر مستقیم و غیر شخصی ، در جوامع پیشرفته انسانی برای افراد گفتگوی چهره به چهره مقدور نیست و بناچار بطور غیر مستقیم و با واسطه با هم ارتباط برقرار میکنند (از طریق روزنامهها ، مجلات و …) ارتباط جمعی: ارتباط غیر مستقیمی است که از طریق رسانهها بین گروههای وسیع انسانی ایجاد میشود و ارتباط تودهایی نیز نامیده میشود. انواع ارتباط جمعی ارتباط خصوصی و بدون واسطه ارتباطی است رودررو خوری که طی آن پیام بدون واسطه و مساقیم بین پیام گیرنده و پیام دهنده مبادله میشود. این نوع ارتباط ویژگیهایی هم دارد : فرصت جابجایی پیام گیرنده و پیام دهنده فرصت تصحیح یکدیگر ارتباط چهره به چهره و عمیق قابل رویت بودن آثار پیام
روش ها و اجزا ارتباطات
موانع ارتباطات
شکل های ارتباطات:
برسی موضوع: مطالعات و تحقيقات علمي براي آيندهنگري ارتباطي و اطلاعاتي، به منظور شناخت نقش توسعهاي وسايل و تكنولوژيهاي ارتباطات و اطلاعات و كمك به سياستگذاريها و برنامهريزيهاي بلندمدت مملكتي و تحقق هدفهاي توسعة ملي، در دهههاي اخير در كشورهاي پيشرفتة جهان و بسياري از ممالك در حال توسعه، اهميت و ضرورت ويژهاي پيدا كردهاند.با ارزيابي و بازنگري نظريههاي توسعه بخشي ارتباطات، براي بررسي و پژوهش دربارة كاربرد وسايل و تكنولوژيهاي ارتباطي در جهت اجراي برنامههاي توسعة ملي و نيز ايجاد شرايط بهبود اين كاربرد، از طريق پيشرفت و گسترش كمّي و كيفي ارتباطات، آمادگي بيشتري فراهم ميشود. به اينمنظور، ميتوان از يك طرف، امكانات بهرهبرداري از انواع ارتباطات و وسايل ارتباطي در راه پيشبرد برنامههاي گوناگون توسعة اقتصادي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي، همچون صنعتيسازي، پيشرفت كشاورزي، گسترش سوادآموزي و آموزش عمومي، بهبود بهداشت همگاني، تنظيم خانواده و كنترل جمعيت، حراست محيطزيست و مقابله با آلودگي را طرف توجه قرار داد و از طرف ديگر، ضرورتهاي توسعة وسايل و تكنولوژيهاي مختلف ارتباطي و بهبود عملكردهاي آنها در مسير تأمين منافع و مصالح همگاني جامعه را، بررسي كرد.ارتباطات و وسايل ارتباطي نوين، كه خود از شاخصهاي مهم توسعة ملي بشمار ميروند، از عوامل مؤثر در موفقيت برنامههاي توسعه نيز شناخته ميشوند. به همين لحاظ، در چند دهة گذشته، نه تنها تحتتأثير شرايط بينالمللي و جاذبههاي جهاني نظريهها و الگوهاي توسعه بخشي ارتباطات، بلكه به سبب اوضاع و احوال خاص كشورهاي جهان سوم و احساس نياز مبرم آنها به بهرهبرداري از امكانات ارتباطي در پيشبرد برنامههاي عمراني و تحكيم استقلال و وحدت ملي، به نقش مثبت ارتباطات در ايجاد زمينههاي مناسب براي اجراي برنامههاي توسعه، توجه فراوان مبذول گرديده است. به عبارت روشنتر، در بسياري از كشورها، از ارتباطات به منزلة بازويي توانا و اهرمي نيرومند در سياستگذاريها و برنامهريزيهاي توسعة ملي كمك گرفته شده است. به گونهاي كه علاوه بر توجه ويژه به ضرورت توسعة امكانات و وسايل و تكنولوژيهاي ارتباطي در اين سياستگذاريها و برنامهريزيها، ارتباطات به مثابة يكي از اركان اساسي و عناصر ضروري تحقق هدفهاي گوناگون توسعه در قالب برنامههاي مملكتي، جاي خاص خود را كسب كردهاند.بنابراين، با توجه به اهميت و نقش برجستة ارتباطات در برنامههاي توسعه، بررسي و تحقيق درباره كارآيي هر چه بيشتر آنها در زمينههاي مختلف اقتصادي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي، بسيار ضروري است. بايد يادآور شد كه در دهههاي اخير، در مورد كاربردهاي ارتباطات و مخصوصاً وسايل ارتباط جمعي در پيشرفت برنامههاي توسعة ممالك جهان سوم، از سوي محققان و متخصصان غربي و جهان سومي و بعضي از سازمانهاي بينالمللي و بهويژه «يونسكو»، تحقيقات فراوان و گوناگوني انجام يافتهاند، كه توجه به نمونههاي مهم و معتبر آنها ميتواند براي پيشبرد پژوهشهاي مشابه در ايران نيز سودمند باشد.مطالعات و تحقيقاتي كه در اين زمينهها، در دورههاي قبل و بعد از انقلاب از طرف محققان ايراني راجع به ايران صورت گرفتهاند هم اگر چه معدود و همچنين محدود بودهاند، در عين حال ميتوانند به عنوان نخستين پيشينههاي پژوهشي ارتباطات توسعه در كشور، مفيد واقع شوند. 1.پژوهشهاي مربوط به جهان سوم صرفنظر از مطالعات و تحقيقات مشهوري به وسيلة پژوهشگران آمريكايي در مورد كاربرد ارتباطات براي «نوسازي» جوامع در حال توسعه و «نشر نوآوريها» در اين جوامع صورت گرفتهاند. اكثر پژوهشهايي كه در همين دوره يا پس از آن، از طرف محققان جهان سومي دربارة كاربرد ارتباطات در خدمت توسعه انجام يافتهاند، بيشتر زمينههاي توسعة روستايي، گسترش سوادآموزي و آموزش عمومي و كنترل جمعيت و تنظيم خانواده را در بر گرفتهاند. 2.پژوهشهاي مربوط به ايران براي شناخت سوابق مطالعات و تحقيقات دربارة نقش ارتباطات در «نوسازي» و توسعة ايران، بايد از يك سو، تفكيك زماني در نظر گرفت و دورههاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي را از هم متمايز ساخت و از سوي ديگر، پژوهشهايي را كه محققان غربي يا ايراني، در خارج ايران، در اين زمينة انجام دادهاند، از پژوهشهاي انجام شده در داخل ايران، تفكيك نمود. الف. دورة پيش از انقلاب مطالعات و تحقيقات راجع به كاربرد ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي در توسعة ايران تا آخرين سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، به شكل منظم و با هدف و برنامة مشخص، انجام نمييافتند و تنها ميتوان، برخي كتابها، مقالهها و پاياننامههاي تحصيلي و بعضي پژوهشهاي موردي پراكنده را، كه از سوي ايرانيان مقيم خارج يا داخل كشور و يا محققان غربي تهيه و تدوين گرديده بودند و تمام يا بخشهايي از آنها به نحوي به زمينههاي توسعه بخشي ارتباطات، مربوط ميشدند . ب) ارتباطات و تنظيم خانواده در همين دوره، برنامههاي خاص مطالعات و تحقيقات دربارة كاربرد ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي در زمينههاي بهداشت و تنظيم خانواده، نيز از طرف وزارت بهداري، دنبال ميشدند پ)ارتباطات براي سوادآموزي و آموزش در دورة پيش از پيروزي انقلاب، نقش ارتباطات در پيشبرد برنامههاي سوادآموزي، آموزش عمومي و همچنين آموزش دانشگاهي هم طرف توجه قرار گرفته بود و سازمانها و مؤسسات دولتي مختلف در اين زمينه كوششها و فعاليتهايي را دنبال ميكردند.براي كاربرد وسايل ارتباط جمعي، در جهت مقابله با بيسوادي، از سوي «انستيتوي بينالمللي شيوههاي سوادآموزي سالمندان»، كه در اين دوره با همكاري وزارت آموزش و پرورش و سازمان پيكار با بيسوادي در تهران تأسيس شده بود، پژوهشهايي انجام ميگرديدند. در سالهاي اخير، با چاپ گزارشهاي ميزگردها و مقالههاي مختلف دربارة «ارتباطات توسعة» و «توسعه ارتباطات به تقويت منابع فارسي مربوط به آنها، كمك شايان توجهي صورت گرفته است. تشكيل سمينارهاي هم كه مهمترين هدف آنها، فراهم كردن زمينههاي پژوهش و برنامهريزي و سياستگذاري ملي ارتباطي بشمار ميروند و در گزارشهاي گردانندگان آنها و همچنين بسياري از مقالههاي عرضه شده، بر اهميت توسعه و پيشرفت مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعي و كاربرد آنها درراه تحقق برنامههاي توسعه كشور، تأكيد کرده اند نيز از لحاظ تأثير در ايجاد شرايط ذهني مناسب، براي اجراي طرحهاي پژوهشي ارتباطي و تسهيل سياستگذاري و برنامهريزي ملي ارتباطات، نتايج مطلوبي پديد آوردهاند. نتیجه گیری: به نظر من باتوجه به اهمیت گسترش ارتباط وارتباطات در ببن انسان ها وجوامع و... این اصل میتواندبعنوان مهمترین وبهترین راه جهت پیشرفت در تمام زمینه ها و تمام ابعاد زندگی وجامعه مد نظر قرار گیرد . توانائی برقرار نمودن ارتباط مؤثر از مهمترین مهارتهای لازم برای اداره افراد است. ارتباط سازمانی تمامی مراحل فرآیند کار را تسهیل و نمایان می سازد. امروزه در عرضه های بین المللی توسعه صنعتی به موضوع روابط حاکم بین کارکنان و راه کارآن توجهی خاص شده است و به نحوی که دانشمندان علوم رفتار یکی از شاخصهای صنایع موفق و پویا را احساس رضایت همکاران و در واقع آموزش مهارتهای اجتماعی کارکنان می دانند. مهارتهای ارتباطی مناسب پیش نیاز ضروری برای عملکرد رضایت بخش در همه موقعیتهای سرپرستی است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 7:44 توسط مديريت سايت |
|
|
یدالله فوق ایدیهم موضوع تحقیق:روان شناسی چت و کاربران چت روم ها عناوین: ü معنی چت ü تاریخچه چت ü برسی موضوع ü نتیجه گیری معنی چت Chat ( گفتگوی و گپ اینترنتی ) چت در فرهنگ لغت به معنای صحبت کردن، گفت وگوهای عامیانه، گپ زدن و دوستانه حرف زدن است. در محیط اینترنت نیز معنای این فناوری، گفتوگو در اتاقهای خصوصی و یا عمومی است که بستگی به سطح برخورداری امکانات و استفاده ی آن ،از طرف افراد متفاوت است . آنچه مسلم است در طول زمان بر امکانات این سیستم برای برقراری ارتباطاتی واقعی تر افزوده شده است . استفاده از آیکون ، چت صوتی ، تصویری و سه بعدی موید این حرف است . ابزار و امکاناتی که برای خوداظهاری بیشتر که تنها محدود به کلام نباشد سعی می کند از باقی حس ها برای یاری واژه ها بهره گیرد و به عبارتی عناصر واقعی بیشتری را در پیوند با مجاز قرار می دهد . . تاریخچه چت : استفاده عمومي از شبكه هاي كامپيوتري از آغاز دهه هشتاد ميلادي با ارسال نامه هاي الكترونيكي آغاز شد. به دنبال اين موضوع، سيستم عامل يونيكس در نسخه بعدي خود در سال 1983 امكان ارتباط همزمان دو كاربرکه مي توانستند هم زمان به صحبت كردن بپردازند. در سال 1988 پديده جديدي به نام آي.آر.سي معرفي شد. هم زمان با توسعه گپ زني در وب، نرم افزارهاي اختصاصي نيز براي گپ زني ايجاد شد، اولين قدم در اين زمينه با توليد نرم افزار ICQ انجام شده كه تحولي در زمينه گپ زني بود. نرم افزارICQ اين امكان را به كاربر مي دهد كه علاوه بر گپ زني عمومي و استفاده از اتاق هاي گفت و گوي موضوعي، بتواند به جست و جوي افراد براي گپ زني، تشكيل فهرست دوستان، ارسال پيام به افرادي كه درون سيستم مشغول به كار نيستند، به صورت بيرون از خط و هم چنين گپ زني خصوصي با ديگران بپردازد. با استقبال از ICQ به سرعت نرم افزارهاي ديگري نظير پال تك عرضه شد، اما با عرضه ياهو مسنجر و ام.اس.ان.مسنجر اين دو به سرعت بر ساير نرم افزارها پيشي جستند. اينك به علت قابليت هاي بالاي اين دو برنامه و هم چنين استفاده مجاني از تمام توانايي هايشان، اين دو نرم افزار عمومي ترين نرم افزارهاي چت و گپ زني هستند بررسی موضوع: فضای که برای این گفتگو و ارتباط در نظر گرفته شده است کاملا مجازی و به ظاهر فارغ از محدودیت از نظر جسمی، جنسی، سنی، نژادی و... است و شخص چت گر با یک آی دی می تواند وارد دنیا وفضای کاملا آزاد شده و از امکانات آن استفاده نماید و ظاهرا هیچگونه سانسور و فیلترینگی وجود ندارد. افراد با هر نام و نشان که داشته باشد هرلحظه می تواند وارد چت شده و تبادل ارتباط نماید. امکانات که در این فضا تهیه شده است که زمینه ارتباط را فراهم می کند خود دارایی انواع واقسامی است: تصویری توسط (webcam) (وب کم)، صوتی توسط (hedphoon) (هدفون) و(photos) (ارسال عکس) نوشتاری و کتبی که ـ شایع ترین این ارتباط به شمار می رود ـ وامکاناتی دیگری که در این فضا وجود دارد. چت به مثابه یک رسانه ارتباطی که مورد اقبال و استقبال جوانان قرار گرفته است و بیشترین کاربران آن بین سنین 20 تا 30سال را تشکیل می دهد، این ویژگی را نسبت به سایر رسانه های ارتباطی دارد که شخص چت گر خود بصورت فعال و مختار و آزادنه حضور داشته و هیچگونه انفعالی وجود ندارد هرآن ولحظه می تواند خود انتخاب گر باشد و هرچه را که خود دوست دارد انتخاب کند. می تواند هویت خود را مجهول نگهداشته و با هرسن وجنس که دوست دارد خود را معرفی کند. فرهنگ گفتاری و شنیداری در چت اکثرا فنی و به صورت مخفف نوشته می شود،مثل m/f p/ / u / gf و... و در اغلب اوقات کلمات که نوشته می شود شهوانی و صدا های که رد و بدل می شود بیشتر جنبه غیر اخلاقی دارد فضای مجازی چت روم های اینترنتی به وسیله ای برای پر کردن اوقات فراغت جوانان مبدل شده که مرزهای تازه ای در شکل گیری ارزشها و هویت یابی جوانان پیش روی آنان قرار داده است. بررسی های محققان علوم و ارتباطات اجتماعی نشان می دهد که کارکرد غالب چت برای کاربران ایرانی جنبه فراغتی و سرگرم کننده داشته که در اشکال مثبت و منفی تسهیل کننده و جبران کننده نیازهای ارتباطی آنها در دنیای واقعی است. گرچه در فضای چت، مرزبندی های جنسیتی روز به روز ضعیف تر می شود اما با این حال در بیشتر موارد جذابیت های جنیسیتی در روابط دنیای مجازی بیش از پیش حایز اهمیت است. کارشناسان معتقدند که مجاورت طولانی با فضای مجازی می تواند به فرهنگ پذیری یکطرفه و تاثیر پذیری افراطی از هنجارها و ارزشها انجامیده و با تقویت پدیده جهانی شدن تعلقات ملی و سنتی کابران را تحت تاثیر قرار دهد. "کامران سروش صحت" کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی "چت روم ها" را میدان های چند کاربردی و از پرطرفدارترین عرصه های مراوده در فضای مجازی دانسته و معتقد است که چت، مرزهای تازه ای در شکل گیری خرده فرهنگها ،ارزشها و هویت جوانان پدید آورده است. وی با اشاره به عوامل تسهل کننده ارتباط در فضای مجازی چت می گوید: گمنامی، سرعت ارتباط و سیال بودن از جمله علل گرایش به چت است که در روابط جنیسیتی و دوست یابی جوانان پیامدهایی به دنبال دارد که محملی برای جستجو و ارضای کنجکاوی های آنان فراهم می آورد. این کارشناس با تاکید بر اهمیت فضای چت روم ها در پر کردن اوقات فراغت اظهار می دارد: چت کردن در فضای مجازی، مشارکت عاطفی را جایگزین مشارکت سیاسی و معاشرت رو در روی اجتماعی کرده و نوعی رابطه غیر حقیقی را بر فضای مناسبات میان افراد حاکم کرده است که این امر پیامدهایی چون کاهش سرمایه های اجتماعی ،انزوا و بریدگی از مشارکت های محسوس و عینی را در بر داشته است. وی در توصیف چگونگی جایگزینی روابط عاطفی با روابط سیاسی و علمی درفضای چت تشریح می کند: چت کننده ها از برقراری چند ارتباط همزمان با دیگران به شدت لذت می برند، این افراد درگرفتن اطلاعات خاص از مخاطب خود پیشدستی کرده و از این طریق به یک شناسایی اولیه از مخاطب دست می یابند و امکان می یابند که از این طریق توصیف های مبالغه آمیز درباره خود بکار برده و با ابزار همدردی و همسویی با مخاطب، توجه او را به خود جلب کنند. این کارشناس معتقد است که ماهیت غیر رو در روی ارتباطات الکترونیکی اینترنتی، انگیزه بیشتری را در کاربران به ایجاد یک رابطه پشت صحنه ای که ریسک شرمندگی در آن کمتر است، ایجاد می کند. دکتر"محمد ابراهیم برزگر" استاد روان شناس اجتماعی دانشگاه علامه طباطباطی با اشاه به دو فاکتور مورد علاقه در جوانان برای برقراری ارتباط با دیگران می گوید: "ناشناس ماندن" و "تنوع گرایی" شوق گرایش به ارتباط با چندنفر را بوجود آورده است. وی می افزاید: در نمونه های تحقیقی بدست آمده از چند کافی نت مشخص شد که 71 درصد از جوانان 15 تا 30 سال یک بار چت کردن را امتحان کرده اند. وی در خصوص نتایج بدست آمده از گرایش سنجی جوانان در هفت موضوع مرتبط با چت کردن ، اعلام می کند:نگاه به چت به عنوان بازی سرگرم کننده 24 درصد، چت به عنوان تدوام زندگی واقعی 17 ردصد ، چت به عنوان وسیله ای برای ارتباط دوستانه 18 درصد ، چت به عنوان امکانی برای جستجو گری 9 در صد ، چت به عنوان ارتباطی نامطمئن و ناکارآمد 20 درصد و چت به عنوان ابزاری برای سوء استفاده 12 درصد بوده است. این استاد دانشگاه می افزاید: 75 درصد چت کنندگان گفته اند که در چت کردن نقش های متقاوتی را بازی می کنند که سهم پسران در ارایه نقش غیرواقعی و تصویری نادرست از خود 89 درصد و سهم دختران 11درصد بوده است. برزگر بدبینانه ترین نظرات در گرایش چت گنندگان را مربوط به انتخاب همسر دانست و خاطر نشان می کند: به خاطر گسترده بودن فضا و امکان نقش بازی کردن و ارایه رفتارهای دوگانه بیشتر چت کنندگان معتقدند که محیط چت فضای مناسبی برای انتخاب همسر به شمار نمی آید که در این خصوص آقایان بیشترین بی اعتمادی به چت به عنوان ابزار انتخاب همسر دارند. وی با اشاره به تمایل پسران به برقراری ارتباط دوستانه همزمان با چند فرد غیر همجنس تصریح می کند: بیشتر پسرها با آگاهی از وابستگی عاطفی در دختران تلاش می کنند که ارتباط خود با آنها را تا مرز آنچه حقیقتا به دنبال آن هستند، تعقیب کنند.این در حالی است که دخترها اغلب با وسواس و دقت بیشتری دوستی و رابطه پا برجا با یک فرد غیر همجنس را مدنظر دارند. برزگر می افزاید: تحقیقات جامع نشان داده که نگاه دختران به چت بیشتر جنبه تفنن و بازی دارد با این حال نکته ای که در وهله نخست در تضاد با این جهت گیری قرار دارد تعهد بیشتر به استفاده صادقانه از فضای مجازی و محافظه کاری و احتیاط بیشتر دختران در برقراری ارتباط آنلاین است. "مریم رضا زاده" و" آرزو صالحی " از محققان علوم اجتماعی در تحقیق مشترکی که در خصوص گرایش جوانان به چت های اینترنتی انجام دادند ،نتایجی را که در ذیل آمده ارایه دادند: 88 درصد به چت به مثابه یک بازی نگاه می کنند، 53 درصد معتقدند که چت کردن فرقی با زندگی واقعی ندارد، 46 درصد معتقدند که کسانی که با آنها چت می کنند خصوصیاتی مشابه با آنها دارند، 40 درصد گفته اند که شخصیت شان درچت با شخصیت واقعی شان متفاوت است، 76 درصد از چت کردن احساس آرامش می کنند، 83 درصد شناخت شخصیت دیگران را در چت غیرممکن می دانند، 44 درصد فهمیدن احساسات و نظرات واقعی افراد در چت را غیرممکن می دانند، 76 درصد در چت به مخاطب خود اعتماد ندارند، 73 درصد امکان انتخاب همسر از طریق چت را مناسب نمی دانند و 43 درصد معتقد به وجود دردسر در دوست یابی های اینترنتی هستند. تحقیقات این دو محقق از زاویه ای دیگر همچنین نشان می دهد که دختران درچت کردن بیشتر مایل به شیطنت و سر کار گذاشتن هستند در همین راستا پسران در چت کردن تلاش بیشتری می کنند که اعتماد دختران را بر ای تداوم رابطه جلب کنند. "محمد سعید ذکایی" عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در بیان انگیزه اصلی از چت کردن می گوید: توجه بیشتر چت کننده ها به مسایل فراغتی و سرگرم کننده چت روم ها بوده است و انگیزه های بعدی به ترتیب شامل پیدا کردن دوست، تازگی محیط چت و مهیج بودن آن ، تفاوت شخصیت در صحنه چت نسبت به زندگی حقیقی و شیطنت و ماجراجویی عنوان شده است. این کارشناس می افزاید: در پاسخ به این سوال که با چه افرادی تمایل به چت کردن دارید، بیش از 50 درصد پاسخ دهندگان گفته اند که بیشتر دوست دارند با افراد متنوع و ناشناس چت کنند و کمتر از یک سوم تمایل خود را به افراد آشنا بیان داشته اند .همچنین 9/98 درصد پاسخ دهندگان تمایل به چت کردن با افراد غیرهمجنس داشته اند و بدین ترتیب می توان گفت که فضای غالب در محیط چت روم ها گفتگوهای دوستانه جوانان غیر همجنس است که با نیت ارضای کنجکاوی، آشنایی، سرگرمی و شیطنت و ماجراجویی است. عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص مضمون گفتگوهای چت کننده ها اعلام می کند:بر اساس تحقیقات انجام شده، بیش از 40 درصد چت کننده ها به دنبال مباحث غیرجدی و پیش پا افتاده و 27 درصد به گفتگوهایی برای صمیمیت و نزدیکی بیشتر و کمتر از 20 درصد موضوعاتی چون موسیقی فیلم و هنر را مد نظر داشته اند. ذکایی، درباره الگوهای قابل توجه در روابط میان چت کننده ها می گوید: بیشتر جوانان کم سن و سال تر به خصوص پسرهای جوان در گفتگوهای اینترنتی مایل به صمیمیت و نزدیکی بیشتر با دوستان غیر همجنس خود هستند. همچنین پسران بیش از دختران مایل به گپ همزمان با بیش از دو یا چند فرد غیرهمجنس بوده و تبحر و مهارت پسران درچت کردن بیش از دختران است. همچنین پسرها ترس و نگرانی کمتری از کنترل ها و شناسایی های غیرمحسوس در خلال چت کردن داشته اند. وی اولویت سایت های مورد مراجعه پاسخگویان برای چت کردن را به ترتیب 85 درصد یاهو، 7% درصد سایت های فارسی زبان مثل بدهی دات کام و روزی دات نت و 5/6 درصد msn دانست امروزه این امر با SMS و بلوتوس از طریق گوشی و خطوط تلفن همراه نیز صورت می پذیرد. نتیجه گیری: من از سایر کشورها درزمینه چگونگی استفاده از چت چیز زیادی نمیدانم این که در چه راستا و قلمروها استفاده می کنند و چی الفاظ واصطلاحاتی را به خدمت می گیرند اما در کشوری که ما سال هاست ساکن آن هستیم فضای حاکم برآن به گونه غیر قابل اعتماد و پر از کلک و سر کار گذاشتن و... است؛ دروغ گفتن و دروغ نوشتن امری عادی است. وچه بسیار آدم های که توسط این برنامه فریب خورده و سرانجام به کجراهه و ترکستان و یا سراب رسیده اند. نمونه عینی آن را در سریال راه شب مشاهده کردیم. سوای از مسائلی که در مورد نحوه استفاده از امکانت چت در ایران شد چت میتواند بعنوان ابزاری در مورد اشاعه فرهنگ وهچنین تبادل اطلاعات درست وکارامد در هر زمینه مورد استفاده قرارگیرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 7:41 توسط مديريت سايت |
|
|
جامعه شناسی جنگ و نهادهای نظامی اگر علم جامعه شناس را توان او در بررسی و شناخت ساختهای نسبتا" پایدار اجتماعی ، تشخیص و تفکیک نهادهای یک جامعه و بالاخره کارکردهای آشکار و پنهان آن ساختها و نهادها تعریف کنیم بی گمان هنر یک جامعه شناس بازشناسی ساختها و تغییرات نهادها و کارکردها ،تحت شرایط مختلف و موثر بر جامعه ، یا به عبارت دیگر در ک تغییرات ساختی ، کارکردی ونهادی تحت شرایط مختلف زمانی - مکانی و عوامل موثر بر آنها می باشد . همه ی جوامع در شرایط خاص و تحت تاثیر عوامل خاص دچار دگرگونی می شوند . در چنین شرایطی بسیاری از ساختها و نهادها ممکن است تغییرات کارکردی پیدا کرده ، بازسازی شوند یا اساسا" از بین بروند وساختها و نهادهای جدیدی متولد شوند یا جایگزین گردند . جنگ یکی از این عوامل دگرگون ساز یا به عبارت صحیح تر مجموعه ای از عوامل موثر است که بیشتر ارکان جامعه را تحت تاثیر قرار داده آنها را تغییر می دهد ، بازسازی می کند ، نابود می کند و بالاخره ساختها و نهادهای جدیدی می سازد. جنگ می تواند انسانهای یک جامعه را به یکدیگر نزدیک کند یا آنها را از هم دور سازد ، می تواند سبب انسجام یک جامعه شود یا سبب انهدام آن شود و این البته از نظر مفاهیم و برداشتهای جامعه شناختی بسی متفاوت از نتیجه گیری ها و برداشتهای سیاسی است و حتی می تواند درست برعکس تحلیلهای سیاسی باشد . چه بسیار پیروزیهای سیاسی که تنها پوسته ای طرد و شکننده است بر جامعه ای از هم پاشیده و در حال فروپاشی و چه بسیار شکستها که جوامع شکست خورده را منسجم تر ، مصمم تر و آگاهتر می سازد . درمفهوم سیاسی جامعه ؛ ملت - دولت هرقدر پیوند دولت و مردم نزدیکتر باشد و مداخله ی مردم در بافت دولت بیشتر ، مفهوم شکست یا پیروزی ، از نقطه نظرهای سیاسی و جامعه شناختی نزدیکتربه یکدیگر خواهد بود . جامعه شناسی جنگ دقیقا" به تحلیلهای جامعه شناختی از تغییرات ساختها و نهادها یا واقعیتها و پدیده های جامعه شناسی در شرایط پیش از جنگ ، پس از جنگ ، در حال جنگ - در وضعیت جنگی - و حتی در وضعیت تهدید وتحت سایه ی جنگ توجه دارد . از سوی دیگر جنگ چه بوقوع بپیوندد و چه تنها بصورت تهدیدی بر اذهان جامعه سنگینی کند ساختها را تغییر شکل داده و نهادهایی را پدید می آورد که نیروهای نظامی و گرایش جامعه به نظامیگری یکی از آنهاست . نیروهای نظامی چه به صورت یک قشر یا طبقه در نظر گرفته شوند و چه به عنوان یک نهاد ، تولد خود را مدیون تهدیدات جنگ هستند . در جوامع دارای دولت یعنی از همان زمانی که دولتها پدید آمدند نیروهای نظامی نیز کارکردی متفاوت یافتند . پیش از این زمان ، جنگجویان قشری بودند که عمدتا" برای تامین هدفِ « جنگ برای بقا » کارکرد داشتند ؛ شکار با هدف تامین غذا، دفاع در برابر حیوانات وحشی یا گروههای بدوی تر یا وحشی تر انسانی و در مجموع جنگیدن با هر آنچه بقا و زندگی انسانی را تهدید می کرد . اما با پدید آمدن دولتها این کارکرد به تامین هدف حفظ و بقای دولت یا حاکمیت و قدرت تغییر نمود و اولین هدف نظامیان حفظ قدرت حاکمه در جنگهای احتمالی داخلی یا تامین مطامع و دست اندازیهای دولتها برای تصاحب سرزمینهای دیگر و در درجه ی دوم حفظ جامعه در برابر تهدیدات خارجی و جنگ های مرزی ، شد . به تدریج از دل این نیروها و بر اساس این کارکردها،شاخه های مختلف نیروهای نظامی پدیدار شدند که هریک اهداف مجزایی را دنبال می کردند. با اینحال در صدر اهداف تمامی آنها حفظ حاکمیت موجود و قدرت جاری باقی ماند و این، ماهیتی همواره محافظه کار و شریک قدرت حاکمه به آنها بخشید . جولیوس گولد و ویلیام ل . کولب در فرهنگ علوم اجتماعی پیرامون واژه ی جنگ چنین می نویسند : « A - سه تعریف متمایز جنگ از لحاظ علوم اجتماعی حائز اهمیتند : 1 - جنگ ممکن است دلالت داشته باشد بر وضعیتی به رسمیت شناخته شده از لحاظ اجتماعی که در آن مخاصماتی مسلحانه با دامنه ای گسترده ، کم و بیش مداوم بین دو یا چند کشور ، دولت یا حکومت جریان پیدا می کند . 2 - قانون داخلی کشور ممکن است مقرر بدارد که جنگ یک وضعیت مخاصمات مسلحانه است که بین دولت مزبورو دولتی دیگر یا بین دو دولت یا جناح های سیاسی دیگر جریان دارد ، و این وضعیت توسط دستگاهی که به موجب قوانین و قانون اساسی کشور دارای چنین اختیاری باشد به عنوان جنگ اعلام شده باشد . 3 - در حقوق بین الملل معاصر ، جنگ کشمکشی است مسلحانه بین دو یا چند کشور که هر کدام مدعی آن است که دارای حق حاکمیت ملی است . این کشورها در چارچوب این کشمکش در مقابل سایر کشورها از لحاظ حقوقی همتراز هستند . B. 1 - جنگ بیشتر دلالت دارد بر کشمکش مسلحانه بین کشورها ، گو اینکه در موارد ذیل نیز به کار می رود : الف ) به طور مجازی برای اطلاق به هر گونه ستیز ، مثلا" جنگ الفاظ ، جنگ صنایع ، جنگ علم و دین ، جنگ بین زن ومرد ، جنگ با بیماریها . آن را به وجهی نه چندان استعاری ، در این موارد نیز به کار می برند : ب ) مخاصمات بین جناح های مختلف در داخل یک کشور - جنگ داخلی - پ ) خصومت مرگبار بین هر گونه نظام های کنش که سخت مشابه یکدیگر باشند ، مانند قبایل ابتدایی ، افراد یا حتی حیوانات ت ) مخاصمات بین المللی که پای نیروهای مسلحانه در آن به میان کشیده نشود ، مانند جنگ اقتصادی ، جنگ روانی ، جنگ مسلکی یا ایدئولوژیک و جنگ سرد . اما همچنانکه اشاره شد ، اصطلاح جنگ در مشخص ترین مفهوم خود اطلاق می شود به مخاصمه ای با دامنه ی گسترده که توسط نیروهای مسلح دولتهایی معین طی دوره ای مشخص جریان می یابد مانند جنگ کریمه ، جنگ روسیه و ژاپن . به این مفهوم ، جنگ یک رشته پیکار و نبرد کم و بیش مستمر بین طرفهای متنازع است . گو این که در پاره ای از موارد فواصل بالنسبه درازی از آتش بس یا ترک مخاصمه پیش می آ ید ، چنانکه در مورد جنگهای صدساله و جنگهای سی ساله پیش آمد ؛ یا اینکه در فهرست کشورهای درگیر جنگ و تقسیم مخاصمات بین عرصه های مختلف نبرد و جبهه های متفاوت تغییری حاصل می شود ، چنان که در جنگ جهانی اول و دوم چنین شد ؛ این عوامل باعث می شوند که بیان این مطلب که آیا کشمکش میان کشورهای درگیر را باید یک جنگ یا چند جنگ محسوب داشت ، دشوار گردد . 2 - دشواری تعیین دامنه ی مخاصمات که اطلاق عنوان جنگ را توجیه کند ، برخی نویسندگان را بر آن داشته است که این مفهوم را زیر عنوان کلی تر نزاع مرگبار بیاورند . ل.ف. ریچاردسون این قبیل نزاعها را بر حسب نمای پایه ی 10 تعداد کشته شدگان طبقه بندی کرده است . این طبقات که ازکمیت 0^10 که در آن فقط یک نفر کشته می شود شروع شده و به کمیت 7^10 ختم می شود که د ر این صورت بیش از ده میلیون نفر کشته می شوند .چنان که در جنگ جهانی اول و دوم چنین شد . 3 - در این باره اختلاف نظر وجود دارد که آیا مشخصه ی اساسی جنگ واقعیت عینی مجادله ی خشونت بار است - که دراین حالت واژه ی جنگ را می توان به ستیزمیان قبایل ابتدایی ، جانوران ، گلادیاتورها ، شورشیان و نیز بین دولتها و ملتها اطلاق کرد - یا این که مشخصه ی اصلی آن وضعیتی است از لحاظ اجتماعی به رسمیت شناخته شده ، که در آن این قبیل مجادله ها بر طبق الگوی پذیرفته شده ی رفتار و تکنولوژی ، عملا" صورت می پذیرد یا احتمالا" صورت خواهد پذیرفت . جنگ در مفهوم اخیر خود پدیده ای است فرهنگی که فقط در بین گروههای انسانی به ظهور می رسد . بیان این تمایز به گروتیوس تعلق دارد که تعریف سیسرون از جنگ را به عنوان « مجادله به ضرب و زور » را مورد انتقاد قرار داد ، چون او معتقد بود که جنگ نه یک مجادله که یک وضعیت است. هابز نیز همین معنی را در نظر داشت که گفت : « طبیعتِ جنگ در رزمندگی بالفعل نیست ، بلکه در میل شناخته شده ای به مبادرت به آن است به نحوی که در همه حال هیچ تضمینی وجود ندارد که خلاف این امر بوده باشد . » C - دادگاههای ایالات متحد فرق گذاشته اند بین جنگ به مفهوم مادی - در مورد چیزی که آن را می توان وضعیت واقعی کشمکش مسلحانه بین کشورها نامید - و جنگ به مفهوم حقوقی که شایسته تر است آن را جنگی که قانون اعم از قانون بین المللی یا داخلی تعریف کرده است ، نام دهیم . مفهوم حقوقی جنگ بی نهایت بغرنج است - زیرا نظام های مختلف حقوقی ملاکهای متفاوتی را برای تعیین وضعیت جنگی به کار می بندند. وانگهی مفهومهای حقوقی و مادی جنگ اغلب در یکدیگر تداخل می یابند . 1 ) در قانون داخلی یک کشور ، مخاصماتی که کشور مزبور در آنها درگیر است فاقد خصلت « جنگ حقوقی » است مگر آنکه مقامات صلاحیت دار کشور مربوطه این موضوع را رسما" اعلام کرده یا به رسمیت شناخته باشند . در ایالات متحده فقط کنگره حق دارد اعلام جنگ کند اما رییس جمهور می تواند خصومت هایی را که از سوی یک گروه داخلی یا یک دولت دیگر آغاز شده باشد به رسمیت بشناسد. به لحاظ آنکه ملاکهایی که توسط مقامات سیاسی حکومتهای مختلف به کار بسته می شوند متفاوت اند، مخاصمه بین دو حکومت ممکن است از سوی یکی از آنها یک جنگ حقوقی تلقی شود اما توسط دولت دیگر طغیان شورش مداخله یا اقدام دفاعی به حساب آید . از لحاظ قانون داخلی کشورهایی که در جنگ مشارکت ندارند ، جنگ ممکن است وضعیت حقوقی متفاوتی داشته باشد . دادگاههای کشور معمولا" تابع نظر مقام های سیاسی حکومتهای خود هستند ، اما در صورتی که مقام های دولتی نظری ابراز نکرده باشند ، این دادگاهها ممکن است تعریف رایج در حقوق بین الملل را مبنا قرار دهند . 2 ) با این حال ، حقوق دانان بین المللی در این باره اختلاف نظر دارند که آیا ملاک تعیین وجود جنگ به مفهوم حقوقی عبارت است از رعایت تشریفات مورد لزوم در مبادرت و ادامه ی جنگ ، یا اینکه طرفهای درگیر جنگ در قبال کشورهای ثالث دارای برابری قضایی اند . حقوق بین الملل جدید بیشتر بر روی این فقره ی اخیر تاکید دارد . در صورتی که سازمان ملل یک کشور متنازع را متحاوز بشناسد و دیگری را مدافع ، کشورهای عضو سازمان ملل مکلف اند که با آنها رفتار متفاوتی را در پیش گیرند . در نتیجه کشورهای درگیر جنگ از لحاظ قضایی در مرتبه ای یکسان قرار ندارند و مخاصمات ، جنگ - به مفهومی که حقوقدانان بین المللی در قرن هیجدهم و نوزدهم این اصطلاح را بکار می بردند - محسوب نخواهد شد . حقوقدانان و صاحب نظران قرون وسطی وجه مشخصه ی ماهیت جنگ را نه تساوی حقوقی کشورهای درگیر جنگ بلکه منظم بودن مبادرت به جنگ و ادامه ی آن می شمردند . مثلا" گنتیلی جنگ را « مبارزه ی نیروهای مسلح کشور که به نحوی شایسته انجام پذیرد » تعریف کرد . در نتیجه ، حقوقدانان مزبور اصطلاح جنگ را به مخاصماتی اطلاق می کردند که در آنها یکی از طرفین در جنگی عادلانه در گیر بود و طرف دیگر در جنگی ناعادلانه . گو اینکه این اشخاص در چنین موردی طرفدار اتخاذ رویه ای متفاوت از سوی کشورهای غیر متنازع در قبال کشورهای در حال جنگ بودند . معاهده ی کلاگ- برایند و منشور سازمان ملل تقریبا" کلیه ی کشورها را مکلف می کند که از توسل به مخاصمه خودداری کنند مگر در دفاع از خود به صورت انفرادی یا جمعی به دعوت کشوری که جنگ در خاک آن روی می دهد ، یا با کسب اجازه از سازمان ملل متحد . با اینحال در صورتی که سازمان ملل به و ظایف خود عمل کند وضعیتی که در آن کشورهای درگیر جنگ از لحاظ حقوقی مساوی باشند ، به ندرت ممکن است وجود داشته باشد . آغازگر مخاصمه متجاوز شمرده می شود و دشمن وی مدافع یا کشوری که در عملیات بین المللی برقراری نظم و صلح شرکت دارد . در نتیجه می توان گفت که جنگ به مفهوم یک نبرد تن به تن که در آن طرفهای درگیر از لحاظ حقوقی مساوی باشند ، خلاف قانون شناخته می شود ، در حالی که بروز این حالت از جنگ به مفهوم مادی ناممکن نیست . به موجب قانون داخلی کشورهای معین ، یا حتی برطبق حقوق بین الملل در صورتی که دستگاههای سازمان ملل به وظایف خود عمل نکنند یا غمض عین جنگ بین دو کشور منفرد را ( که در آن طرف های درگیر جنگ به صورت دو موجودیت مساوی بر سر و کول هم می کوبند ) به مصلحت تشخیص دهد ، جنگ به مفهوم حقوقی آن نیز ممکن است روی دهد . D - دادگاههایی که از آنها درخواست می شود که معنی جنگ را در اسناد حقوقی ( مانند بیمه نامه ، قرارداد ، اوراق حمل و سایر مدارکی که کم و کیف تعهدات طرفین را در صورت وقوع جنگ مشخص می کنند ) تفسیر کنند مدلدل فلان سند را مبنای قضاوت قرار می دهند ، اما اصطلاح جنگ مندرج در این قبیل اسناد را به معنی جنگ به مفهوم مادی آن تعبیر می کنند که از لحاظ اجتماعی و بلکه لزوما" از نظر قانونی کشمکشی است به رسمیت شناخته شده . بدین گونه مثلا" جنگ کره در دوره ی 53-1950 ، اگر چه از لحاظ حقوق بین الملل یا حقوق داخلی بسیاری کشورها جنگ محسوب نمی شد ، اما از سوی دادگاهها جنگ تلقی شده است ، یعنی به مفهومی که در این قبیل اسناد مورد تصریح طرفین بوده است » آلن بیرو در کتاب فرهنگ علوم اجتماعی جنگ را چنین توصیف می کند : « War واژه ای است از ریشه ی آلمانی Werra به معنای آزمون نیرو با استفاده از اسلحه بین ملتها - جنگ با خارجی - یا گروههای رقیب در داخل یک کشور - جنگ داخلی - . هدف از جنگ ، پیروزی بر رقیب برای ملزم ساختن او به انقیاد تام است . یک کشور یا به منظور به دست آوردن زمین و مایملک دشمن به جنگ دست می یازد ، یا برای به کرسی نشاندن ادعاهایش و یا برای دفاع از خود در برابر ادعاهای دیگران . در جریان تاریخ جنگ با توجه به سطح فنون ، قدرت اسلحه ، بزرگی کشورها یا گروههای در حال منازعه ، شمار افرادی که مستقیما" یا بطور غیرمستقیم در نبردها شرکت می کنند ، صور و اشکال گوناگونی یافته است . جنگ شناسی - جامعه شناسی جنگ - به معنای مطالعه ی عینی و جامعه شناختی پدیده های مربوط به جنگ با در نظر گرفتن عوامل و آثار اجتماعی ، اقتصادی ،سیاسی ، جمعیتی و اخلاقی آن است . انسانیت همواره نیاز به یافتن علتی برای جنگ - را - احساس کرده است و در این میان گاه سرنوشت ، گاه شخص و گاه ایدئولوژی خاصی را مسئول دانسته است . در طی قرون ، مولفینی بسیار، تبیینات گوناگونی در باره ی جنگ ارائه و جنگ را به صورتهایی چند مطمح نظر قرارداده اند ، از جمله : - نیروی طبیعت یا قانون الهی : یا خدایان را الهام بخش آن دانسته اند - نظیر مارس در روم و ووتان در آلمان - و یا آنکه آن را همچون بلایی آسمانی ، یا مظهر امتحان خداوند تلقی کرده اند . - نتیجه ای منبعث از هیجانات انسانها ، قدرت طلبی و غرور انسان : از این دیدگاه جنگ به عنوان بیماری روانی همه گیر و یا بیماری اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است . - شکلی از مبارزه برای بقا و گزینش طبیعی بهترین و مناسب ترین افراد - قوی ترین - - نتیجه ی استبداد و جاه طلبی انسانها در مسند قدرت . - نتیجه ی اجتناب ناپذیر روابط تولیدی و استثمار طبقه ای توسط طبقه ی دیگر . با این همه جنگ را دارای نقشی جبران کننده به هنگام رشد بسیار زیاد جمعیتی دانسته اند ، یا آنکه آن را وسیله ای در تز کیه ی انسانی تلقی کرده اند ، و یا جنگ را همچون وسیله ای دانسته اند که با آن تهاجم جویی درون زاد انسانی بر روی دشمنهایی دور دست تخلیه می شود. گفته اند که جنگ در سطح جمعی مظهر یک نیاز و شور و هیجان است همانطور که عشق در سطح فردی چنین است . اغلب در جریان قرنها ، جنگ فرصتی برای برگزاری اعیاد مذهبی به دست داده است . فرصت برای جشنی که در آن افتخار و مرگ در راه هدفی مقدس مورد تمجید قرار می گیرند . این افتخار اساسا" نظامی است . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 7:37 توسط مديريت سايت |
|
|
آخر تا بکی باید با غرور این همه ایرانی بازی شود. آقای دایی کسب این همه افتخار پول ساز دیگر کافی نیست امیدوارم در جام۲۰۱۰هم بازیکنی البته مواظب باش دندان مصنوعیت گم نشود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 12:50 توسط مديريت سايت |
|
|
ساير عناوين : ؛OD Techniques شرح : فنون عبارتند از راههاي انجام كارها و روشهاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزهها مهم هستند. مديريت هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله بودجهبندي، حسابداري هزينه، فنون برنامهريزي و كنترل شبكه مانند فن ارزيابي و مرور برنامه (پرت) يا روش مسير بحراني (CPM)، كنترل نرخ بازگشت سرمايه و مديريت بر مبناي هدف. ساير عناوين : تكنيكهاي مديريت؛ شرح : فنون عبارتند از راههاي انجام كارها و روشهاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزهها مهم هستند. مهندسي صنايع هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله ارزيابي كار و زمان، كنترل موجودي، فنون برنامهريزي و كنترل شبكه مانند فن ارزيابي و مرور برنامه (پرت) يا روش مسير بحراني (CPM)، كنترل كيفيت، تحليل و طراحي سيستمهاي اطلاعات. در اين بخش فنون مهندسي صنايع در قالب فنون برنامهريزي، تحليل سيستم، عمومي و كنترلي دستهبندي ارائه ميشوند. البته يك فن خاص ممكن است در بيش از يكي از دسته هاي فوق قرار گيرد. همچنين در هر يك از فنون برنامهريزي، تحليل سيستم و كنترلي ممكن است از فنون عمومي استفاده شود. تعريف : كاري كه توسط افرادي در قالب يك تيم انجام شود، اغلب با هدف دستيابي به اثربخشي بيشتر نسبت به شرايطي كه همان افراد آن كار را انفرادي انجام دهند. ساير عناوين : كار گروهي؛ تعريف : به فرايندي گفته ميشود كه بتواند با استفاده از خلاقيت و نوآوري، چيز نويي را همراه با ارزش جديد با استفاده از زمان، منابع، ريسك و بكارگيري همراهان به وجود آورد. تعريف : كارمنديابي، فرايندي است كه به وسيله آن كساني كه به نظر ميرسد توانايي بالقوهاي براي عضويت در سازمان و انجام دادن وظايف محوله دارند شناسايي ميگردند و موجبات جذب آنها به سوي سازمان فراهم ميشود. شرح : كارمنديابي يك فرايند واسطهاي است؛ يعني طي اين فرايند كساني كه جوياي كارند (متقاضيان كار) و كساني كه خواهان نيروي كارند (استخدامكنندگان) براي نخستين بار با يكديگر روبرو ميشوند تا طي فرايند بعدي (انتخاب و گزينش) توانايي واقعي آنها براي احراز شغل و ورود به سازمان تعيين گردد. تعريف : واژهاي عمومي براي ساخت، خريد يا فروش كالاها و خدمات. تعريف : وظيفه مديريتي كنترل عبارتست از اندازهگيري و اصلاح عملكرد براي دستيابي به اين اطمينان كه اهداف سازمان و برنامههاي تدوين شده براي دستيابي به آن اهداف به سرانجام ميرسند. شرح : كنترل يكي از وظايف مديريت است. كنترل مديريتي معطوف به كل سازمان است اما در قالب روشهاي مشخص براي كنترل مالي، كنترل كيفيت و . . . نيز مطرح ميشود. كنترل به صورت ضمني فعاليت نظارت و ارزيابي را نيز شامل ميشود. تعريف : فنون كنترل مراحل و زمانبندي فعاليتهاي پروژه. تعريف : فنون مورد استفاده براي كنترل موجودي مواد، كالا و كالاي در جريان ساخت و غيره. ساير عناوين : بيانيه مأموريت؛ شرح : اطلاعات دريافتي از خارج سازمان يا ديگر زيردستان را به اعضاي سازمان انتقال ميدهد كه برخي از آنها همراه تحليل و تفسير خود او هستند. شرح : مسئول، تأييد كننده و تصميمگير براي تخصيص همه انواع منابع سازماني. شرح : طيف وسيعي از اطلاعات را جستجو و دريافت ميكند تا درك كاملي از سازمان و محيط ترسيم كند. همانند عصب مركزي اطلاعات دروني و بيروني سازمان عمل ميكند. ساير عناوين : مدير در نقش خبرنيوش؛ شرح : برقراري شبكه خودتوسعهيافته از ارتباطات خارج سازمان و افراد آگاه كه از سازمان پشتيباني ميكنند و به آن اطلاعات ارائه ميدهند. شرح : مسئول ايجاد انگيزش در زيردستان و فعالسازي آنها. مسئول بكارگماري، آموزش و وظايف مرتبط. مسئول هر گونه فعاليت مديريتي كه به زيردستان مربوط باشد. شرح : انتقال اطلاعات به افراد خارج از سازمان در مورد برنامهها، سياستها، اقدامات و نتايج. شرح : سازمان و محيط آن را براي فرصتها جستجو ميكند و پروژههاي بهبود را براي ايجاد تغيير در سازمان آغاز ميكند. براي طراحي پروژههاي خاص نظارت ميكند. شرح : مسئول براي انجام اقدامات اصلاحي وقتي كه سازمان با تغييرات و انحرافات مهم و غيره منتظره روبرو ميشود. ساير عناوين : مدير در نقش كنترلگر؛ شرح : نماينده سازمان در مذاكرات مهم. شرح : شخص اول نمادين. كسي كه ملزم به انجام تعدادي از وظايف تشريفاتي است كه داراي طبيعت قانوني يا اجتماعي هستند مانند مراسم مختلف، درخواستهاي رسمي و كتبي. ساير عناوين : مدير در نقش رئيس؛ مدير در نقش مقام اسمي؛ تعريف : واژه عمومي براي هماهنگي و هدايت منابع، سرمايه و نيروي انساني با هدف دستيابي به اهداف سازمان. شرح : مديريت واژهاي عمومي براي اداره كردن است. مديريت داراي انواع و اقسام مختلفي است. مديريت را ميتوان براي يك سازمان، موضوع، منبع، كسب و كار يا صنعت مطرح كرد. همچنين مديريت، صرفنظر از اينكه كجا يا براي چه بكار ميرود، داراي اصول، مباني، مفاهيم، فلسفه، نظريه، وظايف، تاريخچه، و . . . است كه كمابيش در انواع مديريت قابل كاربرد هستند. در اينجا موضوع مديريت را در قالب دو دسته كلي (1) انواع مديريت و (2) اجزاء مديريت تقسيمبندي ميكنيم. ساير عناوين : اداره امور؛Administration تعريف : عبارتست از توسعه سيستمهايي براي جلوگيري از سوانح، آسيبها و ديگر رخدادهاي نامطلوب در محيطهاي سازماني. اين كار شامل اقداماتي مانند جلوگيري يا كاهش وقايع يا سوانح نامطلوب براي كاركنان، بيماران يا تجهيزات است. برنامهريزي براي كاهش آسيبهاي ناشي از افتادن يا تهيه برنامه ايمني آتشسوزي از جمله مثالهاي اين اقدامات هستند. مديريت يا كنترل عناصري كه در خطرات مربوط به يك فعاليت مؤثر هستند. اين اقدامات شامل تعيين خطرات، برطرف ساختن يا كنترل خطرات، توسعه دستورالعملها، آموزش، انگيزش، تأمين مالي، هدفگذاري، تيمسازي و غيره ميشوند. ساير عناوين : مديريت سلامت و ايمني كاركنان؛Safety and Health Management تعريف : واژه عمومي براي مديريت وظيفه بازاريابي، و براي مديراني كه در واحدهاي بازاريابي سازمانها كار ميكنند و مسئوليت چنين مديريتي را بر عهده دارند. تعريف : شيوههاي مديريت معطوف به مديريت پروژهها شامل برنامهريزي، پيادهسازي و هماهنگي اغلب در يك مقياس زماني كوچك در كوتاهمدت. تعريف : فرايند ايجاد، كنترل، كاهش و بهرهبرداري از تعارضات سازماني. تعريف : مديريت توليد عبارتست از فرايند برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليتهاي توليد در يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به محصولات تمامشده. تعريف : مديريت خدمات عبارتست از فرايند برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليتهاي ارائه خدمت توسط يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به خدمات قابل عرضه. تعريف : فنون مديريت كه به دنبال برانگيختن و ارتقاء خلاقيت در سازمان هستند. تعريف : عبارت كلي براي مهارتها و روشهاي مديريتي مربوط به مديريت سازمانهاي بخش عمومي و دولتي. ساير عناوين : ؛Public Management تعريف : فعاليتها و فرايندهاي برنامهريزي براي اينكه بتوان از زمان به مؤثرترين روش ممكن استفاده كرد. تعريف : شاخه يا رشتهاي از مديريت كه بر مديريت عمليات توليدي و خدماتي شامل حوزههايي مانند زمانبندي، جابجايي و انبار مواد و مديريت جريان كار تمركز ميكند. تعريف : مديريت فرايندهاي كسب و كار رويكردي به اداره فرايندها در سراسر طول عمر آنهاست از زماني كه در شكل اوليه ايجاد ميشوند تا مراحل مختلف بهبود مستمر. ساير عناوين : مديريت فرايندهاي بازرگاني؛BPM تعريف : فنون مديريت مرتبط و بكار رفته براي استفاده از فناوري در انجام كارها. ساير عناوين : مديريت تكنولوژي؛ تعريف : عبارت كلي براي مهارتها و روشهاي مديريتي براي مديريت تمام عمليات و فعاليتهاي يك موجوديت كسب و كار. ساير عناوين : مديريت بازرگاني؛ تعريف : مقصود از مديريت منابع انساني سياستها و اقدامات مورد نياز براي اجراي بخشي از وظيفه مديريت است كه با جنبههايي از فعاليت كاركنان بستگي دارد، به ويژه براي كارمنديابي، آموزش دادن به كاركنان، ارزيابي عملكرد، دادن پاداش و ايجاد محيطي سالم و منصفانه براي كاركنان سازمان. تعريف : عبارت كلي براي مديريت موجودي مورد نياز عمليات توليدي يا خدماتي با هدف دستيابي به كارايي بهينه. تعريف : مديريت نگهداري و تعميرات عبارتست از برنامهريزي و اجراي اثربخش فعاليتهاي مربوط به نگهداري و تعميرات وسايل و تجهيزات. اين موضوع طيف وسيعي از وظايف و مسئوليتها را از طراحي فعاليتهاي نگهداري و تعميرات تا فراهمآوري و مديريت منابع مورد نياز در برميگيرد. ساير عناوين : مديريت نت؛ تعريف : فنون مديريتي كه به انگيزش رفتار نوآورانه و تبديل نوآوريها به فايده عملي و واقعي در قالب محصولات و فرايندها ميپردازند. تعريف : فنون مديريت مورد استفاده در امور مربوط به هزينه (قيمتگذاري، برآورد هزينه و . . . ) و كنترل آن. تعريف : تأييد درستي و صحت مجموعهاي از واقعيتهاي بيان شده (مانند حسابهاي مالي). تعريف : بررسي مديريت و بهرهبرداري از منابع اقتصادي و كارآمدي آن، علل غيراقتصادي و ناكارآمد بودن و تبعيت فعاليتهاي انجام شده از قوانين و مقررات وضعشده در خصوص اقتصاد و كارايي. تعريف : يك كنترل سازماني است كه اثربخشي ديگر كنترلهاي سازمان يافته را بررسي و ارزيابي ميكند. مميزان داخلي مميزي عملياتي را انجام ميدهند و حقالزحمه آنها از سوي سازمان پرداخت ميشود. تعريف : يك كنترل دولتي است كه نياز واحدهاي دولتي را در سطوح مختلف تأمين ميكند. مميزيهاي دولتي داراي سه نوع مالي، اقتصاد و كارايي يا نتايج برنامه (مميزي بر اساس موضوع) هستند كه معمولاً توسط مميزان دولت يا در بعضي موارد توسط مميزان مستقل انجام ميشوند. حقالزحمه مميزان دولتي توسط سازمانهاي استخدام كننده آنها پرداخت ميشود. تعريف : ارزيابي داخلي از سيستمهاي مديريت سازمان به منظور حصول اطمينان از اينكه سيستمهاي مستند شده به درستي اجرا شدهاند. تعريف : اگر ارزيابي داخلي توسط مشتري انجام شود. شرح : مميزي شخص دوم مميزي خارجي نيز ناميده ميشود. تعريف : ارزيابي سازمان توسط يك سازمان مستقل مميزي كننده. شرح : مميزي شخص سوم مميزي خارجي نيز ناميده ميشود. تعريف : سنجش كارايي و اثربخشي رويههاي عملياتي. تعريف : بررسي مطابقت صورت وضعيتهاي مالي با اصول پذيرفته شده حسابداري و همچنين بررسي تبعيت فعاليتهاي مالي از قوانين و مقررات وضع شده. شرح : به اين نوع مميزي «حسابرسي» هم گفته ميشود. ساير عناوين : حسابرسي؛ تعريف : يك كنترل اجتماعي است كه علاوه بر تأمين نيازهاي مميزي داخلي، نياز كاربران خارجي اطلاعات مالي را تأمين ميكند. مميزان مستقل، مميزي اظهارنامههاي مالي را انجام ميدهند و هزينه مميزي مستقيماً توسط سازمان پرداخت ميشود. تعريف : بررسي دستيابي به نتايج و منافع پيشبيني شده. تعريف : توانايي كار با افراد و گروهها و درك و ايجاد انگيزش در آنها. شرح : يكي از سه دسته مهارتهاي مديريت. مهارتهاي اين دسته مربوط به روابط انساني است. ساير عناوين : مهارتهاي اجتماعي؛ تعريف : توانايي در ايجاد هماهنگي و يكپارچگي تلاشها و فعايتهاي سازمان. توانايي در درك سازمان به عنوان يك كل، درك چگونگي ارتباط اجزاي سازمان با يكديگر و توانايي در پيش بيني اثرات يك تغيير در سازمان. توانايي در شناخت مسائل، تببين آنها و ارائه راهكار هاي خلاقانه. شرح : يكي از سه دسته مهارتهاي مديريت. اين دسته از مهارتهاي مديريت با مفاهيم و ايدهها سر و كار دارند. ساير عناوين : مهارتهاي مفهومي؛ مهارتهاي ذهني؛ مهارتهاي عقلي؛ تعريف : توانايي در استفاده از دستورالعملها و فنون مربوط و برخورداري از دانش حوزه تخصصي مربوط به مجموعه تحت مديريت. شرح : يكي از سه دسته مهارتهاي مديريت. مهارتهاي اين دسته مربوط به چيزهاست. تعريف : تخصص يا توانايي در انجام كارهاي مربوط به مديريت. شرح : براي اينكه مديران در انجام وظايف مديريت و ايفاي نقشهاي مديريتي موفق باشند بايد داراي برخي مهارتهاي مديريتي باشند. رابرت كتز، استاد دانشگاه و مدير، مهارتهاي مديريتي را در قالب سه دسته تقسيمبندي كرده است. موضوعات اخص اين سه دسته را نشان ميدهند. Katz, Robert. 1974. Skills of an effective administrator. Harvard Business Review. September-October 90-101 تعريف : مهارتهاي مورد نياز براي انجام مذاكره موفق و دستيابي به اين تضمين كه توافق حاصل از مذاكره اهداف مورد نظر را تأمين ميكند. شرح : مذاكره عبارتست از فرايندي كه كه در آن دو طرف با هم صحبت ميكنند تا بر سر موضوعاتي مانند دستمزد، قيمت، نحوه ادغام و غيره به توافق برسند. تعريف : استفاده از تكنيكهاي مهندسي براي طراحي و نگهداري سيستمها. شرح : در حالي كه تحقيق در عمليات با توجه به منابع فعلي سيستم به حل مسئله و ارائه راه حل ميپردازد مهندسي سيستمها بر طراحي و برنامهريزي سيستمهاي جديد براي انجام بهتر عمليات فعلي يا اجراي عمليات، وظايف يا خدماتي كه تا به حال به كار گرفته نشدهاند تأكيد ميكند. به عبارت ديگر تحقيق در عمليات تغيير رويههاي سيستم را پيشنهاد ميكند در حالي كه مهندسي سيستمها تغيير كل يا بخشي از يك سيستم و جايگزين نمودن سيستم جديد را پيشنهاد ميكند. تعريف : مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستمهاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و روشهاي تحليل و طراحي مهندسي، نتايج و خروجيهاي مورد انتظار چنين سيستمهايي را تعيين، پيشگويي و ارزيابي ميكند. شرح : مهندسي صنايع عنوان يك رشته تحصيلي در دانشگاهها است. ممكن است عناوين ديگري براي اين رشته به كار رود كه از آن جمله ميتوان به مهندسي سيستم و مديريت صنعتي اشاره كرد. مهندسي صنايع مجموعهاي از مفاهيم، روشها، فنون و ابزار است كه متخصصان اين رشته از آنها براي كمك و پشتيباني مديريت استفاده ميكنند. ساير عناوين : مهندسي سيستمها؛ مديريت صنايع؛ مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي؛Systems Engineering شرح : در اين بخش اطلاعاتي درباره رشته مهندسي صنايع در دانشگاههاي ايران ارائه ميشود. اين اطلاعات عبارتند از: - دانشكدههايي كه رشته مهندسي صنايع در آنها تدريس ميشود - مقاطع مختلف رشته مهندسي صنايع - گرايشهاي مهندسي صنايع - دروسي كه تدريس ميشود تعريف : بررسي نظري نقش و طبيعت مديريت. شرح : نظريه عبارت است از يك گروهبندي سيستماتيك از مفاهيم و اصول مرتبط به گونهاي كه چارچوبي براي حوزه قابل ملاحظهاي از دانش فراهم آورد. ساير عناوين : تئوريهاي مديريت؛ شرح : يكي از سه دسته نقشهاي مديريتي. ساير عناوين : نقشهاي بين فردي؛ نقشهاي بين افراد؛ نقشهاي ميانفردي؛ شرح : يكي از سه دسته نقشهاي مديريتي. شرح : يكي از سه دسته نقشهاي مديريتي. تعريف : واژه عمومي براي كارها، رفتارها، مسئوليتها و فعاليتهاي مورد انتظار از يك مدير. شرح : هنري مينتزبرگ پژوهش وسيعي بر روي نوع و طبيعت كار مديران انجام داد. او به اين نتيجه رسيد كه مديران ده نقش اصلي ايفا ميكنند كه ميتوانند در قالب سه وظيفه اصلي دستهبندي شوند. او نتيجه گرفت كه كارهاي خيلي از مديران شبيه به هم هستند زيرا همه مديران يك تسلط رسمي بر مجموعه خود دارند كه باعث ايجاد يك موقعيت خاص براي آنها ميشود. اين موقعيت مديران را وادار ميكند كه ارتباط اجتماعي با زيردستان، همتايان و بالادستان برقرار كنند و اين برقراري ارتباط اطلاعاتي به مديران ارائه ميدهد كه در تصميمگيري مورد نياز هستند. بنابراين همه مديران يك سري از نقشهاي اجتماعي، اطلاعاتي و تصميمگيري ايفا ميكنند كه مينتزبرگ آنها را «مجموعههاي سازمان يافته از رفتارها» خواند. موضوعات اخص اين موضوع انواع نقشهاي مديريتي هستند. تعريف : يك نوع سياست نگهداري و تعميرات با هدف حداكثر كردن اثربخشي تجهيزات از طريق يك سيستم فراگير نگهداري و تعميرات پيشگيرانه براي كل طول عمر تجهيزات. شرح : اين مفهوم به عنوان بخشي از پيادهسازي كايزن (فرايند بهبود فراگير در توليد) در ژاپن شكل گرفت. نگهداري و تعميرات بهرهور فراگير همانند مديريت كيفيت فراگير همه افراد در همه سطوح را در نگهداري و تعميرات دستگاهها و تجهيزات دخالت ميدهد. هدف ترغيب افراد به نگهداري محل كار يا كارخانه از طريق گروههاي كوچك و فعاليتهاي داوطلبانه است. ساير عناوين : نگهداري و تعميرات بهرهور جامع؛ نگهداري و تعميرات اثربخش فراگير؛ نگهداري و تعميرات اثربخش جامع؛TPM تعريف : به نمايش گرافيكي ساختار و سلسله مراتب يك سازمان نمودار سازماني گقته مي شود. ساير عناوين : نمودار سازمان؛ نمودار ساختار سازماني؛ نمودار ساختار سازمان؛Organization Chart تعريف : توسعه فناوريها، محصولات، فرايندها و سيستمهاي جديد و بكارگيري آنها در عمليات كسب و كار. تعريف : كار پيوسته تصميمسازي و بيان آنها در قالب دستورات مشخص و دستورالعملها و انجام وظيفه به عنوان رهبر سازمان. شرح : هدايت منابع انساني يكي از وظايف مديريت است. برخي از نويسندگان رهبري را معادل هدايت ميدانند. همچنين برخي به جاي واژه «هدايت» از واژه «رهبري» استفاده ميكنند. تعريف : تمام فعاليتهاي مربوط به برقراري ارتباط متقابل بين اجزاي مختلف كار. شرح : برخي نويسندگان هماهنگي را يكي از وظايف مديريت برميشمرند در حالي كه برخي ديگر هماهنگي را اساس مديريت ميدانند و معتقدند كه هر يك از وظايف مديريتي اقدامي شامل هماهنگي است. شرح : هر سازمان داراي دو حوزه وظيفهاي عمده است: صف و ستاد. وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين ميكنند. وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني ميكنند. حوزههاي وظيفهاي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزههاي وظيفهاي ستاد هستند. ساير عناوين : وظايف بنگاه؛Enterprise Functions تعريف : وظايف ستاد از وظايف صف پشتيباني ميكنند. حوزههاي وظيفهاي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به حسابداري، مالي، فروش و بازاريابي، و منابع انساني به عنوان حوزههاي وظيفهاي ستاد هستند. تعريف : وظايف صف آنهايي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تأمين ميكنند. تعريف : فهرستي از فعاليتهاي اصلي كه مديران بايد به عنوان بخشي از كارشان انجام دهند. شرح : حوزههاي وظيفهاي اصلي مديريت، صرفنظر از نوع و سطح مديريت، عبارتند از: برنامهريزي، سازماندهي، هدايت، بكارگماري و كنترل. نويسندگان وظايف مختلفي را براي مديريت برميشمرند و يك فهرست قطعي و مورد قبول همه دانشمندان اين حوزه وجود ندارد. در اينجا به اكثر عباراتي كه به عنوان وظايف مديريت مطرح شدهاند اشاره ميشود. ساير عناوين : وظايف مديريتي؛Managerial Functions تعريف : مفهومي كه بر چگونگي يادگيري سازمان به عنوان يك گروه تمركز ميكند نه بر يادگيري تك تك افراد گروه. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:50 توسط مديريت سايت |
|
|
تعريف : واژه عمومي براي ارائه آموزش و ايجاد امكان دريافت تجربه براي مديران به طوري كه قابليتهاي آنها تقويت شود و براي مسئوليتهاي بزرگتر يا ارتقاءهاي بيشتر آماده شوند.
تعريف : ساخت و مونتاژ محصولات. تعريف : فرايند ايجاد تيمها و گروههاي كاري مؤثر. ساير عناوين : گروهسازي؛ تعريف : انجام يك كار با كمك ديگر افراد در قالب يك تيم. ساير عناوين : گروهي كار كردن؛ شرح : انتصاب صحيح از جمله اقداماتي است كه در كاربرد مطلوب منابع انساني نقش مؤثر و اساسي ايفا ميكند. اما انتصاب امري هميشگي نيست بلكه بر اساس شايستگيها، تجربيات و دانشي كه افراد در طول خدمت خود كسب ميكنند بايد به مشاغل بالاتر ارتقاء يابند يا اينكه در مشاغل با مسئوليتهاي مختلف جابجا شوند. جابجايي پرسنل در سازمان يكي از ابزارهاي مؤثر در مديريت منابع انساني بوده و معمولاً به شكلهاي مختلفي انجام ميگيرد. شرح : چارچوب هفت اس مدلي براي دستهبندي و تجسم ابعاد سازمان است. ساير عناوين : مدل هفت اس؛ هفت اس مكينزي؛Mckinsey 7-s؛ 7-s Model تعريف : چرخه حيات ايجاد سيستم روشي منظم و با قاعده است كه براي نظامدهي به كاربرد فرايند ايجاد سيستم و فعاليتهاي لازم براي نگهداري، توسعه و گسترش سيستم در چارچوب يك برنامه عملياتي ساده به كار ميرود. اين روش، فرايند ايجاد سيستم را به مثابه مجموعهاي از گامهاي معين در نظر ميگيرد كه از مرحله بررسي تقاضا تا مرحله پيادهسازي و نگهداري كل سيستم استمرار دارد. شرح : چرخه حيات ايجاد سيستم فرايندي است كه تحليلگران سيستم، مهندسان نرمافزار و برنامهنويسان كامپيوتر سيستم را به وسيله آن بنا ميكنند. بنابراين ابزاري براي مديريت پروژه ايجاد سيستم محسوب ميشود كه براي برنامهريزي، اجرا و كنترل پروژههاي مذكور به كار ميرود. ساير عناوين : ؛SDLC تعريف : فرايند ايجاد و نگهداري حسابها؛ ثبت و تحليل تمام مبادلات مالي بنگاه و خلاصه وضعيت مالي فعلي و ارائه گزارش به مديران و ذينفعان، مسئولان مالياتي و دولتي و ديگر نهادهاي مربوط. تعريف : حسابداري دولتي، مجموعه عملياتي است كه با توجه به قوانين و مقررات مالي دولت و با رعايت اصول و فنون حسابداري، اسناد مالي را تنظيم و دفاتر روزنامه و كل و معين را ثبت نموده و گزارشها و اطلاعات مالي را استخراج و تجزيه و تحليل مينمايد. ساير عناوين : ؛Governmental Accounting تعريف : حسابداري قيمت تمامشده، با فرايند محاسبه قيمت تمامشده محصولات، خدمات يا فعاليتهاي معين سروكار دارد و اطلاعات آن در تهيه گزارشهاي داخلي و خارجي سازمان، مورد استفاده قرار ميگيرد. در كتب و نشريات مربوط به حسابداري قيمت تمامشده، عنوان حسابداري صنعتي نيز بكار برده ميشود. ساير عناوين : حسابداري صنعتي؛ تعريف : گونهاي از حسابداري كه اطلاعات مالي را در قالب ترازنامهها و صورتهاي سود و زيان براي استفاده داخلي سازمان و همچنين براي گزارشدهي به سهامداران و ناظران دولتي جمعاوري، تحليل و ارائه ميكنند. تعريف : وظيفه حسابداري كه با هدف اصلي تغذيه اطلاعات مالي به تمام سطوح مديريت، دادههاي مالي را جمعآوري، تحليل و ارائه ميكند. ساير عناوين : ؛managerial accounting تعريف : فرايندهاي حسابداري كه به عنوان بخشي از مديريت هزينه، اطلاعات هزينه را دسته بندي، ثبت و گزارش ميكنند. شرح : به كاركنان به جبران كاري كه در سازمان انجام ميدهند حقوق و دستمزد پرداخت ميشود. ارزش نسبي مشاغل مختلف در سازمان، ارزش نسبي كاركنان، سطح حقوق و دستمزدهاي رايج، نقش اتحاديه و سنديكاها، اوضاع اقتصادي، مقررات دولتي از جمله عواملي هستند كه بايد در محاسبه حقوق و دستمزد در نظر گرفته شوند. با بررسي اين قبيل عوامل، مسئولان سازمان ميتوانند سيستمي را به وجود آورند كه بر اساس آن، حقوق و دستمزد هر يك از افراد شاغل در سازمان معين و پرداخت گردد. تعريف : يافتن و پيادهسازي راهحلهايي براي رويدادها و موضوعاتي كه تهديدكننده انجام كارا يا اثربخش يك كسب و كار هستند. تعريف : ارائه كالاهاي ناملموس به مشتريان يا در قالب ضميمه يك محصول فيزيكي (مانند پشتيباني) يا در قالب كالاهاي مستقل (مانند آموزش). تعريف : خدمات آموزشي در همه سطوح و موضوعات در قالب همه روشها. تعريف : ارائه انواع خدمات و محصولات مرتبط با مديريت به مديران براي انجام بهتر وظايفشان. تعريف : توانايي خلق يا اختراع چيزهاي جديد. شرح : خلاقيت يكي از بخشهاي مهم طراحي است. تعريف : توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژيهاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، دورنماي موفقيت سازمان ناميده ميشود. ساير عناوين : چشمانداز؛ دورنماي موفقيت سازمان؛ شرح : در اين بخش موضوعات مديريتي مربوط به دولت و حكومت ارائه ميشود. تعريف : گونهاي از سازماندهي مديريت دولتي به منظور افزايش كارايي، شفافسازي، دسترسپذيري و پاسخگويي به شهروندان از طريق استفاده فراگير و استراتژيك فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات در مديريت داخلي دولت و همچنين در برقراري ارتباط با شهروندان و كاربران خدمات عمومي. تعريف : عبارت از مجموعه عملياتي است كه باعث حل مشكلات كاركنان شده و نيازهاي داخل و خارج سازماني آنها (اعم از نيازهاي مادي و معنوي و رواني) را حتيالمقدور مرتفع ميسازد و آنها را از نظر جسماني و رواني سالم نگاه ميدارد. شرح : امور رفاهي و رسيدگي به وضع زندگي كاركنان و تهيه موجباتي كه به بهبود وضع زندگي آنها كمك كند يكي از وظايف عمده در مديريت منابع انساني است و عبارت از مجموعه عملياتي است كه باعث حل مشكلات كاركنان شده و نيازهاي داخل و خارج سازماني آنها (اعم از نيازهاي مادي و معنوي و رواني) را حتيالمقدور مرتفع ميسازد و آنها را از نظر جسماني و رواني سالم نگاه ميدارد. بدين ترتيب، سازمانهاي مختلف نسبت به احتياجاتي كه كاركنان دارند در حد توان خود برنامههاي رفاهي مختلفي را اجرا ميكنند. تعريف : طرز فكر، رفتار و فعاليتهاي افراد داخل سازمان و خود سازمان به عنوان يك موجوديت مستقل. ساير عناوين : ؛Organization Bahaviour تعريف : رفتاري مديريتي كه تمايل به ريسك كردن، توانايي تشخيص و بهرهبرداري از فرصتها و داشتن رويكردي فرافعالي نسبت به محيط از مشخصههاي اصلي آن هستند. تعريف : واژه عمومي براي نگرشها و اعمالي كه مديران در مجموعهاي خاص از شرايط از خود نشان ميدهند. تعريف : روشهايي كه با تحليل آماري، فرايندهاي تصادفي را بررسي و شرايط آنها را توضيح ميدهند. تعريف : روشهايي كه بهترين جواب مربوط به هدف تعريف شده را ارائه ميكنند. تعريف : روشهايي كه بر اساس قاعدهاي تجربي يا برگرفته از طبيعت جواب خوبي در مدت زمان معقول براي مسئله ارائه ميكنند. تعريف : چارچوبي كه سازمان بر اساس آن بنا ميشود شامل مشخصههايي از قبيل سطوح سلسله مراتب، خطوط فرماندهي و روابط. ساير عناوين : ساختار سازمان؛Organization Structure تعريف : سازمان ساختاري ارادي و عمدي از نقشهايي است كه در يك بنگاه به شكل رسمي سازماندهي شدهاند. سازمان گروهي از افراد است كه به صورت عمدي سازمان داده شدهاند تا به يك يا مجموعهاي از اهداف كلي و مشترك دست يابند. شرح : واژه «سازمان » در دو جنبه فيزيكي و مفهومي بكار ميرود. از جنبه فيزيكي به معناي بنگاه يا مؤسسه است بدين معني كه محلي و ساختماني همراه با افرادي در جهت اهدافي مشغول بكار هستند كه در ادبيات علمي، معناي فيزيكي سازمان را با واژه «بنگاه » مشخص مينمايند. از جنبه مفهومي و در شكل رسمي، سازمان ساختاري ارادي و عمدي از نقشهايي است كه در يك بنگاه به شكل رسمي سازماندهي شدهاند. تعريف : سازمانهايي كه به كار تأمين محصولات و ارائه خدمات (گاهي اوقات به شكل غير انتفاعي) در بخش عمومي و دولتي ميپردازند. تعريف : سازمان با تعداد كمي از لايههاي سلسله مراتب، معمولاً داراي عدم تمركز و آزادي عمل مديران سطوح پايينتر. ساير عناوين : ؛Flat Structure تعريف : ساختار ارادي از نقشها در بنگاهي كه به صورت رسمي سازماندهي شده است. تعريف : شبكهاي از روابط شخصي و اجتماعي كه توسط سازمان رسمي بنا نشده است بلكه به واسطه ارتباط كاركنان بنگاه خود به خود شكل گرفته است. تعريف : سازماني كه يادگيري و دريافت دانش و مهارتهاي جديد را اولويت اصلي خود قرار ميدهد و نه تنها يادگيري توسط تمام مديران و كاركنان، بلكه اشاعه موارد ياد گرفته شده را در سازمان تشويق ميكند. تعريف : گروهبندي فعاليتهاي ضروري براي دستيابي به اهداف، تخصيص هر گروه از فعاليتها به يك مدير به همراه قدرت و اختيار لازم براي نظارت بر آن، و تأمين هماهنگي افقي و عمودي در ساختار سازمان. شرح : سازماندهي يكي از وظايف مديريت است. سازماندهي شامل فعاليتهايي براي طراحي ساختار سازماني، تعيين مسئوليت افراد و شرح وظايف آنها، طبقهبندي مشاغل، تفويض اختيارات و . . . است. تعريف : طرز تلقي مديريت در حوزههايي مانند رهبري و نظارت، تفويض اختيار، و ارتباط با ديگر مديران و كاركنان. تعريف : مجموعهاي از عناصر كه به صورت دقيق مرتب شده و چيده شده باشند، به صورت مناسب با يكديگر مرتبط باشند و يك هدف خاص را تأمين كنند. ساير عناوين : نظامها؛ تعريف : يك سيستم كامل طراحي شده براي توليد، جمعآوري، سازماندهي، ذخيره، بازيابي و اشاعه اطلاعات در يك مؤسسه، سازمان يا هر حوزه تعريف شده ديگر از جامعه. شرح : اطلاعات منبعي ضروري براي انجام عمليات و مديريت سازمانهاست. موجودي انبار، تعداد اقلام خريداري شده يا فروخته شده، ميزان بودجه و مقادير تخصيص يافته آن، مدت زمان توليد محصول، مشخصات نيروي انساني و . . . اطلاعاتي هستند كه سازمانهاي مختلف براي انجام عمليات خود و مديريت به آنها نياز دارند. سيستمهاي اطلاعات دستهاي از سيستمهاي سازمان هستند كه به كار توليد اطلاعات ميپردازند. منابع ديگر مانند انرژي، نيروي انساني، سرمايه، مواد اوليه و ماشينآلات نيز در سازمان بكار گرفته ميشوند اما بخش قابل ملاحظهاي از اين منابع صرف اجراي سيستمهاي اطلاعات ميشوند. بنابراين سيستم هاي اطلاعات، سيستمهايي هستند كه هر سازمان دير يا زود بايد از آنها استفاده كند. سيستمهاي اطلاعات داراي اجزاء، وظايف، اصول و روشهاي تحليل، طراحي و نگهداري و اصول سازماندهي هستند كه در مقاله مقدمهاي بر سيستمهاي اطلاعات شرح داده ميشوند. همچنين سيستمهاي اطلاعات داراي انواع و اقسام مختلفي هستند و به دليل رشد روزافزون گونههاي مختلف آن، داشتن يك ديد سيستماتيك از انواع سيستمهاي اطلاعات بسيار مفيد خواهد بود. مقاله نوعشناسي سيستمهاي اطلاعات به تشريح قالبي براي دسته بندي سيستمهاي اطلاعات ميپردازد. ساير عناوين : نظام اطلاعات؛ تعريف : گونهاي از سيستمهاي اطلاعات سازماني كه اطلاعات مالي حسابها را جمعآوري و پردازش كرده و گزارشهايي از آن حسابها براي استفاده مديريت توليد ميكند. تعريف : سيستمهاي اطلاعات كه به طور كامل يا تا حدي از رايانه استفاده ميكنند سيستمهاي اطلاعات رايانهاي گفته ميشوند. شرح : سيستمهاي اطلاعات كه از رايانه استفاده ميكنند. امروزه بيشتر سيستمهاي اطلاعات، رايانهاي هستند و استفاده از رايانه در پيادهسازي آنها امري اجتنابناپذير است. تعريف : سيستمهاي اطلاعات كه براي اطلاعات سازماني و در سطح سازمان استفاده ميشوند. ساير عناوين : نظامهاي اطلاعات سازماني؛ تعريف : دستهاي از سيستمهاي پردازش مبادلات براي انجام امور مالي. تعريف : گونهاي از سيستمهاي اطلاعات رايانهاي كه نرمافزار آن مبتني بر محيط و فناوري وب است و كاربر در محيط وب با اين سيستمهاي اطلاعات كار ميكند. تعريف : نوعي از سيستمهاي اطلاعات رايانهاي كه معمولاً دادههاي داخل سازمان را از سيستمهاي پردازش مبادلات گرفته و خلاصهسازي معناداري از آنها را در قالب گزارشهاي مديريت براي پشتيباني وظايف مديريت در يك سازمان ارائه ميكنند. شرح : سيستم اطلاعات مديريت يكي از انواع سيستمهاي اطلاعات سازماني است. نقش سيستم اطلاعات مديريت پشتيباني اطلاعاتي مديريت است. ساير عناوين : نظامهاي اطلاعات مديريت؛ سيستمهاي گزارش مديريت؛Management Reporting Systems؛MIS؛MRS تعريف : يك سيستم اطلاعات براي جمعآوري، ذخيره، نگهداري، بازيابي دادههاي مورد نياز يك سازمان از كاركنانش و همچنين براي كمك به برنامهريزي، امور اداري، تصميمگيري و كنترل فعاليتهاي مديريت منابع انساني. تعريف : سيستمهاي اطلاعات كه از طريق رويهها و پردازش اطلاعات بر روي فعاليتهاي روزانه و تبادلات سازمان، كنترل عملياتي اعمال ميكنند. شرح : سيستمهاي پردازش مبادلات يكي از انواع سيستمهاي اطلاعات سازماني هستند كه سازمان را پشتيباني اطلاعاتي ميكنند. سيستمهاي پردازش مبادلات اصليترين سيستم هاي اطلاعات سازماني هستند كه بدون وجود آنها، ايجاد سيستمهاي اطلاعات پشتيبان تصميمگيري مانند سيستمهاي اطلاعات مديريت، سيستم پشتيبان تصميمگيري و . . . كاري بيهوده است. اين سيستمهاي اطلاعات، ركوردهاي اطلاعات مربوط به عمليات صف و ستاد سازمان را جمعآوري، پردازش و ذخيره ميكند و آنها را در شكل مستندات، گزارش ها و يا اطلاعات اوليه سيستمهاي اطلاعات پشتيبان تصميمگيري ارائه ميكنند. ساير عناوين : سيستمهاي پردازش تبادلات؛ سيستمهاي پردازش معاملات؛ سيستمهاي پردازش تراكنشها؛TPS شرح : سيستم مديريت اسناد يكي از سيستمهاي پردازش مبادلات است. با استفاده از اين سيستم، اسناد سازماني (و ويرايشهاي مختلف آن) جمعآوري، سازماندهي و ذخيره ميشوند و كاربران بر اساس سطوح دسترسي مجاز خود ميتوانند اسناد موردنياز را بازيابي كرده و اطلاعات مربوط به آنها را روزآمد كنند. ساير عناوين : سيستمهاي مديريت اسناد اداري؛ شرح : سيستم مديريت قراردادها يك سيستم پردازش مبادلات رايانهاي است كه براي ثبت و ذخيره اطلاعات قراردادها، بازيابي آنها در مواقع موردنياز، انجام عمليات مالي مربوط به قراردادها مانند تأمين اعتبار، صدور مجوز و اسناد موردنياز، ارائه گزارشهاي خلاصه و تفصيلي از وضعيت قراردادها، پرداختها و دريافتهاي انجام شده، اعتبارات هزينه شده و نشده، قراردادهاي تأخيردار و . . . استفاده مي شود. ساير عناوين : سيستم قراردادها؛ تعريف : به دستهبندي ابتدايي سبكهاي مديريت كه توسط ليكرت توسعه داده شد سيستمهاي مديريتي گفته ميشود. تعريف : يك سيستم اطلاعاتي و عملياتي براي انجام امور مربوط به مديريت نگهداري و تعميرات. شرح : يكي از انواع سيستمهاي اطلاعات سازماني از نوع سيستمهاي پردازش مبادلات. با استفاده از اين سيستم، اطلاعات مربوط به مشخصات دستگاهها و تجهيزات و آمار خرابيها جمعآوري شده و بر اساس آن اطلاعات برنامهريزي و تحليلهاي لازم انجام ميشود. اين سيستم همچنين اطلاعات لازم را در خصوص انجام فعاليتهاي نگهداري و تعميرات در قالب گزارشهاي از پيش طراحي شده ارائه ميكند. ساير عناوين : سيستمهاي نت؛سيستمهاي مديريت نگهداري و تعميرات؛ سيستمهاي مديريت نت؛Maintenance Management Systems؛ MMS ساير عناوين : سيستمهاي مديريت نگهداري و تعميرات رايانهاي؛ سيستمهاي مديريت نت رايانهاي؛Computerized Maintenance Systems؛ CMMS شرح : نمايش ويژگيها و ابعاد غير قطعي يك سيستم با استفاده از وروديهاي آزمايشي تصادفي. تعريف : طبقهبندي مشاغل عبارت است از دستهبندي يا تنظيم مشاغل در گروههايي از مشاغل مشابه و قراردادن اين مشاغل در طبقات و درجات مختلف، بطوري كه رابطه صحيح و مناسبي بين عوامل سهگانه زير برقرار شود: 1) وظايف، اختيارات و مسئوليتهاي مشاغل 2) شرايط احراز مشاغل 3) حقوق و دستمزد و مزاياي قابل پرداخت به هر گروه و طبقه شغلي. تعريف : طراحي شغل عبارت است از تعريف روشي كه يك كار بايد انجام شود و فعاليتهايي كه در يك شغل مفروض مورد نياز است. در تعريف ديگر، طراحي شغل عبارت است از تعيين و در كنار هم قرار دادن وظايفي كه به صورت يك واحد كاري ميتواند توسط فردي با مهارتهاي خاصي انجام گيرد و پاسخگوي بخشي از نياز سازمان باشد. طراحي مجدد شغل عبارت است از تغيير فعاليتها يا روش كار مربوط به يك شغل موجود. شرح : اين موضوع موبوط به برنامهريزي و طرحريزي فيزيكي فضاهاي كاري از جنبه روابط، هماهنگي، توالي و ... با هدف كاهش هزينهها، دوبارهكاريها و افزايش كارايي و اثربخشي است. طراحي كارخانه، جانمايي بخشها، طراحي ميز كار از جمله موارد طرحريزي فضاهاي كاري هستند. واحدهاي توليد و صنعتي تنها فضاهايي نيستند كه به طرحريزي فضاي كاري نياز داشته باشند بلكه طراحي يك ساختمان اداري، بيمارستان، مجتمعهاي تجاري، آموزشي يا اقتصادي نيز علاوه بر ديگر وجوه طراحي، به طرحريزي فضاي كاري نياز دارند. تعريف : توليد ايده، فكر يا راهكار از طريق بحث در گروههاي كوچك از افراد. تعريف : هر وجهي از عمليات سازماني شامل يك سري از فعاليتها كه انجام آنها براي دستيابي به يك هدف مشخص ضروري باشد. تعريف : به ارزشهاي متداول و ادراكات مشترك موجود بين اعضاي يك سازمان فرهنگ سازماني گفته ميشود. ساير عناوين : فرهنگ سازمان؛Organization Culture تعريف : جا به جايي ملكيت كالا در مقابل پول. شرح : مديريت منابع انساني شامل انجام فعاليتهايي است كه داراي مباني، مفاهيم، فرايندها و ابزارهاي متفاوتي هستند تا حدي كه در سازمانهاي بزرگ براي برخي از آنها واحدهاي مستقلي تشكيل ميدهند. با وجود تفاوت ماهيتي بين اين فعاليتها، بيشتر آنها داراي ارتباط از جهت عمليات و اطلاعات هستند. نوزده فعاليت مشخص از مديريت منابع انساني فعاليت عبارتند از: (1) تجزيه و تحليل مشاغل (2) طراحي شغل (3) طبقه مشاغل (4) ارزشيابي مشاغل (5) برنامهريزي نيروي انساني (6) كارمنديابي (7) انتخاب (8) انتصاب (9) اجتماعي كردن (10) آموزش كاركنان (11) ارزيابي عملكرد (12) بهداشت و ايمني (13) بيمه و بازنشستگي (14) رفاه (15) انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان (16) حقوق و دستمزد (17) پاداش (18) جابجايي (19) انضباط تعريف : رويكرد ذهني به كارها و هدفهاي مديريت از سوي يك مدير يا مجموعه مديريت يك سازمان. تعريف : (1) كاربرد دانش در كسب و كار و صنعت. (2) وسايل مكانيكي يا الكترونيكي كه در توليد، محصولات و براي ساخت سيستمهاي كارآمدتر استفاده ميشوند. ساير عناوين : تكنولوژي؛ تعريف : فناوري اطلاعات عبارتست از كاربرد رايانهها و ديگر فناوريها براي كار با اطلاعات. شرح : فناوري اطلاعات حوزهاي است كه در تمام موضوعات علمي و كاربردي مورد استفاده قرار ميگيرد و موضوعات مديريت و مهندسي صنايع و حوزههاي مرتبط نيز از اين قاعده مستثني نيستند. بنابراين همسطح با اين موضوعات در اينجا مطرح ميشود. ساير عناوين : تكنولوژي اطلاعات؛ فناوري اطلاعات و ارتباطات؛IT؛ Information and Communication Technology؛ ICT شرح : برنامهريزي انواع و سطوح مختلفي دارد. از جنبه ماهيت ميتوان برنامهريزي را به شش دسته تقسيم بندي كرد: (1) برنامهريزي فيزيكي؛ مانند طراحي شهر، طراحي كارخانه، طراحي دفاتر اداري و آنچه به آرايش فضايي اشياء مربوط ميشود. (2) برنامهريزي سازماني؛ دستهبندي فعاليتها، توسعه الگو يا ساختار روابط كاري بين نيروي انساني سازمان، تعريف سلسله مراتب و اختيارات، طبقهبندي مشاغل و توسعه نيروي انساني. (3) برنامهريزي فرايند؛ توسعه روشها يا فرايندها مانند فرايند ساخت و توليد و تعيين توالي حركات و امور مورد نياز فرايند. (4) برنامهريزي مالي؛ تأمين بودجه موردنياز در زمان خواسته شده، مديريت بودجه در دسترس براي استفاده بهينه از آن و سرمايهگذاري مناسب. به عبارت ديگر برنامهريزي مالي ارائه خدمات در قالب پول به ديگر افراد، بخشهاي سازمان و سازمان به عنوان يك كل ميباشد. (5) برنامهريزي وظيفهاي؛ اين نوع برنامهريزي مربوط به وظيفه اصلي است كه سازمان به عنوان يك وظيفه هميشگي انجام ميدهد. برنامهريزي وظيفهاي تركيبي از برنامهريزي فيزيكي، سازماني و مالي براي پاسخ به اهداف وظيفهاي است. (6) برنامهريزي عمومي؛ اين نوع برنامهريزي يك برنامهريزي مادر براي كل شركت يا سازمان است. برنامهريزي عمومي تركيبي از برنامهريزي سازماني، فرايند، مالي و وظيفهاي است. برنامهريزي را ميتوان از جنبه افق زماني نيز دستهبندي كرد. از اين جنبه برنامهريزي در قالب برنامهريزي كوتاهمدت (برنامهريزي عملياتي و تاكتيكي)، برنامهريزي ميانمدت و برنامهريزي بلندمدت دستهبندي ميشود. در مهندسي صنايع، بيشتر برنامهريزي از نوع فيزيكي و فرايند مورد نظر است اگر چه اين مرزبندي به صورت رسمي و قطعي وجود ندارد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:46 توسط مديريت سايت |
|
|
تعريف : معادل با واژه هدف است و ممكن است به جاي يكديگر استفاده شوند. ساير عناوين : اهداف؛objectives؛targets تعريف : افرادي كه به استخدام سازمان در ميآيند علاوه بر معلوماتي كه در دبستان، دبيرستان و دانشگاه كسب كردهاند و براي ورود به اجتماع و خدمت مؤثر آماده شدهاند به آموزش تخصصي و حرفهاي نيز نياز دارند تا دانش فني و مهارتهاي لازم را براي انجام شايسته وظايف واگذار شده به دست آورند. اين آموزشها به كاركنان كمك ميكند تا نقش فعالتر و مؤثرتري در نيل به اهداف سازمان ايفا كنند. شرح : آموزش كاركنان يكي از فعاليتهاي مديريت منابع انساني است. ساير عناوين : آموزش كارمندان؛ آموزش نيروي انساني؛ آموزش منابع انساني؛employee training تعريف : برنامههاي آموزشي كه از طريق آن مديران اصول و فنون مديريت را فرا ميگيرند. ساير عناوين : آموزش مديريت؛ تعريف : آموزش مهارتهاي موردنياز به مديران با هدف اينكه تبديل به مديران موفق شوند. تعريف : مدلها، نرمافزارهاي رايانهاي و وسايل كمكي كه به مديران در انجام وظايفشان كمك ميكنند. تعريف : مدلها، فرمها، چكليستها، جداول، نرمافزارهاي رايانهاي و وسايل كمكي كه به مهندسان صنايع در انجام فعاليتهايشان كمك ميكنند. تعريف : اجتماعي كردن فرايندي است كه به وسيله آن فرد تازه وارد دانش، مهارت و ديدگاه لازم را كسب ميكند و به عضوي موفق و مؤثر براي سازمان تبديل ميگردد. شرح : اجتماعيكردن فرد فرايندي است كه به وسيله آن فرد جديد اطلاعات لازم و كافي را درباره سازماني كه وارد آن شده است كسب ميكند و با قبول ارزشها، هنجارها و الگوهاي رفتاري آن، خود را با اوضاع مطابقت داده و ميآموزد كه چه بايد بكند و چه انتظاري از او ميرود. تعريف : اصول و مهارتهاي مديريت و امور اداري براي مديريت در دولت. ساير عناوين : ؛Public Sector Administration تعريف : چيزهايي كه براي افراد مهم است. تعريف : ارزشيابي مشاغل تعيين ارزش نسبي مشاغل يك سازمان است با توجه به عوامل كلي تشكيلدهنده شغل به منظور پرداخت حقوق مساوي در ازاي كار مساوي و در شرايط مساوي. شرح : يكي از بزرگترين مشكلات مديران در محيطهاي كاري، عدم تعادل بين حقوق و دستمزدها و فقدان ضابطه صحيح براي تعيين ارزش واقعي مشاغل است. هميشه حقوق و دستمزد بزرگترين و مؤثرترين عامل انگيزه كاري براي كاركنان و جلب رضايت آنها از سازمانها بوده و از مهمترين مسائل در مديريت پرسنلي به شمار رفته است. ارزشيابي مشاغل تعيين ارزش نسبي مشاغل يك سازمان است با توجه به عوامل كلي تشكيلدهنده شغل به منظور پرداخت حقوق مساوي در ازاي كار مساوي و در شرايط مساوي. در واقع نخستين هدف ارزشيابي مشاغل، پيدا كردن ارزش كارها و مقايسه آنها با يكديگر است و ارزشيابي مشاغل براي تعيين حقوق و دستمزد متناسب با كاري كه فرد انجام ميدهد صورت ميپذيرد. تعريف : ارزيابي عملكرد فرايندي است كه به وسيله آن كار كاركنان در فواصلي معين و به طور رسمي، مورد بررسي و سنجش قرار ميگيرد. شرح : شناخت كاركنان قوي و اعطاي پاداش به آنها و از اين طريق، ايجاد انگيزه براي بهبود عملكرد آنان و ساير كاركنان، از جمله علل اصلي ارزيابي عملكرد است. در گذشته، مديران كلاسيك ارزيابي عملكرد را فقط به منظور كنترل كار كاركنان انجام ميدادند در حالي كه امروزه جنبه راهنمايي و ارشادي اين عمل، اهميت بيشتري يافته است و هدف اصلي از ارزيابي عملكرد اين است كه اطلاعات ضروري درباره نيروهاي شاغل در سازمان جمعآوري گردد و در دسترس مديران قرار گيرد تا آنها بتوانند تصميمات بجا و لازم را در جهت بالا بردن كميت و كيفيت كاركنان اتخاذ نمايند. بنابراين، هدف نهايي از ارزيابي عملكرد، افزايش كارايي و اثربخشي سازمان است نه توبيخ و تنبيه كاركنان ضعيف. تعريف : برنامه، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان ميدهد. ساير عناوين : راهبردها؛ تعريف : استراتژيي كه تعيين ميكند يك سازمان چگونه به اهداف بازاريابي خود ميرسد، مثلاً بر كدام بازارها و محصولات متمركز شود و چه مقدار براي فعاليتهاي بازاريابي هزينه كند. ساير عناوين : راهبردهاي بازاريابي؛ راهبردهاي بازارسازي؛ استراتژيهاي بازارسازي؛ شرح : روش علمي شامل تعيين حقايق از طريق مشاهده است. بعد از دستهبندي و تحليل حقايق، دانشمندان به دنبال روابط علي براي توضيح حقايق ميگردند. وقتي تعميمها و فرضيههاي ساختهشده تست شدند و درستي آنها به اثبات رسيد، يعني توانايي توضيح واقعيت را داشتند، آنگاه ميتوانند در توضيح و پيشگوئي شرايط مشابه استفاده شوند. به اين تعميمها و فرضيههاي آزمون شده «اصول» گفته ميشود. البته اين بدين معني نيست كه اين تعميمها به طور يقين يا همواره درست هستند بلكه به اندازه كافي معتبر هستند كه در پيشبيني و توضيح مورد استفاده قرار گيرند. تعريف : فعاليتهاي مديريتي كه بر دفترداري و كنترل اداري تمركز ميكنند. تعريف : كليه امور مربوط به مديريت منابع انساني شامل جذب، استخدام، نگهداشت، آموزش، روابط انساني، بازنشستگي و . . . تعريف : انتخاب مرحلهاي از مديريت منابع انساني است براي پذيرفتن يا رد تقاضاهاي مراجعين و متقاضيان كار، بطوري كه شايستهترين، مناسبترين و با استعدادترين آنها برگزيده و تعيين شوند. شرح : انتخاب مرحلهاي است براي پذيرفتن يا رد تقاضاهاي مراجعين و متقاضيان كار، بطوري كه شايستهترين، مناسبترين و با استعدادترين آنها برگزيده و تعيين شوند. اين كار تكميلكننده مرحله كارمنديابي است. به بيان ديگر، انتخاب را ميتوان جريان كشف، شناخت و سنجش مشخصات و خصوصيات متقاضيان شغل دانست. در حقيقت هدف غائي از انتخاب، سپردن كار به كاردان متعهد است. تعريف : عمل انتصاب عبارتست از بكارگماردن موقت يا دائم داوطلب شغل مورد نظر كه برمبناي اطلاعات بدست آمده متناسب با آن شغل تشخيص داده شده است. شرح : عمل انتصاب عبارتست از بكارگماردن موقت يا دائم داوطلب شغل مورد نظر كه برمبناي اطلاعات بدست آمده متناسب با آن شغل تشخيص داده شده است. در اغلب سازمانها انتصاب بدواً جنبه موقت داشته و پس از اينكه مستخدمين جديد يك دوره معين را به عنوان دوره آزمايشي طي كرد در صورتيكه شايستگي و علاقهمندي او در حين كار اثبات شد عمل انتصاب قطعي و دائم او انجام خواهد پذيرفت. تعريف : به فرايندهايي گفته ميشود كه از طريق آنها دانش فناورانه بين سازمانها در داخل يك كشور يا بين كشورها جابجا ميشود. شرح : منبع: www.scidev.net ساير عناوين : انتقال تكنولوژي؛ تعريف : جابجايي يك فناوري موجود از يك محيط عملياتي به محيط ديگر، مثلاً از يك شركت به شركت ديگر. شرح : منبع: www.scidev.net تعريف : به فرايندهايي گفته ميشود كه از طريق آنها دانش فناورانه بين سازمانهاي كشورهاي مختلف جابجا ميشود. شرح : منبع: www.scidev.net تعريف : انتقال فناوريهاي جديد از مرحله ايجاد در زمان فعاليتهاي تحقيق و توسعه به كاربردهاي عملياتي. براي مثال از سازمانهاي تحقيق و توسعه مانند دانشگاهها و مراكز پژوهشي به كاربردهاي آنها در صنعت. شرح : منبع: www.scidev.net شرح : امروزه اين تعبير كه هدف اصلي از انضباط بايد تغيير و اصلاح رفتار و عملكرد كاركنان باشد قوت گرفته است و مبناي تنظيم بسياري از قوانين و مقررات انضباطي را تشكيل ميدهد. بنابراين تنبيه كاركنان خاطي در سازمان به خودي خود هدف نيست بلكه مكانيسمي است كه به وسيله آن، تغييرات رفتاري مطلوب در آنها به وجود ميآيد. شرح : انگيزش، مشاركت و روابط كاركنان از جمله مباحث نرم و رويهناپذير مديريت منابع انساني هستند و نيازمند اقدامات و تشخيصهايي از سوي مديران منابع انساني هستند. البته سيستمهاي پاداش و تشويق و تنبيه بيارتباط با موضوع انگيزش به صورت عام نيستند اما تنها بخش محدودي از موضوع انگيزش را پوشش ميدهند. شرح : بر اساس موضوع مميزي، نوع و روش مميزي متفاوت خواهد بود. تعريف : منظور، خواست، قصد يا آرمان مشخص. تعريف : تحليل نيازهاي مشتريان، طراحي محصولات و فرايندهايي كه به آن نيازها پاسخ دهد و مشتريان را از وجود آن محصولات و فرايندها آگاه ساختن. تعريف : تبادل كالا، پول و سرمايه بين كسب و كارها يا كشورها. ساير عناوين : تجارت؛Trade تعريف : بازطراحي يك سيستم يا فرايند با استفاده از فنون مهندسي. ساير عناوين : مهندسي مجدد؛Re-engineering تعريف : كاربرد فنون مهندسي براي بازطراحي فرايندهاي كسب و كار به طوري كه فرايندهاي بازطراحي شده از منابع مؤثرتر استفاده كنند و به جاي فرايند، بر خروجي تمركز كنند. ساير عناوين : بازطراحي فرايندهاي كسب و كار؛ مهندسي مجدد فرايندهاي كسب و كار؛Business Process Redesign؛BPR تعريف : برنامهريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمها. شرح : برنامهريزي يكي از وظايف مديريت است. برنامهريزي داراي انواع و اقسام مختلفي است و در سطوح مختلف مديريت شكلهاي متفاوتي از آن استفاده ميشود. تعريف : برنامهريزي استراتژيك گونهاي از برنامهريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست. ساير عناوين : برنامهريزي راهبردي؛ تعريف : عبارتي كلي براي برنامهريزي و زمانبندي فعاليتهاي توليد با هدف دستيابي به كارايي توليد. تعريف : برنامهريزي نيروي انساني فرايندي است كه به وسيله آن سازمان معين ميكند كه براي نيل به اهداف خود به چه تعداد كارمند، با چه تخصص و مهارتهايي، براي چه مشاغلي و در چه زماني نياز دارد. شرح : هدف از برنامهريزي نيروي انساني، تأمين، استخدام و حفظ كاركناني است كه بقا و توسعه سازمان به وجود آنها بستگي دارد. تعريف : كل وظيفه مربوط به انجام امور مربوط به نيروي انساني در سازمان شامل جذب، استخدام، آموزش، فراهمآوري و نگهداشت شرايط كاري مناسب. شرح : بكارگماري يكي از وظايف مديريت است. مديريت منابع انساني نيز حوزهاي است كه در وظيفه بكارگماري ميگنجد. شرح : استفاده مطلوب از نيروي كار افراد وقتي امكانپذير است كه كاركنان از سلامت كامل برخوردار بوده و از خطر ابتلا به بيماري يا هر نوع حوادث در محيط كار بدور باشند. معمولاً سازمانها براي ارائه خدمات درماني و بهداشتي و ايمني طرحها و برنامههايي را اجرا ميكنند و دستهاي از اقدامات را متناسب با نوع و فعاليت سازمان انجام ميدهند. مجموعه اين امور، مبحث بهداشت و ايمني را در مديريت منابع انساني تشكيل ميدهد. تعريف : نسبت كل توليد يا خروجي به كل مصرف يا ورودي در يك دوره زماني كه به عنوان معياري براي سنجش كارآمدي فرايندهاي توليد شركت استفاده ميشود. شرح : برنامههاي بيمه و بازنشستگي به منظور ايجاد امنيت اقتصادي و تأمين معاش و زندگي مستخدم و خانوادهاش در زمان بيكاري، بيماري، پيري و از كارافتادگي و بالاخره پس از مرگ، تهيه و اجرا ميگردد. شرح : به جبران زحمتي كه فرد در سازمان متحمل ميشود، در ازاي وقت و نيرويي كه او در سازمان و به خاطر نيل به اهداف سازمان صرف ميكند، و به تلافي خلاقيت و ابتكارات وي براي يافتن و به كارگيري رويهها و روشهاي كاري جديدتر و بهتر، سازمان به فرد پاداش ميدهد. پاداشي كه فرد از سازمان دريافت ميدارد يا به خاطر انجام وظايف محول در حد عادي و متعارف است كه در اين صورت حقوق يا دستمزد ناميده ميشود يا به خاطر انجام وظايف در سطحي بالاتر از استانداردهاي عادي كاري است كه در اين صورت از پاداش، به عنوان مزايايي فوقالعاده به خاطر كار فوقالعاده صحبت ميشود. سيستم پاداش در سازمان، هر دو نوع عملكرد را در برميگيرد، و سيستمي است كه بر اساس موازين و شيوههاي خاصي، پاداش هر يك از كاركنان را متناسب با كارشان به آنها ميدهد. در اغلب موارد سيستم پاداش خدمات كاركنان از مؤثرترين ابزار تشويقي و انگيزشي است كه در اختيار مديران سازمان ميباشد. تعريف : پژوهش در عمليات عبارتست از كاربرد روشهاي علمي در مسائل پيچيده پديد آمده براي هدايت و مديريت سيستمهاي بزرگ شامل انسان، ماشين، مواد و پول در صنعت، تجارت، دولت و دفاع. رويكرد متمايز پژوهش در عمليات، توسعه مدلي از سيستم به همراه اندازهگيري عواملي مانند شانس و خطر براي پيشگويي و مقايسه پسامدهاي تصميمات، استراتژيها يا كنترلهاي جانشين است. هدف، كمك به مديريت در تعيين سياستها و اقدامات به صورت علمي است. علم مديريت عبارتست از كاربرد تكنيكهاي علمي، به ويژه روشهاي كمي، در مطالعه مديريت. شرح : در جنگ جهاني دوم، نيروي نظامي انگليس و آمريكا تيمهايي مركب از رياضيدانان، آماردانها، دانشمندان فيزيك، مهندسين، بيولوژيستها و روانشناسها تشكيل دادند تا مسائل مختلف عملياتي نظامي را مورد تحليل قرار دهند. به عنوان مثال نيروي دريايي آمريكا 70 تحليلگر از علوم مختلف را به كار گرفت. از آنجايي كه اين تيمها براي تحقيق روي فعاليت ها و عمليات نظامي تشكيل شده بودند، چنين تحقيق، تحليل و بررسي را «تحقيق در عمليات » ناميدند. تحقيق در عمليات يك روش عملي براي حل مسائل مديريت است. اين نظام شامل ساخت توصيفها يا مدلهاي رياضي، اقتصادي و آماري از مسائل تصميمگيري براي بررسي شرايط پيچيدگي و نااطميناني است. همچنين تحليل روابط تعيينكننده پيامدهاي محتمل تصميمات اتخاذ شده و ارائه شاخصهاي مناسب اثربخشي براي ارزيابي اهميت نسبي گزينههاي موجود از ديگر اهداف اين نظام است. تحقيق در عمليات معمولاً با عمليات يك سيستم موجود شامل انسان و ماشين سر و كار دارد. اين رشته ميتواند در سيستمهاي مختلف از جمله سيستمهاي نظامي، فروشگاهها، كارخانهها، مزارع، مراكز خدماتي و غيره براي كنترل موجودي، توزيع مواد خام و ساخته شده، بررسي خطوط انتظار، تبليغات، بهينهسازي حمل و نقل و تصميمگيري به كار رود. معمولاً هدف، بهينهسازي يا استفاده بهتر از مواد، انرژي، انسان و ماشينآلاتي است كه در سيستم موجود است. علم مديريت رشتهاي است كه در ارتباط تنگاتنگ با تحقيق در عمليات در دهه 1960 توسعه يافته است. تكنيكهاي مورد استفاده در اين رشته همان تكنيكهاي تحقيق در عمليات هستند اما تفاوت آن با تحقيق در عمليات در حوزه كاربرد آن است كه بيشتر در امور اداري، بازرگاني و مديريت صنعتي مطرح ميگردند. امروزه تفاوتي بين اين دو قائل نميشوند و معمولاً با هم و به شكل OR/MS مطرح ميگردند. ساير عناوين : تحقيق در عمليات؛ تحقيق عمليات؛ پژوهش عملياتي؛Operational Research؛ OR؛ MS؛ OR/MS تعريف : فعاليت يا فرايند گردآوري يا تأمين اعتبار مالي. تعريف : تبليغات فرآيند روشمند ارايه اطلاعات مناسب در مورد كالاها و خدمات به مشتريان و ترغيب و متقاعد كردن مؤثر مصرفكنندگان به خريد كالاها و خدمات است. ساير عناوين : ؛Advertisement تعريف : تبليغات اينترنتي به استفاده از اينترنت به عنوان يك كانال و وسيله ارتباطي براي ارسال تبليغات در محيط وب اشاره دارد. شرح : تبليغات از طريق رسانههاي مختلفي انجام ميپذيرد كه از آن جمله ميتوان به روزنامهها، مجلات، راديو، تلويزيون و ... اشاره نمود. چندي است كه رسانهاي جديد، يعني اينترنت، به جمع رسانههاي مورد استفاده تبليغات اضافه شده است. رشد تبليغ در اينترنت نسبت به تبليغ در رسانههاي سنتي، از سرعت بسيار بيشتري برخوردار بوده است. چرا كه پس از گذشت 38 سال از پيدايش راديو، تعداد استفادهكنندگان آن به 50 ميليون نفر رسيد، تلويزيون 13 سال پس از پيدايش اين حد نصاب را كسب كرد و اما اينترنت تنها با گذشت 4 سال توانسته به اين حد نصاب دست پيدا كند. ساير عناوين : تبليغات الكترونيك؛ تبليغات ديجيتال؛ تبليغات آنلاين؛Online Advertising؛ Online Advertisement؛ Internet Advertisement تعريف : كسب و كاري كه تماماً به وسيله اينترنت يا ساير رسانههاي الكترونيك و بدون تماس حضوري طرفهاي درگير انجام مي شود. شرح : تجارت الكترونيك ابتدا در حوزه تجارت مطرح شده است اما به تمام حوزه كسب و كار گسترش پيدا كرده است. تعريف : تجزيه و تحليل شغل فرايندي است كه از طريق آن ماهيت و ويژگيهاي هر يك از مشاغل در سازمان بررسي ميگردد و اطلاعات كافي درباره آنها جمعآوري و گزارش ميشود. با تجزيه و تحليل شغل معلوم ميشود هر شغل چه وظايفي را شامل ميشود و براي احراز و انجام شايسته آن چه مهارتها، دانشها و تواناييهايي لازم است. بنا به تعريف ديگري تجزيه و تحليل شغل، شرح خلاصه وظايف و مسئوليتهاي شغل، رابطه آن شغل با مشاغل ديگر، دانش و مهارتهاي لازم براي انجام دادن آن و شرايط كار است. تعريف : تحليل گزينههاي مختلف در مورد يك موضوع و گزينش يك يا چند گزينه. شرح : برخي نويسندگان تصميمگيري را يكي از وظايف مديران برميشمرند. برخي ديگر تصميمگيري را يكي از قدمهاي ساير وظايف مديريت ميدانند. به عنوان مثال در برنامهريزي، انتخاب گزينههاي مختلف در مورد اهداف، استراتژيها و پروژهها گونهاي از تصميمگيري هستند. دريافت اطلاعات بازخورد از سيستمهاي سازماني و بروز عكسالعمل از سوي مدير حاوي نوعي تصميمگيري است. ساير عناوين : تصميمسازي؛Decision Taking تعريف : تخصيص كارها به ايستگاههاي كاري به منظور دستيابي به يك جريان كار كارا و هموار. تعريف : عدم توافق بين افراد يا گروهها در داخل سازمان كه از نياز به شراكت در منابع محدود، يا درگير شدن در فعاليتهاي به هم وابسته، يا از تفاوت در وضعيت، آرمانها و فرهنگها سرچشمه ميگيرد. شرح : اعضاي صف و ستاد سازمان مانند اعضاي ديگر بخشهاي تفكيك شده در سازمان، افقهاي زماني، آرمانها، جهتگيريهاي ميان فردي، و رويكردهاي متفاوت نسبت به مسائل سازمان دارند. اين تفاوتها بين اعضاي صف و ستاد باعث ميشوند كه هر يك وظايف مرتبط را به صورت اثربخش انجام دهند اما همچنين باعث افزايش پتانسيل براي تعارض بين آنها ميشود. تعريف : توسعه سازماني عبارتست از تلاشي برنامهريزي شده، در سطح كل سازمان و مديريت شده از بالا براي افزايش اثربخشي و سلامت سازمان از طريق دخالتهاي برنامهريزي شده در فرايندهاي سازمان با استفاده از دانش علوم رفتاري. Harvey, D. F. and D. R. Brown. 1988. An experimental approach to organization development. 3rd ed. New Jersey: Prentice-Hall International. ساير عناوين : ؛OD |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:43 توسط مديريت سايت |
|
|
پسرخاله وارد ميشود
هفت توصيه براي آدمهاي مهم
توصيه اول: اگر شما فكر ميكنيد، آدم خيلي مهمي بوديد و ديگران هم فكر ميكردند، شما آدم خيلي مهمي هستيد و مهمتر از آن، از مابهتران هم خيلي شما را آدم مهمي ميدانند، پس شك نكنيد و هر كسي را كه فكر ميكند شما آدم مهمي نيستيد، له كنيد. |
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 9:33 توسط مديريت سايت |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:33 توسط مديريت سايت |
|
|
همه ي ما دوست داريم كه برنده باشيم و نه بازنده . ولي آيا ميل به برنده بودن به تنهايي كافي است؟ با اين كه زندگي همواره توام با پيكار نيست، اما شايد بتوان آن را به صحنه ي بازي پيچيده اي تشبيه نمود ، كه پيروزي در آن ، رمز و رازي دارد. سيدني . جي . هريس نويسنده اي سرشناس و واقع گراست كه رموز برنده شدن را در ميدان زندگي مي شناسد و براي موفقيت در آن ، راه هايي ساده پيشنهاد ميكند. اگر برنده بودن را به عنوان هدف زندگي خود انتخاب كرده ايد، اين مطالب دربرنده بودن كمك زيادي به شما ميكند اولين هدف گيري ¤¤ برنده متعهد ميشود بازنده وعده ميدهد وقتي برنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: اشتباه كردم وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه ميشود، ميگويد: تقصير من نبود برنده بيش از بازنده كار انجام ميدهد، و در انتها باز هم وقت دارد بازنده هميشه آنقدر گرفتار است كه نميتواند به كارهاي ضروري به پردازد هراس برنده از باختن به آن اندازه نيست كه بازنده باطنا" از برنده شدن دارد برنده به بررسي دقيق يك مشكل مي پردازد بازنده از كنار مشكل گذشته ، و آن را حل نشده رها ميكند برنده ميگويد: بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم بازنده ميگويد: هيچ كس راه حلي را نميداند برنده مي داند به خاطر چه چيزي پيكار ميكند و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد بازنده آن جا كه نبايد، سازش ميكند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه ميكند برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشيماني خود را نشان ميدهد بازنده مي گويد: «متاسفم» ، اما در آينده اشتباه خود را تكرار ميكند برنده مورد تحسين واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجيح ميدهد، هر چند كه هر دو حالت رامد نظر دارد بازنده دوست داشتني بودن را، به مورد تحسين واقع شدن ترجيح ميدهد، حتي اگر بهاي آن خفت و خواري باشد برنده گوش مي دهد بازنده فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است برنده از ميانه روي و نرمش خود احساس قدرت ميكند بازنده هرگز ميانه رو و معتدل نيست گاهي از موضع ضعف، و گاهي همچون ستمگران فرودست رفتار ميكند برنده ميگويد، بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد بازنده ميگويد، تا بوده همين بوده و تا هست همين است برنده به افراد برتر از خود، احترام ميگذارد، و سعي ميكند تا از آنان چيزي بياموزد بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته؟ و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است برنده گامهاي متعادلي بر ميدارد بازنده دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند دومين هدف گيري ¤¤ برنده ميداند كه گاهي اوقات ، پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي آيد بازنده بسيار مشتاق برنده شدن است، در جايي كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است برنده ارزيابي درستي از تواناييهاي خود داشته، و هوشمندانه از ناتواني هاي خود، آگاه است .بازنده از توانايي ها و ناتواني هاي واقعي خود بي خبراست برنده مشكلي بزرگ را انتخاب مي كند، و آن را به اجزاي كوچكتر تفكيك ميكند، تا حل آن آسان گردد بازنده مشكلات كوچك را آنچنان به هم مي آميزد، كه ديگر قابل حل شدن نيستند برنده مي داند كه اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود بازنده احساس ميكند كه اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد برنده تمركز حواس دارد بازنده پريشان حواس است برنده از اشتباهات خود درس ميگيرد بازنده از ترس مرتكب شدن اشتباه، يادگرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند برنده ميكوشد تا مردم را هرگز نيازارد، مگر در مواقع نادري كه اين دل آزاري در راستاي يك هدف بزرگ باشد بازنده نميخواهد به عمد ديگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه هميشه اين كار را ميكند برنده ثروت اندوزي را وسيله اي براي لذت بردن از زندگي مي داند بازنده مال اندوزي را هدف خود قرار ميدهد، بنابراين گذشته از ميزان انباشت ثروت، هيچگاه نميتواند خود را برنده محسوب كند، و هرگز برنده نميشود برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است سومين هدف گيري ¤¤ بازنده شكستهاي خود را ناشي از، تبعيض يا سياست مي داند برنده ترجيح مي دهد كه، خود را مسئول شكست هايش بداند، و نه ديگران را ولي وقت زيادي را صرف عيب جويي نميكند بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد برنده معتقد است، ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين ميكنيم بازنده از اين كه بيش از آنچه مي گيرد، بدهد، احساس ميكند بازنده است برنده در چنين موقعيتي احساس ميكند كه اعتبار خود را براي آينده تقويت مي نمايد بازنده اگر از ديگران عقب به ماند، تندخو و خشن ميشود، و اگر جلوتر از ديگران باشد، بي احتياطي ميكند برنده در هر شرايطي كه قرار بگيرد، آرامش و تعادل خود را حفظ ميكند بازنده از اين كه خود و يا ديگران به نقايص وي آگاهي يابند، هراسان است برنده ميداند كه نارسايي هاي او جزيي از شخصيت وجودي اوست، در حالي كه مي كوشد تا آثار ناگوار اين نقايص را به زدايد، هرگز تاثير آنها را انكار نميكند بازنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري ميبيند، خشم و ناخشنودي خويش را به زبان نمي آورد و زجر مي كشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرايط بدتري را پديد مي آورد برنده در چنين شرايطي آزادانه، رنجش و آزردگي خود را بيان نموده، تخليه ي احساسي ميكند، سپس مساله را به فراموشي مي سپارد بازنده به «استقلال» خود مي بالد، در حاليكه به واقع در حال خونسردي است. و به كار گروهي»خود مي بالد، در صورتي كه در حال دنباله روي است، و اراده اي از خود ندارد برنده ميداند كه كدام تصميم ها را به طور مستقل بگيرد، و كدام يك را پس از مشورت با ديگران بازنده نسبت به برندگان حسادت كرده، و ديگر بازندگان را حقير ميشمارد برنده داوري او درباره ديگران با توجه به چگونگي استفاده آنان از توانايي ها و استعدادهاي خودشان است، نه بر مبناي معيارهاي موفقيت مادي و دنيوي. و براي يك «پسربچه واكسي» كه كارش را استادانه انجام ميدهد، در مقايسه با يك فرصت طلب تمام عيار احترام بيشتري قايل است بازنده فكر ميكند كه براي بازنده شدن و برنده شدن قوانيني وجود دارد برنده مي داند كه هر قاعده اي در هر كتابي را، مي توان ناديده انگاشت ، جز يكي، «هماني كه هستي و ميخواستي ، باش» ، تنها برگ برنده ، در دنيا همين است بازنده به كساني كه از خودش قوي ترند، تكيه ميكند، و عقده هاي خود را بر سر افراد ضعيفتر از خويش خالي ميكند برنده روي پاي خود مي ايستد و از اينكه ديگران، به وي تكيه كنند، احساس تحميل شدن نمي كند چهارمين هدف گيري ¤¤ برنده در وجود يك آدم بد، خوبي ها را مي جويد و روي همين قسمت كار ميكند بازنده در وجود يك انسان خوب، بدي ها را مي جويد. از اين رو ، به سختي ميتواند با ديگران همكاري كند برنده در عين حال كه تعصبات خود را ميپذيرد، تلاش ميكند كه در هنگام قضاوت كردن بر اين تعصبات غلبه كند بازنده منكر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراين در سراسر عمر، اسير تعصبات خويش خواهد بود برنده هراسي ندارد از اينكه دريك موقعيت ضد و نقيض قرار گيرد، زيرا در افكارش خللي وارد نمي شود بازنده سازگار شدن با موقعيتهاي ضد و نقيض را به كار شايسته ترجيح ميدهد برنده بازي سرنوشت، و اين حقيقت كه شايستگي ها را همواره پاداشي نيست، بي آنكه ديدگاهي بدبينانه داشته باشد، درك ميكند بازنده بي آنكه بازي هاي سرنوشت را درك نمايد، بدگمان است برنده ميداند كه چگونه ميتوان جدي بود، بي آن كه خشك و رسمي باشد بازنده غالبا خشك و رسمي است زيرا، فاقد توانايي جدي بودن است برنده آنچه را كه ضرورت دارد، با متانت لازم انجام مي دهد، و توان خود را براي راه حل هايي ذخيره مي كند كه، در آنها از حق انتخاب برخوردار است بازنده آنچه را كه ضرورت دارد، با حالتي اعتراض آميز انجام مي دهد، و هيچ توان و نيرويي را براي گرفتن تصميمات اخلاقي مهم باقي نمي گذارد برنده ارزش هاي اخلاقي را، به عنوان تنها منبع قدرت حقيقي مي شناسد بازنده چون در باطن ، براي ارزشهاي اخلاقي احترام اندكي قايل است، بيش از ظرفيت خويش در جهت كسب منابع قدرت بيروني تلاش ميكند برنده سعي ميكند كه رفتارهاي خود را براساس نتايج منطقي آنها قضاوت كند، و رفتارهاي ديگران را، براساس قصد و نيت آنها ارزيابي كند بازنده رفتارهاي خود را براساس قصد و نيت خويش و رفتارهاي ديگران را براساس نتايج آنها ارزيابي ميكند برنده ديگران را نكوهش مي كند ولي آنها را مي بخشد بازنده چنان بزدل است كه قادر به نكوهش ديگران نيست، و چنان حقير است كه قادر به بخشيدن ديگران هم ، نيست پنجمين هدف گيري ¤¤ برنده پس از بيان نكته ي اصلي مورد نظرش، لب از سخن فرو مي بندد بازنده آنقدر به صحبت ادامه مي دهد، كه نكته ي اصلي را فراموش ميكند برنده هر امتيازي را كه بتواند بدهد، مي دهد، جز اين كه اصول بنيادي خود را فدا كند بازنده به خاطر هراس از دادن امتياز به لجاجت خود ادامه مي دهد، و اين ، در حالي است كه اصول بنيادي اش رفته رفته از بين مي رود برنده ضعفهاي خود را به خدمت توانايي هايش مي گيرد بازنده توانايي هاي خود را هدر ميدهد، زيرا كه آنها را در خدمت ضعفهاي خود به كار مي گيرد برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، يكسان عمل ميكند بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقير ميكند برنده ميخواهد مورد احترام ديگران باشد، اما ذهنش را درگير آن نميكند بازنده براي رسيدن به اين هدف، دست به هر كاري ميزند، اما سرانجام، با شكست روبه رو مي شود و به هدف اش نمي رسد برنده حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي شناسند، مي داند كه، هنوز خيلي چيزها را نميداند بازنده ميخواهد كه ديگران او را يك خبره بدانند، و اين نكته كه : «بسيار كم مي داند» را، هنوز نياموخته است برنده گشاده روست ، زيرا كه ميتواند بي آنكه خود را تحقير كند، بر خطاهاي خويش بخندد بازنده چون حتي در خلوت خويش ، خود را پست و حقير مي شمارد، در حضور ديگران نيز قادر به خنديدن بر خطاهاي خود نيست برنده نسبت به ضعفهاي ديگران، غمخواري ميكند، زيرا ضعفهاي خود را درك نموده و آنها را پذيرفته است بازنده ديگران را به دليل ضعفهايشان خوار و خفيف مي شمارد، زيرا وجود ضعف در درون خود را، انكار نموده و پنهان ميكند برنده هر كاري كه از دست اش بر آيد انجام ميدهد، و اگر سرانجام شكست خورد، به معجزه اميد مي بندد .بازنده بدون آنكه كوچكترين تلاشي كند، به انتظار معجزه مي نشيند برنده تا دم مرگ بيشتر از آنچه كه از ديگران ميگيرد، مي دهد بازنده تا پاي جان از اين توهم دست بر نميدارد كه، «پيروزي » يعني بيش از آنچه كه مي دهي، بستاني برنده هنگامي كه مي بيند راهي را كه در پيش گرفته است، با مسير زندگاني او سازگار نيست، هراس از ترك كردن آن ، ندارد بازنده «نيمه ي راهي » را در پيش گرفته و به آن ، ادامه مي دهد، و اهميتي نميدهد كه به كجا منتهي مي شود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:32 توسط مديريت سايت |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:30 توسط مديريت سايت |
|
|
منظور ما از تعهد در اين مرحله تعهد به دو چيز است الف)تعهد به اهداف ب) تعهد به خود تجارت الف)تعهد به اهداف يكي از مهمترين اركان موفقيت در هر كاري متعهد بودن به هدف تعيين شده براي انجام آن كار مي باشد. ميتوان گفت، هدف و تعهد دو بال انسان در مسير رشد و تكامل ميباشد بنابراين متعهد بودن به هدفهاي تعيين شده براي كسب موفقيت و پيشرفت در اين تجارت بسيار لازم و ضروري مي باشد. با اينكه مسئله تعهد يك مسئله كاملا دروني است اما براي تقويت ميزان تعهد، راههاي زيادي وجود دارند. به عنوان مثال مي توان:از افراد يك تعهد نامه گرفت به اين صورت كه از وي بخواهيم كه متني را مبني بر متعهد بودنش نسبت به اهداف وآينده اش بنويسدو سپس ميزان زماني را كه مايل است به انجام اين كار اختصاص دهد را مشخص كندو بنويسد و امضا كند و سپس متن را پيش خود نگه داريم. و يا مي توانيم از وي بخواهيم كه اين متن را شخصا نگهداري كند و در جايي قرار دهد كه هر روزمجبور باشد به آن نگاه كند. براي بالا بردن تعهد نيز مي توانيم اهداف و آرزوهاي خود را هميشه همراه خود داشته باشيم وهر روز آنها را بخوانيم. مشخص كردن و دانستن ميزان تعهد افراد به ماكمك مي كند كه بتوانيم تعيين كنيم كه چقدر مجازبه فشاراوردن به افراد در انجام اين تجارت هستيم. ب)تعهد به تجارت اين تعهد با 3عامل مشخص مي شود 1. تخصيص زمان كافي 2. تعداد افراد معرفي شده در هفته توسط فرد 3. شركت در جلسات توجه كنيد كه سرمايه شما براي شروع و موفقيت دراين كار زمان است نه هزينه خريد يك محصول. اگر شما به اين نتيجه رسيده ايد كه وارد اين تجارت شويد ،و آن را انجام دهيد ،زماني رانيزبه انجام اينكار تخصيص دهيد توجه كنيد كه حداقل زمان لازم براي شروع اين تجارت روزي 1 الي 2 ساعت است و با كمتر از آن به نتيجه نخواهيد رسيد. كساني كه وقت براي اين كار تخصيص نمي دهند مانند افرادي هستند كه يك رستوران در مركز شهر افتتاح كرده ولي هميشه تعطيل است،هرگز به سود نخواهند رسيد. پس فرموش نكنيد كه سرمايه شما براي شروع و موفقيت در اين كار زمان است. همچنين شما به Leaderخود درباره تعداد افرادي كه در هفته قصد معرفي سيستم به آنها را داريد، تعهد بدهيد. مثلا 10 نفر ،اين تعهد سبب مي شود شما تلاش بيشتري كنيد تا طبق برنامه خودتان عمل كنيد. شما بايد به شركت در جلسات نيز متعهد باشيد. با حضور در جلسات رفته رفته شما را به يك Leaderقوي تبديل ميكند. با حضور در اين جلسات همواره اطلاعات شما به روز خواهد بود و همچنين توانايي رهبري و حل مشكلات زير مجموعه تان را در خود ايجاد خواهيد كرد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 12:29 توسط مديريت سايت |
|
|